ع

علیرضا

@ALIREZA.B.B. · ۷ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۲ رأی)

ع
علی گوگو لی ۵ سال پیش
جوک

بابام داشت با مامانم حرف می زد که یک دفعه شنیدم بابام به مامانم میگه:این چه پسر خریه ما داریم.منم بهم برخورد سریع اومدم جلوی بابام به بابام گفتم:آخه من چی کم دارم که هی بهم سرکوفت می زنی.تو یه چیزی بگو که از من بهتر باشه.از شانس بد من همون موقع شبکه مستند راز بقا می زاشت بابام هم چون می دونست گفت:کنترل رو بده من.منم گفتم:جواب منو بده.گفت تو بده.منم کنترل رو دادم به بابام‌.بابام هم تلویزیون رو روشن کرد زد شبکه مستند راز بقا داشت اورانگوتان‌هارو نشون داد.بابام گفت:بفرما.این حیوون خاصیتش از تو بیشتر:|||||||||||||منم همون موقع رفتم تو افق.جاتون خالی هوا خوب بود اونجا

ع
علی گوگو لی ۵ سال پیش
جوک

دیروز داشتم با دوستم تو کوچه راه می رفتم یه10تایی دختر داشتن از اون ور میومدن. ما ماسک زده بودیم و اون دختر هیچ کدومشون ماسک نداشتن.ما رفتیم تو پیادرو.یه دختر از او وسط گفت:چی شد از ابهت ما ترسیدین.من گفتم نه نترسیدیم.گفتم ما مثل تو بولینگ هستیم میام سمت شما همتون میوفتین صداتون درمیاد.بعد دختر به سمت ما حمله کردن منم به دوستم گفتم:الفرار وگرنه صورت خط خطی میشه. داشتیم درمیرفتیم که دیدیم دخترا مث چی میدوییدن منو دوستم داشتیم تند راه می رفتیم.از او ور دخترا داشتم می مردم که یکیشون گفت:وایستین کارتون نداریم. منو دوستم داشتیم راه می رفتیم.یکدفعه یکی اومد با سنگ زد تو سر دوستم.منم عصبانی شدم.دونا ترقه سیگاری انداختم سمتشون همشون افتادن زمین.

ع
علی گوگو لی ۵ سال پیش
جوک

یک روز درحالی که دارم با محمد کچل٬طاها کشمش و مهدی گوسفند داریم با پراید گوجه ای وسط اتوبان میریم تصادف کنیم و هممون بریم کما بعد همه بیاین ملاقات ما بعد بابام با عصبانیت بیاد تو شلوار کردیم رو پام کنه و یکی بزنه تو گوشم بگه پسرم شلوار ابر قدرتو آوردم منم با یک پشتک بلند شم برم بیرون از توی شلوارم یک قمه با ارتفاع 2متر دریارم برم به سمت راننده و بگم نفس کش نفستو میبرم تا بشی نفس دزد بهش حمله کنم و حرکت میمون مست چشاشو کور کنم و باضربه شمشیر آسمانی پودرش کنم بعد نیروهای نپو با 10تا هلیکوپتر و با20تانک به من حمله کنم و من با حرکت گاز هلیوم شلوار ابرقدرت پرواز کنم اون هم با هلیکوپتر و جت بیان دنبالم بعد من فرار کنم برم تودریا و با قدرت شلوار شناگر مثل زیر دریایی حرکت کنم و اون هام با زیر دریایی بیان دنبالم و وقتی ببینن منو نمی تونم بگیرن یک موشک هسته ای به سمت من شلیک کنن و من برم در اعماق آب و گم و گورشم بعد موشک برگرده بره بخور به کشتی بعد فرداش اسمم و عکسم باشلوار کردی قرزم تو کل جهان پخشه بعد برا سرم جایزه بزارن.بعد من تغییر چهره بدم و برم آمریکا و ازدواج کنم بعد وسط عروسی پلیس ها با تانک وارد هتل شن یک گوله تانک به سمت من بزنن و من با حرکت طوفان باد که از باسنم خارج میشه رو به سمت اونا شلیک کنم و گلوله تانک به سمته خودشون برگرده و یک تانک رو بترکونه و بعد با حرکت باد کشنده که اونم از باسنم خارج میشه رو به سمت اونا بزنم و همه بمیرم بعد یک ماسک شیمیایی به زنم بدم که بزنه و خودم هم بزنم بعد فرار کنیم بریم با مارو تعقیب کنم بعد من گاز اشک آور بزنم همه چشم هاشونو بمالن بعد من و زنم فرار کنم و در دره اسکلانگا خونه بسازیم بعد بازنم بچه دار شیم بعد من بمیرم و شلوارم برسه به پس

ع
علی گوگو لی ۵ سال پیش
جوک

یادش بخیر کلاس دوم بودم بهمون سرود جمهوری اسلامی رو یاد دادن . کلاس ما از همه کلاسا بهتر می خوند. بعد من این سرود رو تغییر داده بودم.می گفتم:سر زدز افق شیش تا تخم مرغ گوزیده همسایمون بهمن یکی از ماه های سال پرسپولیس استقلال با هم بازی دارن.بعد من یک غلطی کردم اینو بلند تو کلاس خوندم و همه ی بچه ها یاد گرفتن. فردا بهمون گفتن پدر و مادر ها میان مدرسه تا یک جشن بر پا کنیم .وظیفه کلاس ما خوندن سرود بود . پدر و مادر ها اومدن. اولم نوبت کلاس ما بود سرود که شروع شد من چون صدام خیلی بلند بود گفتم سر زدز افق شیش تا تخم مرغ گوزیده همسایمون بهمن یکی از ماه های سال پرسپولیس استقلال باهم بازی دارن.بعد گفتن اینا کل مدرسه رفت رو هوا.
بچه های کلاس:))))))))
مدیر:((((((((
پدر و مادر ها :O
پست اولمه لطفا منو حمایت کنید