#خاطرات خنده دار

س
سوتی@-@ ۷ سال پیش
جوک

چند وقت پیش با شوهر جان و مادر شوهر جان نشسته بودیم حرف میزدیم موضوع حرفامون در مورد دوست مادر شوهر جانه که قراره عروس دوم از این خانواده برگرفته بشه=
شوهر جان:حالا چی شد با این خانواده اینقدر جور شدین؟
مادر شوهر جان:خب دیگه قسمت بوده و یکم بهم از نظر فکری و اعتقادی نزدیکیم^_^
من:0_0مامان کجا نزدیکید اونا همه چیز و سخت میگیرن ولی شما نصبت به اونا یکم شلید^_^
شوهر جان:@-@
مادر شوهر:-_- پاشو از خونه برو بیرون خودت شلی•_•
منی که تازه دریافتم چه گفتم^_^

ب
بی عرضه ۷ سال پیش
جوک

‏پیارسال با پسرداییم داشتم می‌رفتم خونه که خفت شدیم.
گوشی‌هامون رو گرفتن بعد ازمون پول خواستن. پسرداییم گفت پولام تو کارتمه ولی نمی‌دم. 5نفری تا جون داشتن کتکش زدن که رمز کارتو بگیرن. بعد از یه مقاومت قابل ستایش رمزشو گفت زدن تو عابربانک 3هزار تومن پول داشت عصبانی شدن جفتمونو زدن
خودمم تا فرصت پیدا می‌کردم یه مشت می‌زدم صورت پسرداییم

S
S_S ۷ سال پیش
جوک

یه بار تو کوچه تنها داشتم میرفتم یه نگاه به دور و بر انداختم دیدم هیچ کس نیست.....
لامصب دماغم بدجور گرفته بود.
یه دستمال درآوردم همونجا وسط کوچه با آت آشغالای اضافه درگیر بودم،دیدم نه اینجوری نمیشه انگشتمو تا آرنج بردم تو کم کم داشت به جاهای خوب میرسید که یهو دیدم یه ماشین اون ته توش آدم هست!
فوری خودمو جمع کردم تازه چشمم افتاد به یه ماشین دیگه که دقیقا جلوی پام بود و شیشه های کصافطشم دودییییی...
دو تا پسر ژیگول نشسته بودن با دهن:O نگام میکردن......
من:????
اونا:????????

M
Masih.H. ۷ سال پیش
جوک

اقا امروز تو مدرسمون زنگ اجتماعی،دبیرمون داشت در این مورد که تو ایران 100 سالتم ک بشه باز بچه پدر مادرتی ولی تو کشورای اروپایی وقتی 18 سالت بشه...(هنوز جمله تموم نشده بود)
که یهو یکی از بچه ها داد میزنه سیییکتییییر(در ادامه همون جمله دبیرمون)
هیچی دیگه کلاس بمدت 20 دیقه رف رو هوا

پ
پرپری_سا ۷ سال پیش
جوک

ینی هرجااا باشی اختلاف طبقاتی میره تو چشت,
رفتم پلیس+10 برای گرفتن گواهی عدم سوء پیشینه ، برای گیرو گور کارای اداری...
اونوفت ملت ریخته بودن واسه گرفتن گذرنامه ،که تعطیلات رو برن خارج :|
لعنتی انگار تحریم ها فقط رو من اثر گذاشته بود :/
#والا بخدا

M
Mohammad_vz8751 ۷ سال پیش
جوک

کلاس مدیریت مالی اکیپ ما پسرا همیشه اخر مینشستن و دخترا همیشه مجبوربودن جلو(کلا کم جمعیتیم ۵تاپسریم ۶تا دختر) بشینن
من تو ماشین نشسته بودم داشتم میرفتم دانشگاه که یکی از پسرا بهم زنگ زد دخترا جامونو گرفتن بیا بلندشون کن
گفتم غمت نباشه تو راهم دارم میا�
آقا رسیدم پسرا بیرون کلاس بودن بهشون گفتم برید تو این یکی کلاس من میرم اینارو میکشم بیرون بعد شماها سریع بپرین تو کلاس آخر بشینین
رفتم تو کلاس گفتم استاد نمیاد بیایین بریم اینجا معطل نشی�
اینارو کشوندم بیرون و گفتم بچه ها اومدن بیرون بپرین تو کلاس و دوید�
یه نگاه به پشت سرم کردم شش تا دختر افتادن دنبالم و خبری از پسرا نیست
کلاسمون چون حوالی غروب بود اینام چراغ رو خاموش کرده بودن منم جایی رو نمیدیدم یکیشون بهم پشت پا زد با کله رفتم تو صندلیا
دوباره اینا نشستن سرجاشون
تا یه هفته لنگ بود�
بعد یکیشون اومده بود ببینه چیزیم نشده گفتم نه سالمم چیزی نشده
یه لگد دوباره زد به ساق پام و گفت تقصیر خودتونه
هم کلاسی من دارم آخه؟؟!!
میخوای میلگرد بدم خدمتت قطعش کن

M
Mohammad_vz8751 ۷ سال پیش
جوک

تو خوابگاه جرات یا حقیقت بازی میکردیم نوبت من جرات افتاده بود
بچه ها گیر دادن زنگ بزن به نامزدت بگو میخوام زن دوم بگیر�
اقا اینا ول کن نبودن ماهم زنگ زدیم
نامزدم:اشکال نداره عزیزم برو ده تا بگیر
گوشی رو قطع کردم دادم یکی از بچه بزنه تو شارژ که یهو نامزدم پیام داد
عمران: محمد رو گوشیت پیام اومده
من:داداش بخونش چیه من دستم بنده منو تو که این حرفارو نداری�
عمران:مطمئنی؟؟؟؟!!!
من :اره بابا
عمران: تو بیخود کردی بری زن بگیری من میام اون چشاتو درمیارم من که میدونم با اون دوستای بیشعورت نشستی داری مسخره بازی درمیاری. به اون عمران هم بگو خاک توسرت کنن که این شوور منو میخوای از راه به در کنی میام ج.ر.ش مید�
عمران: ????
بقیه بچه ها:????
من:????

D
DelTanGe_HaraM ۷ سال پیش
جوک

یه روز تو مدرسه یکی از اراذل اکیپمون دوغ خرید اومد تو جمع ما .رفت در دوغ رو باز کنه ، تکونش داد بعد درشو گرفت سمت من بازش کرد ، فک کنم نصف گازش خالی شد رو ما.
بعد یه دوتا از این سال پایینی ها مارو دیدن و شروع کردن به خندیدن ، منم از کوره در رفتمو اون کلمه سه حرفیه رو با صدای خیلی بلند گفتم .
زنگ بعد ناظم اومد تو کلاس امتحان گرفت ، رفتم برگه رو تحویل بدم بهم گفت خجالت نمیکشی هر حرفی رو میزنی ؟؟
بعله مثه اینکه آقا تو حیاط حرف مارو شنیده بوده .
من :/
ناظم :|
بابام وقتی اومد کارنامه بگیره :))

ا
اگه بیاد ۷ سال پیش
جوک

‏یارو واسه تنظیم ماهواره اومده وسط کار اذان دادن سریع پاشد رفت وضو گرفت شروع کرد به نماز خوندن،
منم دیدم اوضاع ناجوره سریع آی‌فیلم‌عربی رو آوردمو شروع کردم به تلاوت زیرنویسای شبکه تا یارو بفهمه ما فقط از ماهواره برای تقویت زبانمون استفاده میکنیم

ن
نمکدون ۷ سال پیش
جوک

عاغا سلا�
جونم بگه که... دیروز رفته بودیم پارک بعد یهو یه گربه به بابام نزدیک شد. بابامم که آلرژی شدیــــــــــدی به گربه داشت زد زیر عطسه
يهو بین عطسه هاش گفت:برو اونور. کیشت. گربه ی پدر سگ
دیگه قیافه ی ما و پارک رو خودتون تصور کنید...

j
joker ۷ سال پیش
جوک

سوم راهنمایی بودیم با بچه‌ها تو پارک دختر دیدیم، از اونجا که تو اون سن اگه دختر ببینی و حرکت عجیبی نکنی باختی، من پاشدم کله ملق زد�
یهو یه غریبه اومد وسط چند تا پشتک حرفه‌ای زد و از ما جلو افتاد
خداروشکر یکی از رفیقای ژیمناستیک کارمون پاشد رو دستش راه رفت و نتیجه به نفع ما برگشت :)

س
ساندویچ خسته ۷ سال پیش
جوک

‏من یبار شکست عشقی خوردم رفتم به بابا بزرگم گفتم چیکار کنم یادم بره
یه نخ سیگار داد بهم گفت بکش پسر�
وقتی سیگارم تموم شد گفتم آقا جون فایده نداره نمیتونم فراموشش کن�
گفت وقتی داشتی میکشیدی ازت عکس گرفتم فرستادم برا بابات
اون یه کاری باهات میکنه که اسمتم یادت بره

f
faeze ۷ سال پیش
جوک

قبلا گفتم برای مخارج زندگی تدریس خصوصی میکنم(به قول بابام اخه زن و بچه ات گوشه خیابون و چادر گشنه موندن ) یه شاگرد دوم ابتدایی دارم در این حد که فقط بلده بنویس آب و دما همین دوتا کلمه رو بلدههه فقط خلاصه رسیدم با بدبختی (میگم بدبختی میشنوید بدبختی ها) به حرف ای کلمه اسیر خونده میگه عین من که اینجا اسیر شما ها�
من:/
شماoO
آینده مملکت که دست این تنبل هاست:(
خودش:)

گ
گل نعنا ۷ سال پیش
جوک

عکس پروفایل همه ی باباها خودشونن با یه عالمه سیبیل
پروفایل بابای ما یه نقاشی دختر گوگولیه ک موهاشو دو گوش بسته و داره آدامس باد میکنه :$
کاشف ب عمل اومد گوشی پدر دسته خواهرم بوده
حالا همکاراش ولش نمیکنن هرروز براش استیکر لب غنچه شده میفرستن

❤مهدیه❤ ۷ سال پیش
جوک

یه روز دختر عمم ( یک سال ازم بزرگه)اومده بهم میگه عزیزم آب خوردی آفتابه رو کجا گذاشتی(البته عزیزم شوخی کرد) قیافه ی من در اون لحظه *__*منم باشوخی:چطور عزیزم میخوای تو ام ازش آب بخوری بعد از یک ساعت برای اینکه تلافی کنم رفتم گفتم مریم غذا خوردنی کدوم وری نشستی تا خواست جوابمو بده محل حادثه رو ترک کردم قیافه ی من در اون لحظه^__^ قیافه ی دختر عمم در اون لحظه #_#