#اعتراف میکنم

ع
علی گوگو لی ۵ سال پیش
جوک

دیروز داشتم با دوستم تو کوچه راه می رفتم یه10تایی دختر داشتن از اون ور میومدن. ما ماسک زده بودیم و اون دختر هیچ کدومشون ماسک نداشتن.ما رفتیم تو پیادرو.یه دختر از او وسط گفت:چی شد از ابهت ما ترسیدین.من گفتم نه نترسیدیم.گفتم ما مثل تو بولینگ هستیم میام سمت شما همتون میوفتین صداتون درمیاد.بعد دختر به سمت ما حمله کردن منم به دوستم گفتم:الفرار وگرنه صورت خط خطی میشه. داشتیم درمیرفتیم که دیدیم دخترا مث چی میدوییدن منو دوستم داشتیم تند راه می رفتیم.از او ور دخترا داشتم می مردم که یکیشون گفت:وایستین کارتون نداریم. منو دوستم داشتیم راه می رفتیم.یکدفعه یکی اومد با سنگ زد تو سر دوستم.منم عصبانی شدم.دونا ترقه سیگاری انداختم سمتشون همشون افتادن زمین.

د
جوک

سوتی های خواستگاری ۲:
اعتراف میکنم دوست خواهرم میگفت
داداش من ۴ سالشه همین که خواستگارا اومدن خونه گفت: دهنت سرویس ممد تو این چند ماه چند تا خواستگار اومد اونوقت تو الان میای
همونجا بابام فهمید ما با هم دوست بودیم
اخ اخ بخدا این لحظه که اینو گفت از خنده شکم درد گرفتم

د
جوک

سوتی های خواستگاری ۱:
اعتراف میکنم
که برای خواهرم که خواستگار اومد
الان انتظار دارین بگم من مخالفت کردم نه نه
حدودا ۷ یا ۸ سالم بود
که قبل از اینکه خواستگارا بیان یه ساعت منو راضی کردن که از اتاق بیرون نیا�
منم تازه اسکیت مبتدی خریده بودم اومدن بلند شن که من با اسکیت تو هال خونه با فرش ظاهر شدم
آخ قیافه خواهرم دیدنی بود
تا سه چهار روزم خونه رام ندادن

A
Amir ۵ سال پیش
جوک

بچه بودم سر یه بطری دعوا داشتم با ابجیم بعد اومدم توش ریکا ریختم ابجیم بخوره.همینه کارا رو انجام دادم رفتم پنج دیقه بعد چنان تشنم شد رفتم کل بطری رو سر کشیدم:|
هیچی کل خانواده هم میخندیدن میگفتن قراره بمیریی منم گریهه:(
دکترم از اونور تیکه مینداخت خوشمزه بود:|

M
Momo ۵ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم من بودم که روی ماهی عیدامون آب ‌جوش ریختم آب پز شدن
اعتراف میکنم من بودم که کلی رنگ سبز ریختم روی قالی سفید بعد رو رنگه دوباره رنگ سفید ریختم تا ماست مالی بشه(هنوزم هیچکی نمیدونه????)
اعتراف میکنم من بودم با زره بین موکتای خونه زو میسوزوند�
خب دیگه بسه یکم دیگه بگم آبروم میره=|

ج
جغد مغرور ۵ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم از بچگی دلم میخواست بزرگ شدم دکتر بش�
نه به خاطر نجات جون آدما!فقط و فقط بخاطر اینکه از اتاق عمل بیام بیرون و بگم (متاسفم ؛ما تمام تلاشمونو کردیم)
الانم میخوام دکتر بش�
اما بازم نه برای نجات جون آدما!
فقط برای اینکه وقتی کسی بهم در جواب احوال پرسی بگه مگه دکتری ،بگم پ ن پ دامپزشکم تو هم بیماری بعدیمی:/

ن
نویسنده خوشحال ۵ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم وقتی دارم صفحه اول فورجوک رو میخونم تو چه وضعی ام.
۱)اولین پست رو میخونم:چه خنده داره خخخخ
۲) دومین پست رو میخونم:اٍ آآآ این که جوک نبوده ای وآآآآی
۴) سومین پست رو میخونم:خو الآن یعنی چی؟؟؟؟؟من که نفهمیدم منظورش چیه !اوه اوه ببین چه قدر لایک داره؟!
۵)خسته میشم:ببینا نشستم خودمو اینجا علاف کردم که چی برم به کارام برسم...
.
.
.
.
لایک:خب که چی؟⁦(・∀・)⁩
لایک:خخخخ آره منم همینم⁦⁦(◍•ᴗ•◍)⁩

×
جوک

آقا من چند روزه میخوام یه چیزی رو براتون بنویسم ، ولی این محدودیت ارسال نمیزاره :((((
اعتراف میکنم تو خونه ی ما ، من کولرو خاموش و روشن میکنم!!!! مامان و بابام پنجره ها رو باز و بسته میکنن!!! بعععععععله D: یه همچین آدم توان مندی هستم من :))))))))))