ویژه ی شـایـانـــ
حال این روزای من
چشای هم رنگ خون
تازه از بیرون اومده
سکوت سردی که اتاقو گرفته
بغض تلخ تو گلو�
با لباسای بیرون
ولو شده روی تخت
دکمه های پیراهن تا نیمه باز
کمربند شل شده
ته ریش خسته
اهنگ پشت سیستم در حال اجرا...
سیاوش قمیشی:
بـعـد تـو هـیـچ چـیـزی دوسـت داشـتـنـی نـیـسـت
کـوه غـصـه از دلـم رفـتـنـی نـیـسـت...
پلکام آروم میان رو ه�
اشکا سرازیر میشن
گونه هام خیس
شوری ـه تلخ اشک
که طعم حسرت بزرگمو میده
روی لبام حس می کن�
حسرتی که رخنه کرده تو کل وجود�
حسرتی که یه عمره قراره باهام باشه
و مدام یه سوال تو ذهنم تکرار میشه:
چرا؟ ندا!!چرا؟
نمی دونی چکار کردی با من!!!
تا روزی که زنده ام چشم به راهتم...
برگرد...