f
faeze ۸ سال پیش
جوک

داییم قرار بود شنبه صبح بعد یکسال بیاد خونمون
چهارشنبه ساعت ۹:۳۰ شب دیدم زنگ زدن مامانم رفته بود شیر بخره فکر کردم مامانمه در باز کردم رفتم تو اتاقم دیدم ااااا داییم امد تو از شدت خنده نمیتونه رو پاهاش وایسته
من@_@ دایی چرا اینجایی چرا این حال؟
داییم:از ماشین پیاده شدم مامانت پشت به من وایستاده بود با همسایتون سلام علیک میکرد خانوم همسایه تون منو شناخت به مامانت گفت:داداشتون امده
مامان من برگشته گفته:نه داداش من قرار شنبه بیاد
برگشته دیده داییم
حالا واکنشش چی باشه خوبه؟
برگشته گفته:وای ما شام نمیخوریم شام نداریم که
اخه مادر من بعد یکسال برادرتو دیدی جای ذوق کردن نگران اینی شام نداریم؟!!!
مامان استرسی من دارم؟

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.