س

سمیه

@گل نعنا · ۱۲۹ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۴۵ رأی)

گ
گل نعنا ۶ سال پیش
پیام

آدما کی میخوان یادبگیرن پول وسیله اس نه هدف
وسیله ای برا لذت بردن از زندگی
نه اینکه تمام زندگیشونو بذارن تا ب پول برسن
نمیدونم این روزا آدما چشونه چرا انقد مادیات مهم شده چرا اگه کاریو که توش سود نباشه رو انجام نمیدن
فک کنم واسه همینه که دیگه نه لذتی مونده نه دلخوشی
کم کم داریم ب مرگ دوست داشتن ها نزدیک میشیم

گ
گل نعنا ۶ سال پیش
پیام

افسانه❤محمد
دوست عزیز�
متشکرم از پیامت
بله چادریم معلمم بودم ینی هنوز استخدام رسمی آموزش پرورش نشدم و پارسال قردادی تو یه مدرسه کار میکردم پایه اول دبستان که امسال ب خاطر شرایط زندگیم استعفا داد�
و شکست عشقیم نخوردم خداروشکر نامزدم و چن وقت دیگه عروسیمه
اگر مطلبی گذاشتم دلی بوده و لحظه ای ب فکرم اومده
مرسی از توجهت

گ
گل نعنا ۶ سال پیش
جوک

دیشب گودزیلامون اومده میگه عروس (تو عقدمون ب مامانش گفته عروس کدومه مامانش گفته اونه از اون روز تاحالا عروس موندم) ببین این بازیو یکم بازی کردم میگم خب برام بریزش
رفته تو شر ایت میگه وایسا این یکی بازیم بریزم میگم نه دوسش ندارم میگه نه بذار بریزمش مناسبه تو هست
:|||||

گ
گل نعنا ۶ سال پیش
جوک

یبارم تو محلمون دزدی زیاد شده بود میومدن ب بهانه های مختلف در خونه ی پیرزن پیرمردا رو میزدن و گولشون میزدن
من برا مادربزرگم کلاسه چطور از آیفون استفاده کنید گذاشته بودم
بهش میگم ننه من میرم بیرون در میزنم تو این گوشیو برمیداری میگی کیه و بعد این دکمه رو میزنی
رفتم بیرون درم بستم زنگ زدم دیدم برنمیداره
عوضش اومده تو حیاط درو بازمیکنه بهم میگه تو ندیدی کی درو میزنه من:|||| بسکه حرص خوردم گفتم چرا میدونم همسایه بود
رفتیم داخل کلی وقت گذشت دیدم داره چادرشو سر میکنه بهش گفتم کجا میری ننه این وقت شب میگه میخوام برم ببینم همسایه چیکارم داشتو بیا�
:||||||

گ
گل نعنا ۶ سال پیش
جوک

من یه مادر بزرگ دارم خیلی پیره
یه روز میخواستیم ببریمش میدون امام(میدون نقش جهان اصفهان) براش کفش بخری�
با تاکسی اینترنتی رفتیم
تا سواره ماشین شدیم عصاشو زد تو سره راننده گف من شنیدم شماها آدمای خوبی نیسین ولی خب حالا دیگه مجبوری اومدیم باهات یه وقت نخوای مارو بدزدیا من شوهرم میدونه با کی دارم میر�
:|||||