یبارم تو محلمون دزدی زیاد شده بود میومدن ب بهانه های مختلف در خونه ی پیرزن پیرمردا رو میزدن و گولشون میزدن
من برا مادربزرگم کلاسه چطور از آیفون استفاده کنید گذاشته بودم
بهش میگم ننه من میرم بیرون در میزنم تو این گوشیو برمیداری میگی کیه و بعد این دکمه رو میزنی
رفتم بیرون درم بستم زنگ زدم دیدم برنمیداره
عوضش اومده تو حیاط درو بازمیکنه بهم میگه تو ندیدی کی درو میزنه من:|||| بسکه حرص خوردم گفتم چرا میدونم همسایه بود
رفتیم داخل کلی وقت گذشت دیدم داره چادرشو سر میکنه بهش گفتم کجا میری ننه این وقت شب میگه میخوام برم ببینم همسایه چیکارم داشتو بیا�
:||||||