اون موقع که راهنمایی بودم یه معلم حرفه و فن داشتیم خدای اخلاق سگی بود....یعنی خود مدیرم ازش حساب میبرد ماها که بماند :/
کلا هیچکس خنده شو ندیده بود...
یه بار گفت انواع محصولات لبنی غیر رایج که از گاو تهیه میشه چیه؟
اقا بابابزرگ منم گاودار بود...
خوشحال و خندان درجا بلند شدم جواب بدم...
داشتم جمله ها رو تو ذهنم مرتب میکردم...
یهو گفتم آقا بابابزرگ ما تازگی ها گوساله به دنیا آورده...
یه لحظه دیدم کلاس ترکید
اقا احمدی سرخ شده بود بنده خدا....چشماش اشک بود فقط...
مدیر اومد کلاسو جمع کرد...
یادش بخیر :)))