S

Shayan

@Karton khabe gachsar · ۹۱۳ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۹۴۸ رأی)

پیام

ویژه ی شـایـانـــ
حال این روزای من
چشای هم رنگ خون
تازه از بیرون اومده
سکوت سردی که اتاقو گرفته
بغض تلخ تو گلو�
با لباسای بیرون
ولو شده روی تخت
دکمه های پیراهن تا نیمه باز
کمربند شل شده
ته ریش خسته
اهنگ پشت سیستم در حال اجرا...
سیاوش قمیشی:
بـعـد تـو هـیـچ چـیـزی دوسـت داشـتـنـی نـیـسـت
کـوه غـصـه از دلـم رفـتـنـی نـیـسـت...
پلکام آروم میان رو ه�
اشکا سرازیر میشن
گونه هام خیس
شوری ـه تلخ اشک
که طعم حسرت بزرگمو میده
روی لبام حس می کن�
حسرتی که رخنه کرده تو کل وجود�
حسرتی که یه عمره قراره باهام باشه
و مدام یه سوال تو ذهنم تکرار میشه:
چرا؟ ندا!!چرا؟
نمی دونی چکار کردی با من!!!
تا روزی که زنده ام چشم به راهتم...
برگرد...

پیام

ﻗﺎﯾﻘــــﯽ ﺧﻮﺍﻫــــــﻢ ﺳﺎﺧـــــﺖ ➣⇩
◆ ﺑﺎ ﮐﺪﻭﻡ ﻋﻤﺮِ ﺩﺭﺍﺯ؟؟؟✖
■ﻧﻮﺡ ﺍﮔﺮ ﮐﺸﺘــــﯽ ﺳﺎﺧﺖ، ﻋﻤـــــﺮِ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪ ■
■ ﺑﺎ ﺗﺒــــــﺮ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺒــــﺶ، ﺑـــــﺮ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩ ■ ■ﺳﺎﻟﯿــــــﺎﻥ ﻃـــــــﻮﻝ
ﮐﺸﯿـــــــﺪ■
■ ﻋﺎﻗﺒـــــــﺖ ﺍﻣـــــــﺎ ﺳﺎﺧــــــﺖ ■
■ ﭘﺲ ﺑــــــﮕﻮ ﺍﯼ ﺳﻬــــــﺮﺍﺏ ■
■ ﺷﻌﺮ ﻧــــــﻮ ﺧﻮﺍﻫــــــﻢ ﺳﺎﺧﺖ ■
■ﺑﯿﺨﯿـــــــﺎﻝ ﻗﺎﯾــــــﻖ■
■ ﯾﺎ ﮐِـــــﻪ ﻣﯿﮕﻔﺘـــــﯽ ﺗﻮ■
◆ ﺗﺎ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﻫﺴــــــﺖ ﺯﻧﺪﮔـــــﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺮﺩ؟ ◆
■ ﺍﯾﻦ ﺳﺨﻦ ﯾﻌﻨـــــــﯽ ﭼـــــﻪ؟؟؟■
■ ﺑﺎ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﺑﺎﺷـــــﯽ ... ﺯﻧﺪﮔــــــﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ؟ ■!
■ ﻭﺭﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﻌــــــﺮﻭ ﺳﺨـــــﻦ■
■ ﯾﮏ ﺧﯿــــــﺎﻝ ﭘـــــﻮﭺ ﺍﺳﺖ ■
■ ﭘﺲ ﺍﮔــــــﺮ ﻣﯿﮕﻔﺘـــــﯽ ■...
◆ ﺗﺎ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﻫﺴــــــﺖ، ﺣﺴـــــﺮﺗﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺭﺩ◆
■ ﺟﻤــــــﻠﻪ ﺯﯾﺒـــــﺎ ﻣﯿﺸﺪ ■
■ﺗﻮ ﺑﺒﺨﺸــــــﻢ ﺳﻬــــــﺮﺍﺏ ■...
■ ﮐِـــــﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺷﻌــــﺮﺕ ■
● ﻧﮑﺘـــــﻪ ﺍﯼ ﺁﻭﺭﺩﻡ ●
●ﺍﻧﺘﻘـــــﺎﺩﯼ ﮐﺮﺩﻡ ●
《 ﺑﺨـــــﺪﺍ ﺩﻟــــــﮕﯿﺮﻡ•••
《ﺍﺯ ﺗﻤـــــﺎﻡ ﺩﻧﯿـــــﺎ•••
《ﺍﺯ ﺧﯿـــــــﺎﻝ ﻭ ﺭﻭﯾـــــــﺎ•••
《ﺑﺨــــــﺪﺍ ﺩﻟـــــــﮕﯿﺮﻡ•••
《 ﺑﺨـــــﺪﺍ ﻣﻦ ﺳﯿـــــﺮﻡ•••
《 ﺩﺭ ﺟﻮﺍﻧـــــﯽ ﭘﯿـــــﺮﻡ•••
《ﺯﻧﺪﮔـــــﯽ ﺭﻭﯾــــــﺎ ﻧﯿﺴﺖ•••
《ﺯﻧﺪﮔـــــﯽ ﭘــــﺮﺩﺭﺩ ﺍﺳﺖ•••

پیام

در خیالات خود�
در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه،
از خیابانی که نیست
می نشینی روبرویم،
خستگی در میکنی
چای می ریزم برایت،
توی فنجانی که نیست
باز ميخندی و ميپرسي
كه حالت بهتر است؟!
باز میخندم که خیلی،
گرچه میدانی که نیست
شعر می خوانم برایت،
واژه ها گل می کنند
یاس و مریم میگذارم،
توی گلدانی که نیست
چشم میدوزم به چشمت،
مي شود آیا کمی
دستهایم را بگیری،
بین دستانی که نیست..؟!
وقت رفتن می شود،
با بغض می گویم نرو...
پشت پایت اشک می ریزم،
در ایوانی که نیست
می روی و
خانه لبریز از نبودت می شود
باز تنها می شوم،
با یاد مهمانی که نیست...!
بعد تو
این کار هر روز من است
باور این که نباشی،
کار آسانی که نیست...!
زندگي گاه به كام است و بس است
زندگي گاه به نام است و كم است
زندگي گاه به دام است و غم است
چه به كام و
چه به نام و
چه به دام ؛
زندگي صحنه بي تابي ماست، ..
زندگي ميگذرد..

پیام

(*^*گچساران بام نفت ایران*^*)
یکی از لذتایی که دلم می خواد...چند سال بعد از اینکه ازدواج کردی�
ی بعد ظهر نسبتا سرد پاییزی
من در حال فوتبال نگاه کردن باش�
بگه:شایان تا کمند نیست بیا بریم بیرون...
من : فعلا دارم فوتبال نگاه می کنم بذار برای بعد یا یروز دیگه...
اون:شـــایـــانــ...
من:خو بذار بعد فوتبال بری�
اون:ناراحت بشه وبگه اصن قهرم باهات، دیگه دوشت ندار�
من؛نه نه اصن من غلط کردم هر چی خانوم خوشکلم بگه
پاشو اماده شو
اون:با اخم نوموخا�
من:ندا عزیزم ببخشید دیگه حالا پاشو هرجا گفتی میریم
اون: برام از اون آلوچه هایی که اون دفعه گرفته بودی هم میگیری؟
من:چـــشـــم؛اگه امر دیگه ایی نیست پاشو آماده شو
الوچه بدست بیایم تو یکی از پارک های نزدیک خونه
روی یکی از نیمکتا نشسته باشی�
دستمو انداخته باشم دور گردنش
و طبق معمول اون در حال صحبت کردن باشه من گوش دادن
در حالی که داره الوچه می خوره و هر از گاهی یدونه هم تو دهن من میذاره
موهای پیشونیش ریخته باشه تو صورتش
با دستام موهاشو جمع کنم پشت گوشش
خودش روسریشو درست کنه و
ی نگاهی بندازه به ساعت و
بگه شایان یکم دیگه مدرسه ی کمند (دخترمون) تعطیل میشه خودمون بریم دنبالش،دست تو دست بریم دنبال دخترم...

پیام

عـاشـقـانـه کـوتـاه
بــعــد از یـه دوری چـنـد روزه
کـه عـطـر تـنـشـو چـنــد روزه
نـشـنـیـدی و فـوق الـعـادهـ دلـتـنـگ
بـیـای خـونـه بـغـلـش کـنـی
بـبـریـش رو تـخـت
ولـو بـشـی روش و...
بـوس بـارونـش کـنـی�...‎

جوک

با دوست دخترم رفتم بيرون! يه سگ ديده گفت كيشش كن بره ميترسم .
يه سنگ زدم تو سرش پاشد دونبالمون!
پريدم بالاى درخت به دوست دخترم گفتم چرا نمياى بالا الان تيكه پارت ميكنه؟؟!
ميگه : مگه من زدم؟؟؟
سگه از خنده رید میفهمی رید...

جوک

(*^*گچساران بام نفت ایران*^*)
پول برقو نداده بودیم امروز اومدن گازمونو قطع کردن
.
.
.
.
گفتم اخه چرا گازو قطع کردین
مرتیکه گفت کمرم درد میکنه نمی تونم از تیر برم بالا ...از قیافتون معلومه پول گازم ندارین بدین ...
از کجا فهمیدو نمی دونم

پیام

(*^*گچساران بام نفت ایران*^*)
یکی از لذتایی که نبوده...
اول صـبـح کـه تـازه چـشـامـو بـاز کـردهـ بـاشـ�
تـو بـغـلـم رو بـازوی چـپـم خـوابـیـده بـاشـه...
دسـت راسـتـم روی قـلـبـش و دسـت راسـتـش روی دسـتـم بـاشـه
بـیـنـیـمـو فـرو کـنـم تـوی مـوهـای پـریـشـونـش و یـه نـفـس عـمـیـق...
یـه بـوس از پـشـت گـردن و مـحـکـم تـو بـغـلـم فـشـارش بـدم که بـیـدارشـه
چـشـاشـو بـاز کـنـه و بـرگـردهــ سـمـت مـن...
چـش تـو چـش ؛ لـبـا مـقـابـل هـم و دمـاغـامـون چـسـبـیـده بـاشـه بـه هـم...
خـلاصـه شـرایـط هـمـجـوره واسـه لب جانانه جـور بـاشـه و...
بـعـدشـ سـرشـو بـزاره رو شـونـم بـا صـدایــ خـوابــــ آلــود بـگـه خـیـلـی دوسـت دارم...
چـشـاشـو بـبـنـده و بـخـوابـه مـنـم طـبـق مـعـمـول بـدون حـرکـت مـشـغـول گـوش دادن بـه نـفـس کـشـیـدنـش...

پیام

(*^*گچساران بام نفت ایران*^*)
یکی از لذتایی ک دلم می خواد...
یه شب که تازه از مهمونی اومده باشیم خونه...
موقع خواب (مثلا ساعت 1یا2شب)سرش روی سینم باشه دستم لای موهای طلاییش و درگیر بازی کردن با موهاش...ی دفعه سرشو بلند کنه تو چشام نگاه کنه با ی لبخند بگه...
اون:شایان !!!
من:جانم؟
اون: چقد دوسم داری؟
من:زیاد...
اون :مثلا چقدر؟
من: بیشتر از همه؛بیشتر از جونم...
اون:سکوت کنه و یه لبخند بزنه؛باز سرشو بزاره رو سینم ...
اون:شــایــانـــ؟
من: همممم؟
اون:ی چیزی بگم؟
من:اوهوم...
بعد ازچند لحظه سکوت...
اون:داری بابا میشی!!!
من:با صدای بلند چــــــــــی؟؟؟؟ی بار دیگه بگو...
اون بلند بخنده و بگه آرووووم آبرمون بردی تو در همسایه...
منم ببوسمشو بلند بگم دوست داررررررم نـــــــداااااا اندازه ی خــــدا...
تلفنو بردارم ب هر کی ک میشناسم زنگ بزنم نصف شبی
بعد با خنده بگه شایان چکار می کنی بیا بخواب ابرومون بردی ولی من همچنان در حال زنگ زدن... که بگه شایان میای بخوابی یا بخوابونمت...خب دوستان مثه اینکه وقته خوابه در برابر تهدید نــدا کاری نمی شه کرد...تا لذتای دیگر بدرود...زن ذلیل هم عمته

پیام

(*^*گچساران بام نفت ایران*^*)
یه عصر سرد زمستانی
دمای هوا هم نزدیکای صفر درجه باشه
نم نم بارونم بزنه...
من:زنگ بزنم بگم اماده شو بریم بیرون؛
با یه چتر پیاده برم دنبال عشقم...
دستش تو دست من ،دست هردومون تو جیب من...شروع کنیم به آروم قدم زدن...
نزدیکای خونه شونم یه قهوه خونه ایی؛ سفره خونه ایی باشه...تو راه هم هی لاو بترکونیم و هی قربون صدقش برم...
بعدکه رسیدیم یه دونه چایی یا قهوه یا هرچیز دیگه ایی...سفارش بدیم (دقت کنید یدونه فقط) که هر دوتامون از یه ظرف خورده باشی�
بعد موقع برگشتن وسطای راه؛عشقم بگه خستمه نمی تونم راه بیا�
،منم که از خدا خواسته؛چترو بدم دستش خودشو کول کنم تا دم در خونه شون ...
بعد همون لحظه شروع کنم ب فیلم بازی کردن ک اخ اخ کمر درد می کنه...
اونم نگرانم بشه و اصرار کنه ک بریم تو یکم استراحت کن(یعنی عاشق اینم ک ببینم نگرانمه)بعد دستمو بگیره بکش که بریم تو که همون لحظه
بغلش کنم ی بوس از پیشونی... در گوشش بگم دیوونتم!!! دیووونه...
اونم ک دیگه دو هزاریش افتاده که چ خبره ی لبخند بزنه و هلم بده عقب و بگه تا دیوونم نکردی برو دیوونه...

پیام

آیامیدانید شعر "تولدت مبارک" نخستین بار برای پیکان سروده شده بود! جالبه نه؟!!!
ترانه و آهنگ "تولدت مبارک"، به سفارش ایران ناسیونال و با شعری از پرویز خطیبی و آهنگسازی انوشیروان روحانی ساخته شد. جالب است بدانید که روحانی، این ملودی را با الهام از رقص مکزیکی لاکوکاراچا نوشت. در سال 1349 در مراسم جشن تولد پیکان، هنگامی که ترانه خوانده می‌شد، پیکان 49 از میان کیکی بزرگ ظاهر شد. در آن زمان کره ای ها میهمان این جشن بودند درحالی که انگشت به دهن با حسرت این مراسم را دنبال می کردند هیچگونه صنایع مونتاژ اتومبیل نداشتند و سال ها بعد از ایران شروع کردند. حالا انها هیوندا می سازند و ما وانت پراید!!! !!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟

پیام

باید میگفتم دوستش ندارم چشمام خورد
حـــیــــــــف
میگفت میمونه اگه بتونه اما نموند
حــــیـــــــف
میگفت بمیره نمیگه میره تا این و گفت
رفــــــــت
نا اومدم بهش بگم تو رویات یادم نیافت
رفــــــــت
میگفت نمیره نمیگه میره تا این و گفت
رفــــــــت
تا اومدم بهش بگم تو رویاهات یادم نیافت
رفــــــــت

جوک

بـــه نــظــر مــن
نـصـیـحـت کـردن تــوی خــانــواده بــایـــد ســامــانــدهــی بــشــه!
یــنــی مــثـلــا عــیــنِ "مـعـایـنـه فـنـی" یــه بــرچــســب بــزنــن روت کــه
قــبــلــا نــصــیــحــت شــدی! دوبــاره یــکــی نــیــاد در مــوردِ هــمــون مــوضـــوع حــرف بــزنـــه ....
عــاغــا بــد مـیـگـم؟