H
H.G ۶ سال پیش
جوک

سلام. دوستان. خانمم یه عادت خیلی بدی داشت، جوش های روی صورتم رو میترکوند. (زیاد که گرمی می خورم جوش می زنم) انگاری هر دونه جوشی که روی صورت من در می اومد باعث به تکاپو افتادن کرمی درون خانمم می شد که گیر بده و اونو بترکونه. (می دونم عجیبه، دختره ولی چندشه!) آقا، یه شب گیر سه پیچ داد به یه جوش کنار دماغم. (از اون درشت آبداراش!!! می دونم، کثافتم) بعد از عمل موفقیت آمیز رفت دستشویی تا دستاش رو بشوره، من هم نقشه شومی به ذهنم رسید، سریع رفتم آشپزخونه، مقداری سس قرمز، آب، عسل و رب رو با هم مخلوط کرده روی سوراخ دماغا و گوشه لبم مالیدم. بعد رفتم دراز شدم وسط پذیرایی. خانمم اومد بیرون از دستشویی، حالا هی تیکه مینداخت: بلند شو سوسول، بچه ننه! نازک نارنجی! یه جوش ترکوندما، غش کرده پسره لوس ننر!!! اومد نزدیکتر یه دفعه حالتش عوض شد! با داد و فریاد: چچچچچییییی شده؟ بد بخت شدم!!! ببین با شوهرم چی کار کردم!!! بلند شو بریم بیمارستان!!!! زودباش تا بیوه نشدم!!!! هر کاری کردم آروم بشه نشد که نشد. (نمی تونستم راستش رو بگم چون مطمئن بودم پرتم می کرد از خونه بیرون!) حتی تهدید کرد اگه آماده نشم که بریم اینقدر سروصدا می کنه تا تمام همسایه ها بریزن خونموم. چاره ای نبود 20 هزار تومن پیاده شدیم تا رفتیم بیمارستان، حالا اونجا هی دکتر اورژانس می گفت این طوریش نیس، خانمم مثل ابر بهاری گریه می کرد و می گفت نه، باید از مغزش 0_O عکس بگیرین!! یکی از فامیلامون اینطوری شد شب خوابید صبح دیگه بیدار نشد. خلاصه با یه دردسری آرومش کردم 20 تومن دیگه دادیم برگشتیم خونه، بعد تا صبح بالاسرم نشسته که حتما صبح بیدارم کنه یه وقت نرم به دیار باقی!!! درسته 40 تومن پیاده شدم ولی عادتش رو ترک دادم :)))))))

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.