f

faeze

@F@eze · ۱۸۶۷ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۳۲۶ رأی)

f
faeze ۷ سال پیش
جوک

قبلا گفتم برای مخارج زندگی تدریس خصوصی میکنم(به قول بابام اخه زن و بچه ات گوشه خیابون و چادر گشنه موندن ) یه شاگرد دوم ابتدایی دارم در این حد که فقط بلده بنویس آب و دما همین دوتا کلمه رو بلدههه فقط خلاصه رسیدم با بدبختی (میگم بدبختی میشنوید بدبختی ها) به حرف ای کلمه اسیر خونده میگه عین من که اینجا اسیر شما ها�
من:/
شماoO
آینده مملکت که دست این تنبل هاست:(
خودش:)

f
faeze ۷ سال پیش
جوک

این چه وضع تبلیغات گذاشتن پایینه سایته یهو دونه دونه آدم ظاهر میشه!!!!
دیشب نصف شب خواب بد دیدم بیدار شدم گفتم چهارتا جوک بخونم هم چشام گرم بشه هم خوابه یادم بره هم روحیم شاد بشه بخوابم تو عالم خواب و بیداری دیدم انگار یه چند نفر خیره نگاهم میکنن
چنان جیغی کشیدم که جن های تو کمدم امدن ارومم کردن
نمیگید آدم سکته میکنه؟؟؟؟؟

f
faeze ۷ سال پیش
جوک

امروز سر جلسه امتحان
دانشجوم:استاد ما انقدر شما رو دوست داری�
مابقی دانشجوهام: اره اره استاد راست میگه دوستون داری�
من:منم شما رو دوست دارم:)
دانشجوم:پس استاد پاس کنید بری�
من: گفتم که دوستون دارم انقدر دوستون دارم که میخوام ترم دیگه بازم ببینمتون
دانشجوم:(
مابقی دانشجوهام :/
من:d
به روح اعتقاد ندارم
عمه هام هم لباس ضد فحش تنشونه

f
faeze ۷ سال پیش
جوک

این ترم یه درس نیمه تئوری نیمه علمی داشتم برای نیمه تئوری سوال تستی دادم حالا امروز سر امتحان دیدم معاونت دانشگاه امده میره بالای سر بچه ها یه چیزی میگه میره بعدی همه هم نیش ها باز شده تا بناگوش یواش رفتم کنارشون
من: مشکلی هست آقای ....؟
معاون:نه دارم میبینم سکه لازم ندارن؟ اینا که درس نمیخونن حداقل شیر یا خط بندازن
من:/
معاون:)
بچه هاD:

f
faeze ۷ سال پیش
جوک

من نمیدونم مردم چرا از مسئولین شاکین اون طفلکیا به فکر ما هستن مثلا برای نمونه
کله پاچه شده دستی ۲۰۰ هزارتومن چون نمیخوان ما غذای چدب بخوریم کریترولمون بره بالا
یا مرغ شد کیلویی ۱۵ هزار تومن چون نمیخوان ما مرغ هرمونی بخوریم هرمونهامون بهم بخوره
یا شیر روزانه قیمتش میره بالا چون نمیخوان ما شیر پالم دار و وایتکس دار بخوری�
یا پراید رسید به ۴۰ تومن چون نمیخوان ما ماشین سوار بشیم تصادف کنیم بمیری�
و..‌....
من نمیدونم چرا مردم انقدر شاکین

f
faeze ۷ سال پیش
جوک

یه چیزی میگم مطمئن باشید اگه پدر یا مادرتون کارمندن و شما مادربزرگ یا پدربزرگی نداشتید که شما رو بذارن پیششون برن سرکار و از بچگی دنبالشون تو اداره ها بودید این روند تا آخر عمرتون ادامه داره و هیچوقت تغییر نمیکنه شاید یه مدتی آزاد باشید ولی شک کنید باز برمیگردید

f
faeze ۷ سال پیش
جوک

زمان دانشجویی یه همکلاسی داشتیم از هرکسی ۵۰ تومن ۱۰۰ تومن میگرفت (نه ۵۰ هزارتومن نه ۱۰۰ هزارتومن همون ۵۰ تومن و ۱۰۰ تومن) بعد میرفت یه آب معدنی میخرید ۲۰۰ تومن که بگه باکلاس اب معدنی میخوره فقط( اون موقع باور کنید نشانه کلاس بود)
چند وقت پیش دیدم یکی از لاکچری های اینستا شده بود
میخوام بگم گول ظاهر این لاکچری ها رو نخورید با زندگی خودتون مقایسه نکنید اینا همون لنگ ۵۰ تومنی ۱۰۰ تومنی ها هستند

f
faeze ۷ سال پیش
جوک

دقت کردین
گمونم تنها ملتی هستیم که به عنوان عزاداری به مدت ده روز شهر تبدیل میکنیم به زباله دان یکبار مصرف با انواع صدای طبل و مداحی های بلند آرامش از همه سلب میکنیم با علمهای بزرگ مسیر وسایل امدادی میبندیم و شو آرایش و لباس راه میندازیم اگرم کسی هم جرات کنه اعتراض کنه متهم میشه به بی دینی تازه قانون هم پشتشه :/
التماس تفکر

f
faeze ۷ سال پیش
جوک

دروس تخصصی و عمومی که من تدریس میکنم الاماشاله همه بشدت حل کردی هستند (خودم میدونم همه تون متنفرید از ته دل از درسهای من) نتیجه اینکه نشستن کلا بر من حرام است (مراجعه شود به پستهای قبل من زیاد نباید سرپا وایستم)
خلاصه اینکه ترم پیش رفتم اتاق اساتید یه همکار داریم جزو پیشکسوتان و آشنا خانوادگی کلا در جریان امور هستن
همکارم:تو چرا اصلا نمیشینی دختر حتی اینجا؟
من:اخه بشینم دیگه نمیتونم برای تایم بعد بلند بشم پاهام تنبل میشن
همکار‌م@-@
من:D
همکارم مامانم دیده :خانم ... یه سوال
مامانم:بله
همکارم:شما این دختر سرپا زاییدید؟
مامانم:O-O
الان مامانم هر روز تو خونه داره زیر گوشم میخونه بشین بشین بشین قشنگ برگشتم به دوران ۳ تا ۵ سالگی�
من:/
همکارم:)
همکاره آدم فروش من دارم؟؟؟؟

f
faeze ۸ سال پیش
جوک

داییم قرار بود شنبه صبح بعد یکسال بیاد خونمون
چهارشنبه ساعت ۹:۳۰ شب دیدم زنگ زدن مامانم رفته بود شیر بخره فکر کردم مامانمه در باز کردم رفتم تو اتاقم دیدم ااااا داییم امد تو از شدت خنده نمیتونه رو پاهاش وایسته
من@_@ دایی چرا اینجایی چرا این حال؟
داییم:از ماشین پیاده شدم مامانت پشت به من وایستاده بود با همسایتون سلام علیک میکرد خانوم همسایه تون منو شناخت به مامانت گفت:داداشتون امده
مامان من برگشته گفته:نه داداش من قرار شنبه بیاد
برگشته دیده داییم
حالا واکنشش چی باشه خوبه؟
برگشته گفته:وای ما شام نمیخوریم شام نداریم که
اخه مادر من بعد یکسال برادرتو دیدی جای ذوق کردن نگران اینی شام نداریم؟!!!
مامان استرسی من دارم؟