#خاطرات خنده دار

~
~Afsa ۶ سال پیش
جوک

چند ماه پیش عازم کربلا بودیم،(خدا قسمت کنه)
روز قبل حرکت تو مدرسه با رفیقم واستاده بیدیم که یک عدد حیف نان که خیلی به من کرم می ریخت (لامصب از صبر من خیلی سو استفاده می کرد -_-) از کنارمون رد شد و اوقاتم رو تلخ نمود :/
رفیقم: ولش کن حرص نخور تو فردا پرواز خارجی داری دیگه ایران نیستی :)))
من °_°
رفیقم ^-^
فرودگاه @_@
برگای آژانس های مسافربری T-T
ادمین :|
شما :/

D
Directioner_دایرکشنر ۶ سال پیش
جوک

دیروز داشتم سرکلاس چت میکردم یه لبخنده خیلی عمیقو ژکوندم رولبم بود یهو دیدم استادم هی داره سرکشی میکنه که ببینه دارم چیکار میکنم منم خیلی راحت داشتم به چت کردن ادامه میدادم با همون لبخنده ملیح رو خودمم نیاوردم بعد که دیگه کلاس تموم شد به دوستم جریانو گفتم دوستمم گفت حتما استاد فکر میکرده داشتی کتاب الکترونیک میخوندی
برگشتم بهش گفتم اخه اسکل کی به کتاب الکترونیکش لبخند میزنه
بعد بهم میگه اره راست میگیاا خدایا چیکار کنم از دست این دوستاا

~
~Afsa ۶ سال پیش
جوک

دخترداییم ۴ سالش بود می گفت می خوام زن امیر علی(پسرخالش) بش�
خیلی نمک داشت می گفت خدای امیر علی گفته شبا نشسته آب بخورید *-*
حالا گودزیلاییش به کنار، خواهر بزرگش برگشت بهش گفت دیوونه ای؟ زن اون بشی خاله میشه مادر شوهرتا :/
خودش °~°
خالش -_-
من °_°

ر
روشا:) ۶ سال پیش
جوک

خب بحث سمپاد یه مدت داغ بود بزارین منم یه خاطره تعریف کنم از روزای اول مدرسه *-*
یه هفته مونده بود به مهر ولی ما یه چنتا کلاس داشتیمو هنو شروع نشده یه اردو درون مدرسه ای داشتیم بعد من بغیر از مهسا ) اطا( هیچکیو نمیشناختم:(
قرار شد مهسا ) اطا( گیتار بیاره با هم بترکونیم خلاصه که ما شروع کردیم گیتار زدنو اینا حالا اطا هم با ته چهره استاد قمیشی و صدای معین داره اهنگ میخونه همه توجه شون به ما جلب شده بعد من یهو جوگیر شدم جلد گیتاررو برداشتم مث اسکولا شروع کردم اهنگ خوندن*-* حالا من با یه قیافه ی جدی: یا منو ببر بخونتون یا بیا به خونه ی ما بلا خانوم چه نازه گوشاش خیلی درازه تو خر ترینی خر تر ترینی دسته خودت نیس اخ که به دل میبینی ... و دوتا از دخترا دهنشون باز مونده بود اومدن پیش ما بعد یکیشون گف تو دیگع کی هستی از بابای فاطمه هم خل تری خلاصه اینجوری بود که ما با فاطمه و فاطمه دوست شدیم خلاصه که پنج تایی شروع کردیم بحث کردن درباره سمپاد یه مد که رقیب ماعه مدرسه ی پسرونه ی کردیه بعد داداش فاطمه اونجاس ما هر چی میگفتیم فاطمه ربطش میداد به حامد داداشش بعد من یهو عصبی شدم خاستم بگم حامد بره تو سوراخ دماغم بابا یهو بلند گفتم حاااااممممددد سرمو اوردن بالا دیدم خانوم راستان ملقب به ننه بروسلی با یه مانتو صورتی وایساده و با تعجب نگامون میکنه منم دیدم وضعیت قهوه ایه متمایل به ابیه اومدم درستش کنم گفتم:حامد پهلانهههههه:/ بهله و یکساعت مثه اوسکلا دیش دیری دیرین میخوندیم خانم هم برگشت که بره یهو ما مثه کاملا هماهنگ : پیرهن صورتی دل منو بردی سکته دادی تو منو فاطی رو نخوردی نشون به اون نشون یادته مثه خل مارو تو یه نماز خونه نشوندی گفتی من میرم نمره تونو صفر میزارم صفر میزارم ....

m
mahdie_rhi ۶ سال پیش
جوک

(اندر احوالات کنکوری ها)
با دوستم رفته بودیم کتابفروشی به فروشنده میگم کتاب تست تک فلسفه دوازدهم خیلی سبز دارید میگه نه جامع (دهم.یازدهم.دوازدهم)داری�
دوستم میگه کتاب جامع فلسفه قلمچی رو دارید میگه نه تکشو داری�
:||||
ممنون از تمامی انتشارات برای اینکه انقدر با ما کنکوری ها همراهی میکنن

گ
جوک

دیروز به بابام میگم بابا جون از محل کارت برام چک نویس بیار
میگه یعنی میخوای درس بخونی؟؟
میگم:دِ. ..نه... د میخوام موشک درست کن�
اونم نه گذاشت نه ور داشت آنچنان خوابوند تو گوشم که فیل فور جوک دور سرم می‌چرخید
بهش میگم د چرا میزنی؟؟
میگه تا تو باشی دیگه جواب منو بد ندی تازشم این قدر نری فور جوک
میگم تو از کجا میدونی مال فور جوکه
میییگه یادت رفته اونوقت که تو سطل ماست بودی ما عضو فور جوک بودیییییم!!
من خود به چشم خویشتن ، دیدم که برگاهام می رود....

I
Iranian Boy ۶ سال پیش
جوک

این خاطره یه بنده خداییه که میذارم:
با،بابام رفتیم پالتو بخریم دونه دونه رنگا وطرح هایی که بود رو پوشیدم و اومدم جلوش هرکدومو یه چیزی میگفت
مشکی:مگه بابات مرده!!!
سفید:مگه عروسی؟
نارنجی:رفتگرشهرداری………!!!!!
صورتی:خرس گنده خجالت نمیکشی مگه بچه ای……!!!؟
قرمز:شنل قرمزی،شمر!!؟؟؟؟؟
‌خاکستری:مگه فیلی؟؟!!!؟؟
راه راه مشکی سفید:شبیه گورخرمیشی!!!!
سفید لکه های دایره ای مشکی:مگه گاوی!!؟؟
سفید آستین های مشکی:فتوکپی پنگوئن شدی……!!
دور گردنش خز داشت:چقدر شبیه شترمرغ بودی من نمیدونستم؟؟!!؟؟
ساده ی کوتاه:همینم مونده دخترم کوتاه بپوشه………
ساده ی بلند:شبیه جادوگر شهر اُز شدى……!!
اومدیم خونه میگه سلیقه ام نداری اینهمه پالتو هیچکدوم رونخریدی……!!!!!!

i
iambahar ۶ سال پیش
جوک

استادمون گفت خانم ⬜ ⬜(الآن فهمیدید فامیلیم دو قسمتیه یا نه؟؟) گوشیمو از روی میز بده بزنم به شارژ
منم گوشیشو که آیفونم بود پرت کردم سمتش گفتم اگه مال تو باشه میاد سمت خودت ولی خب متاسفانه گوشی مال درِ کلاس بود همونجا هم خورد شد :)
استاد بی جنبه افتاده بود دنبالم میخواست با کابلش دارم بزنه بچه ها نزاشتن
ای کاش قبل از استخدام از اینا تست اعصاب و روان میگرفتن ((:

آ
آی ام اردیبهشتی ۶ سال پیش
جوک

دو سال پیش ک عموم فوت شده بودن شب قبل از مراسم تشیع جنازه خونه عموم بودیم،همشم مهمون میومد و میرفت. همه ام خیلی ناراحت و مشغول تلاوت قرآن .آقا یکی از فامیلا اومد ثواب کنه برگشت گفت الفاته محمد صلوات (الفاتحه مع الصلوات)من فقط ی لحضه از شدت خنده شروع کردم ب سرفه کردن.بعدش ی نگاه کردم ب بقیه ببینم اونام متوجه شدن یا نه که دیدم همه در حالت عادی ب سر میبرن.ب خودم گفتم خاک تو سرت همه از شدت ناراحتی اصلا متوجه نشدن اونوقت تو خندت گرفته.ینی تا آخر شب من هی یادش میوفتادم خندم میگرفت.خیلی وضعیت بدی بود.
چن ماه بعد ک ی جا دور هم جمع شده بودیم دخترعموم اعتراف کرد ک اونم شنیده ولی نگاه کرده دیده کسی حواسش نیس.
اونجا بود فهمیدم بقیه ام فهمیدن ولی کسی چیزی بروز نداده.

H
H.G ۶ سال پیش
جوک

سلام. دوستان. خانمم یه عادت خیلی بدی داشت، جوش های روی صورتم رو میترکوند. (زیاد که گرمی می خورم جوش می زنم) انگاری هر دونه جوشی که روی صورت من در می اومد باعث به تکاپو افتادن کرمی درون خانمم می شد که گیر بده و اونو بترکونه. (می دونم عجیبه، دختره ولی چندشه!) آقا، یه شب گیر سه پیچ داد به یه جوش کنار دماغم. (از اون درشت آبداراش!!! می دونم، کثافتم) بعد از عمل موفقیت آمیز رفت دستشویی تا دستاش رو بشوره، من هم نقشه شومی به ذهنم رسید، سریع رفتم آشپزخونه، مقداری سس قرمز، آب، عسل و رب رو با هم مخلوط کرده روی سوراخ دماغا و گوشه لبم مالیدم. بعد رفتم دراز شدم وسط پذیرایی. خانمم اومد بیرون از دستشویی، حالا هی تیکه مینداخت: بلند شو سوسول، بچه ننه! نازک نارنجی! یه جوش ترکوندما، غش کرده پسره لوس ننر!!! اومد نزدیکتر یه دفعه حالتش عوض شد! با داد و فریاد: چچچچچییییی شده؟ بد بخت شدم!!! ببین با شوهرم چی کار کردم!!! بلند شو بریم بیمارستان!!!! زودباش تا بیوه نشدم!!!! هر کاری کردم آروم بشه نشد که نشد. (نمی تونستم راستش رو بگم چون مطمئن بودم پرتم می کرد از خونه بیرون!) حتی تهدید کرد اگه آماده نشم که بریم اینقدر سروصدا می کنه تا تمام همسایه ها بریزن خونموم. چاره ای نبود 20 هزار تومن پیاده شدیم تا رفتیم بیمارستان، حالا اونجا هی دکتر اورژانس می گفت این طوریش نیس، خانمم مثل ابر بهاری گریه می کرد و می گفت نه، باید از مغزش 0_O عکس بگیرین!! یکی از فامیلامون اینطوری شد شب خوابید صبح دیگه بیدار نشد. خلاصه با یه دردسری آرومش کردم 20 تومن دیگه دادیم برگشتیم خونه، بعد تا صبح بالاسرم نشسته که حتما صبح بیدارم کنه یه وقت نرم به دیار باقی!!! درسته 40 تومن پیاده شدم ولی عادتش رو ترک دادم :)))))))

A
Alisham ۶ سال پیش
جوک

یه بار اومدم با برنامه اینترنتی ماشین بگیر�
ماشینو زد برلیانس اصن شرمنده شدم زدم لغوش کرد�
دوباره درخواست دادم بعد ده دیقه دوباره همون برلیانس اوکی داد :( دیدم ماشین نیس اینم اصرار میکنه قبول کردم بعد یارو اومد بیست تومن تخفیف داشتم زدم گفتم اقا انلاین میشه پرداخت کنم؟؟؟ گف اگه ایراد نداره نقد بدین :)))) گفتم آخه:(( باشه..:(( دوتومنی از جیبم در اوردم گفتم شرمنده به خدا :(( بعد از ماشین پیاده شدم دره ماشین گیر کرد به جدول :)) همونجا نشستم گریه کردم یارو گف داداش اشکال نداره پاشو برو فقط پنج ستاره یادت نره هیچی دیگه بعد این سخن کمرم رگ به رگ شد:))))
همونجا یاد داعش افتادم که انتحاری میبندن برن بهشت :)))))

H
H.G ۶ سال پیش
جوک

سلام بر و بچ. چند سال پیش یکی از فامیلامون فوت می کنه چون مراسم تشییع و خاکسپاری قم بوده با عمه ها و عموها و مادربزرگ رفتیم اونجا. یه شوهر عمه دارم جراح قلب و عروقه، همیشه هم توی مهمونی ها دیر می آد با این دلیل که عمل جراحی داشته. آقا، مراسم تشییع تموم شد شوهر عمه و خانوادش نیومده بودن، مراسم خاکسپاری تموم شد، نیومده بودن، ناهار توی رستوران خوردیم، نیومده بودن، دیگه بعدازظهر رفتیم خونه یکی از عموهام (توی قم سکونت دارن و روحانی هستن) همه نگران که چرا اینا نمی رسن، حالا از صبح به گوشی ها شون زنگ زده بودیم هی گفته بودن دم خونه ایم، دم عوارضی ایم، توی کیلومتر فلانیم. بالاخره موقع شام شده اینا رسیدن. حالا چی شده بود؛ توی جاده یکی از نزدیکی های ماشین شوهر عمه رد میشه، ایشون هول می کنن کنترل ماشین رو از دست می دن، ماشین شروع به چرخش به دور محور خود کرده، سپس برعکس عقبکی چند متر میره و در نهایت گاردریل جاده رو از جا کنده در باند مخالف جاده متوقف میشه. (شانس آوردن چپ نکردن، یا از اون طرف کسی بهشون نزده!!!!!) همه ترسیده بودن، حالشون بد، جلوی ماشین هم فرورفتگی وحشتناک پیدا کرده، این وسط این شوهر عمه بر می گرده میگه برای گاردریل باید زنگ بزنم اداره راه و ترابری خبر بدم؟! خسارتش رو چطوری باید پرداخت کنم؟ اصلا خسارتش چقدر میشه؟ چجوری حساب می کنن؟ آخه برادر من خانواده و ماشین خودت رو ول کردی چسبیدی به گاردریل!!!!! O_o حس گاردریل دوستانه ات گل کرده؟!

S
Setare ۶ سال پیش
جوک

سلام :) آقا من کلا با آژانس مشکل دارم -_-
یبار کلاس کنکور بودم..زنگ زدم ماشین اومد دنبالم قبلش مقصدمو مشخص کرده بودم..خونمون خیابون آموزگاره و این خیابون ب دو خیابون دانش آموز و دانشجو منتهی میشه
آقا سوار ماشین شدم ی پسر جوون راننده بود..منم خودمو جمع و جور کردم ک مودب بشینم..یهو آقاهه پرسید : خانوم دانش آموزید یا دانشجو؟..
با خودم گفتم چ پررو و گستاخ..ب اون چ ربطی داره من چی هستم -_- اخمامو کردم تو هم و جواب دادم هیچکدوم پشت کنکوریم :/
آقا تا اینو گفتم مرده زد زیر خنده...محکم با کف دستش کوبید ب پیشونیش گف خاااانوم منظورم خیابونه محل زندگیتونه :)
من ک جلو خندمو گرفتم ولی آقاهه تا خود خونه خندید آخرشم بابت شاد شدنش ازم تشکر کرد D:

a
abas_m223 ۶ سال پیش
جوک

******** abas—m223*********
یــه بــارم ‏مـا یــه تــولــد رفـتــیــم کــیــکــو بــرداشــتــم بــزنــم تـــو صــورتـــش، هـــــمـــــه ریـــخـــتـــن ســــرم واااااااای نـــکـــن نــــه تــــو رو خــــدا گـــفـــتـــم بــــابـــا چـــــتــــونـــه مــــن هـــمــیــشـــه ایــنــکـــارو مــیــکـــنـــم حـــال مــیــده گــفــتــن اره ولــی ایــن تــازه بـدنــیــا اومــده!!!