یارو تعریف میکرد: به صاحبخونم گفتم اگه من مالک بودم،تو این شرایط اجاره نمیگرفت�
یکم فکر کرد و سرشو خاروند و گفت:
.
.
.
خب واسه همینه که مالک نمیشی:))))))
یارو تعریف میکرد: به صاحبخونم گفتم اگه من مالک بودم،تو این شرایط اجاره نمیگرفت�
یکم فکر کرد و سرشو خاروند و گفت:
.
.
.
خب واسه همینه که مالک نمیشی:))))))
از یکی پرسیدم : ببخشید پلاک 24 کجاس؟
گفت : باید نیگا کنی
آره درست حدس زدید قبلش داشتم بو میکشد�
:/
یه توالت فرنگی گرفتم آوردم خونه بعد
از دسشویی اومدم بیرون بابام پرسید چیشده گفتم وقتی میرم تو حس میکنم خارجه غم غربت میگیره منو.
:/
من همون ادمی هستم که کلاس ششم سر امتحان آخر گفتن فرم مدرسه رو بدید واسه سال بعد(تازه پول هم گرفته بودن-_-) منم از شدت خوشحالی دوتا خودکار و سه عدد دستمال دوتاش آلوده(همون .... خودمون^_^) به همراه کارت جلسه رو گزاشت، تو جیب و لباسو دادم و با یه لباس که زیر بقلش پاره بود برگشتم^_^
نامردا چقد بهم خندیدن^____^
راننده تاكسی گفت: خیلی گرمه امروز؟
فكر كردم ميخواد کولر روشن كنه، گفتم خيلی..
گفت: اين گرما هم كار خودشونه بیشورا كه ذهن مردمو منحرف كنن!
ی بارم با عموم اینا رفتیم مشهد بعدش با پسر عموم قرار گذاشتیم یکم بابای من دو عمومو بترسونیم وقتی که شب شد من ی چادر سفید روم انداختم بعد یواشکی رفتم کنار عموی خودم در گوشش گفتم من عزراییل اومدم با خودم ببرم دیدیم اصلا نترسید رفتیم خوابیدیم وبی فردا صبح دیدیم ای دل غافل عموم کلیه هاش مشکل داره کلا خودشو خالی کرده
بابام کوزه خریده که آب تو کوزه بخوریم مثلا،بعد میذاره تو یخچال کوزه رو.. اولش
برای اینکه تو یخچال جا بشه سر کوزه رو برید،باز جا نشد طبقه ی یخچالو برید،یکمدیگه پیش بره میترسم سقفو سوراخ کنه ://
من به دنیا که اومدم یه ماهی برام اسم نزاشتن، به مامانم میگم پس چطوری صدام میکردین؟
میگه چرا صدات کنیم، همینطوری افتاده بودی یه گوشه دیگه ????????
یه نخ سیگار کشیدم کلی غذا خوردم، دست و صورتمو با مایع دسشویی شستم، کلی عطر زدم.
بابام زد رو شونم گف من قول میدم نفهمم،
ورشکستمون کردی بیشعور
تعریف میکرد که دوستش روعن ماشین عوض کرده 5 تومن
.
.
.
.طرفم خوشحال رفته ادرس گرفته و موقع حساب کردن فهمیده بین 5 تومن اون با 5 تومن رفیقش... 3 تا صفر اختلاف وجود داشتهD:
آقا ما یه دوستی داریم خیلی سوتی میده اونم از نوع خفنش.اسمش امیر رضاس.
ما اون روز توی ناهار خوری بودیم،این دوست ما هم بود.داشت راه می رفت،پاش به صندلی گیر کرد افتاد زمین.
آقا چشمتون روز بد نبینه؛این چنان لقدی به صندلی زد که پرت شد دو سه میز جلوتر افتاد زمین:0
ما رو میگی،اصن سالن غذا خوری رفت رو هوا D:
بیچاره معاونمون که این هنگ کرده بود چه کار کنه همین جور زل زده بود://
سلام دوستان خر کیف هستم و این اولین پستمه
آقا یه روز تو کلاس ادبیات داشتیم مشاعره می کردیم بعد نوبت من شد با حرف جی�
منم تو حال خودم بودم یهو رو کردم به استاد گفتم:
جان بی جمال جانان میل جهان ندارد
هر کس که این(اشاره ای به ...م)ندارد،حقا که آن(اشاره به استاد) ندارد
کلاس رفت رو هوا دیدم هرکی پاشید یه طرف
استادم خندش گرفته بود
یادم میاد کلاس سوم که بودم منو بچه ها داشتیم تو حیاط تقلب مینوشتیم مدیرمون هم داشت ما رو نگاه میکرد خلاصه رفتیم تو کلاس مدیر اومد تو کلاسمون معلممون هم بود معلم گفت آقا روباهه خبر آورده داشتید تقلب مینوشتین
مدیر O_O بچه ها :))
مدیرمون گفت : اول اینکه تقلب کار اشتباهیه دوم اینکه آقا کلاغه خبر میاره نه آقا روباهه
معلم :(
یه بار رفته بودم تولد دوستم به مادرش گفتم "تبریک میگم"
گفت "ممنون ایشالا قسمت شما بشه":/
منم هول شدم گفتم "مرسی همچنین"://
اصن سوتی در سوتی-___-
چند ماهی بود که نامزد کرده بودیم همسرم سرباز بود تو شهر دیگه .. یبار براش تیکه نون با خیار و گوجه گذاشتم تا با دوستاش بخورن .. دوستای همسرم که مجرد بودند و از ازدواج میترسیدند همسرم از من خیلی تعریف کرده بود که خانومم کم توقعه و مهربونه و... (اخه از قدیم گفتن هرکی بیفته ته فاضلاب دوست داره همه رو بکشه پایین پیش خودش خخخ) خلاصه به گفته همسرم داشتن خیار گوجه و نون رو میخوردن یکی از دوستاش گفته حالا که اینقدر از خانومت تعریف میکنی نمک نزاشته ؟ اونم با غرور گفته چراااااا نذاشته .وقتی نمک یکبار مصرف بسته بندی شده رو از نایلون باغرور تمام برداشته که بده به دوستاش ... با کمال ناباروری دیده بسته سماغه ... خخخخ
خلاصه اونجا سریع تصمیم گرفته از یاد رفتن نمک بهتر از برچسب خنگ بودنه زنشه .... خخخخخخ
صرفا دل نوشته!
من سال 92 عضو این سایت شدم! الان اتفاقی یادش افتادم بعد 7 سال :)) یه حس عجیبیه اون موقع دختر شنگول خوشحال الان دختر افسرده غمگین :)) روزگار غریبیست نازنین:)) بزرگ شدن اصلا اونجوری که تصور می کردم نبود از من 15 ساله تا من 22 سال خیلی فاصلست خیلی!
امروز تهران بودم ، عباس اومد دنبالم کلی چرخیدی�
چقدر این پسر گل بود چقدر با معرفت بود یعنی خدا شاهده هر چی بگم کم گفتم از مرام و دستو دلبازی این پسر
داداش تولدت رو تبریک میگم و امیدوارم همیشه دلت خوش باشه و تنت سالم
مادربزرگم هربار که می خواد حرفشو پیش ببره،خواب پدربزرگمو می بینه!
دیشب پدربزرگمو گرسنه با لباسهای پاره دیده و ازش پرسیده این چه سر و شکلیه مرد؟! من که برات هر هفته خیرات میدم! اونم گفته تو بورس سرمایه گذاری کردم و همه چیزمو از دست دادم!بگو بچه ها تو بورس سرمایه گذاری نکنن زن!
اوایل ک میخواستم عضو سایت بشم هعی یادش بخیر شما هنوز بدنیا نیومده بودید :))
برام سوال بود ک چرا کسی اسمش رو joker نذاشته
تا اینکه من شدم joker و سعادتی بود ک نصیب ما شد
خیلی خنده دار نبود ولی خواستم در جریان باشید
اون موقع که راهنمایی بودم یه معلم حرفه و فن داشتیم خدای اخلاق سگی بود....یعنی خود مدیرم ازش حساب میبرد ماها که بماند :/
کلا هیچکس خنده شو ندیده بود...
یه بار گفت انواع محصولات لبنی غیر رایج که از گاو تهیه میشه چیه؟
اقا بابابزرگ منم گاودار بود...
خوشحال و خندان درجا بلند شدم جواب بدم...
داشتم جمله ها رو تو ذهنم مرتب میکردم...
یهو گفتم آقا بابابزرگ ما تازگی ها گوساله به دنیا آورده...
یه لحظه دیدم کلاس ترکید
اقا احمدی سرخ شده بود بنده خدا....چشماش اشک بود فقط...
مدیر اومد کلاسو جمع کرد...
یادش بخیر :)))