H
H.G ۶ سال پیش
جوک

سلام بر و بچ. چند سال پیش یکی از فامیلامون فوت می کنه چون مراسم تشییع و خاکسپاری قم بوده با عمه ها و عموها و مادربزرگ رفتیم اونجا. یه شوهر عمه دارم جراح قلب و عروقه، همیشه هم توی مهمونی ها دیر می آد با این دلیل که عمل جراحی داشته. آقا، مراسم تشییع تموم شد شوهر عمه و خانوادش نیومده بودن، مراسم خاکسپاری تموم شد، نیومده بودن، ناهار توی رستوران خوردیم، نیومده بودن، دیگه بعدازظهر رفتیم خونه یکی از عموهام (توی قم سکونت دارن و روحانی هستن) همه نگران که چرا اینا نمی رسن، حالا از صبح به گوشی ها شون زنگ زده بودیم هی گفته بودن دم خونه ایم، دم عوارضی ایم، توی کیلومتر فلانیم. بالاخره موقع شام شده اینا رسیدن. حالا چی شده بود؛ توی جاده یکی از نزدیکی های ماشین شوهر عمه رد میشه، ایشون هول می کنن کنترل ماشین رو از دست می دن، ماشین شروع به چرخش به دور محور خود کرده، سپس برعکس عقبکی چند متر میره و در نهایت گاردریل جاده رو از جا کنده در باند مخالف جاده متوقف میشه. (شانس آوردن چپ نکردن، یا از اون طرف کسی بهشون نزده!!!!!) همه ترسیده بودن، حالشون بد، جلوی ماشین هم فرورفتگی وحشتناک پیدا کرده، این وسط این شوهر عمه بر می گرده میگه برای گاردریل باید زنگ بزنم اداره راه و ترابری خبر بدم؟! خسارتش رو چطوری باید پرداخت کنم؟ اصلا خسارتش چقدر میشه؟ چجوری حساب می کنن؟ آخه برادر من خانواده و ماشین خودت رو ول کردی چسبیدی به گاردریل!!!!! O_o حس گاردریل دوستانه ات گل کرده؟!

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.