M

Mohammad

@Mohammadvz · ۲ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۳ رأی)

M
Mohammad_vz8751 ۷ سال پیش
جوک

کلاس مدیریت مالی اکیپ ما پسرا همیشه اخر مینشستن و دخترا همیشه مجبوربودن جلو(کلا کم جمعیتیم ۵تاپسریم ۶تا دختر) بشینن
من تو ماشین نشسته بودم داشتم میرفتم دانشگاه که یکی از پسرا بهم زنگ زد دخترا جامونو گرفتن بیا بلندشون کن
گفتم غمت نباشه تو راهم دارم میا�
آقا رسیدم پسرا بیرون کلاس بودن بهشون گفتم برید تو این یکی کلاس من میرم اینارو میکشم بیرون بعد شماها سریع بپرین تو کلاس آخر بشینین
رفتم تو کلاس گفتم استاد نمیاد بیایین بریم اینجا معطل نشی�
اینارو کشوندم بیرون و گفتم بچه ها اومدن بیرون بپرین تو کلاس و دوید�
یه نگاه به پشت سرم کردم شش تا دختر افتادن دنبالم و خبری از پسرا نیست
کلاسمون چون حوالی غروب بود اینام چراغ رو خاموش کرده بودن منم جایی رو نمیدیدم یکیشون بهم پشت پا زد با کله رفتم تو صندلیا
دوباره اینا نشستن سرجاشون
تا یه هفته لنگ بود�
بعد یکیشون اومده بود ببینه چیزیم نشده گفتم نه سالمم چیزی نشده
یه لگد دوباره زد به ساق پام و گفت تقصیر خودتونه
هم کلاسی من دارم آخه؟؟!!
میخوای میلگرد بدم خدمتت قطعش کن

M
Mohammad_vz8751 ۷ سال پیش
جوک

تو خوابگاه جرات یا حقیقت بازی میکردیم نوبت من جرات افتاده بود
بچه ها گیر دادن زنگ بزن به نامزدت بگو میخوام زن دوم بگیر�
اقا اینا ول کن نبودن ماهم زنگ زدیم
نامزدم:اشکال نداره عزیزم برو ده تا بگیر
گوشی رو قطع کردم دادم یکی از بچه بزنه تو شارژ که یهو نامزدم پیام داد
عمران: محمد رو گوشیت پیام اومده
من:داداش بخونش چیه من دستم بنده منو تو که این حرفارو نداری�
عمران:مطمئنی؟؟؟؟!!!
من :اره بابا
عمران: تو بیخود کردی بری زن بگیری من میام اون چشاتو درمیارم من که میدونم با اون دوستای بیشعورت نشستی داری مسخره بازی درمیاری. به اون عمران هم بگو خاک توسرت کنن که این شوور منو میخوای از راه به در کنی میام ج.ر.ش مید�
عمران: ????
بقیه بچه ها:????
من:????