سوتی های املایی که من میرم، از غلت املایی های دفتر املای کلاس اولی هاهم بیشتره!
نمونش همین کلمه ی بالا
@H.Jason.12 · ۶۴ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۵ رأی)
سوتی های املایی که من میرم، از غلت املایی های دفتر املای کلاس اولی هاهم بیشتره!
نمونش همین کلمه ی بالا
حسی که وقتی پستای جدید سایت تموم میشه، اینه اینه که وسط سحری موذنزاده شروع کنه اذان گفتن!
من از هرچی دود و سیگار و مواد مخدره خیلی بدم میاد. اصلا وقتی بحثش پیش میاد من ناراحت میشم که مردم چرا به خودشون آسیب میزنن.
اثن چه معنیی داره که مردم زندگیشونو با دستای خودشون خراب کنن؟
(پک گل خود را باز میکند)
عاغا ما یه پسرخاله داریم. ممکنه شمام داشته باشین و چیز عجیبیم نیست.
این بشر یه بار به من گفت 80تومن داده یه چاقو خریده که بره دعوا و به خانوادشم نگفته. تا اینجاشم عجیب نیست.
بعد از دعوا از شمارهمنزلشون به ما زنگ زدن من برداشتم. صدای اونوری بیه پسرخالم بود ولی شک داشتم. مطمعن که شدم به حالت طنزامیزی گفتم زندعی؟
دیدم خالم بود.آخه خالم سرطان داره...
این یه سوطیی بود که گفتم شاید براتون جالب باشه.
پ.ن:اون چاغوعه که گفتما؟ اون طی یکسری از فرایندها به درجع ای رسیده که الان خالم با اون میاد لب دریا شن میکنه...
یه پسرخاله ام دارم، هروقت میرم تل کارش دارم، میبینم دو دیقه پیش انلاین بود
یا به شرحی تا من آن میشم، درجا آف میشه.
موندم پلیس فتا از این وضع اعصابش خورد نمیشه کمک کنه هماهنگ شیم!
مسئولین چرا رسیدگی نمیکنن!
چن وخته شیر دستشوییمون خراب شده دیگه بسته نمیشه و هی ازش اب میاد بیرون، ماهم حال نداریم بریم درستش کنیم.
با این که تو شمال زندگی میکنیم، عذاب وژدان گرفتم که ذخایر آب کشورو من دارم تموم میکنم.
الکی الکی عذاب وژدان میندازن تو دل آد�
همونا میگن
"قطره قطره"کسر"گردد، دریا گهی وان شود!"
باز خوش به حالتون مراقبا واساتید گرامی شما فقط زل(زول) میزنن به برگهاتون.
اساتید ما که برگرو برمیدارن یه دور کل سوالارو بررسی میکنن بعد همونو با یه لبخند وحشتناک میزارن جلوت. اونجا دیگه از فحش گذشته، همونجا سکترو میزنی.
چیکار میکنین تو خواب به آرزوهاتون میرسین؟
من که اگه یه شبو با روضه(روزه،روظه،روذه)سر کنم، یه جوری به من(تو خوابما) خیانت میشه.
تازه این حد اقلشه!
یه بار از پشت چاقو خورد�
یه بار تو سیهاهجال گیر کرد�
یه بارم تو کنسرت تتلو بودم!
خواهشن کمک کنید!
الان میای 4jok همه درباره برف پست گزاشتن
میری اینیستا همه برف
زنگ میزنی به اقوام میگن فلانجا برف اومده
.
.
.
آخه ما بدبختا که در نواحی ساحلی زندگی میکنیم چه گناهی کردیم که حتی بارش برم نمیبینیم؟
امضا:پرتقالفروش برف-ندیده
"هرچه ارتفاع پروازت بیشتر باشه، سقوطتم دردناکتره"
.
.
.
.
.
والا ما که همیشه با ارتفاع منفی پرواز میکردیم حداقل سقوط کنیم برسیم به صفر!
پریروز با خواهرم خونه تنها بودیم، داشتیم درباره ی جن و روح و اینجورچیزا حرف میزدیم.
حالا بعد نیم ساعت فک زدن متقاعدش کردم که اینجور چیزا وجود داره و اونا مارو میبینن ولی ما اونارو نمیبینیم.
چند لحظه مکث کرد، بعد پاشد رفت.
گفتم:کجا میری حالا؟ داریم حرف میزنیم.
گفت:دارم میرم آرایش کنم ارواح و اجنه منو اینجوری نبینن%_%
بد جامعه ای شده واقعا...
چگونگی سود کردن سه قشر از مردم در جامعه:
بکسر:
آپرکاتزن شهرم، پشت و پناهم مشتاس! تموم مشتای من، دلیل درد شماس!
شاعر:
آوازه خون شهرم، پشت و پناهم خداست! تموم شعرای من قصه ی درد شماست!
و پرتقالفروش:
پرتقالفروش شهرم، پشت و پناهم خیار! تموم میوه هامم،دوای درد شماست! تموم میوه هامم، دوای درد شماست!
لدفن با ریتم بخونید!
مغزم سوت کشید تا تونستم اینارو درست کنم! لایک واجب است!
اعتراف میکنم من تهدیگ ماکارونی خیلی دوست دارم از بپگیمم همینجور بودم.
درسته؛چیز عجیبی نیست
اما...
من یه بار زمانی که چهارسالم بود،رفته بودیم خونه ی عمم برا شام. اونام ماکارونی درست کرده بودن.
چشمتون روز بد نبینه، شوهرمم کل دیشو گرفت، تهدیگارو برداشت و دیسو برگردوند.
چشمتون روز بدتر نبینه، من داد زدم:چرا تهدیگارو برداشتی؟
میخوام بخورم دیگه
+همشو؟
(به شوخی میخورد بیشتر و منم هنوز نمیدونستم شوخی چی هست و همه چیو جدی میگرفتم)-آره.
(با یک نگاه چرخشی و سنگین)+کثافت!
بقیه ی ماجرارو دیگه خودتون تصور کنین دیگه.
من:0_0
بابام: ():
شوهرعمه:&_&
سایر حضار:*=*
همچین بچه ای بودم من...
یه موضوعی هست که چند وقته خیلی درگیرش شدم.
اونم اینه که:
اگه کفش گمشده ی سیندرلا دقیقا اندازش و فیت بود، همون اول چرا افتاد؟
خیلی ذهنمو مشغول کرده اگه جوابشو میدونید خواهشا اطلاعرسانی کنین.
ممنون...
ولی من تو هیچ ارثه ای شانس ندارم. مطئنم اگه خدا تصمیم بگیره یه صندوقچه پر پول از آسمون برام بفرسته، جوری میخوری تو ملاجم که همونجا به درگاهش برم.
والا...
ما که از این شانسام نداریم البته...
امان از این خوابای خوش!
دیشب خواب دیدم دو تا پست غمناک و یه داستان کوتاه فرستادم تو فورجوک بعد هرکدوم 3541 یا بیشتر لایک خورده بود! این به کنار لایکای پستای قبلیم کمتر از هزارتا نمیشد!
صب پاشدم اومدم فورجوک دیدم تعداد کل لایکای من از تعداد لایکای یه پست اقای موحدی کمتره!
خدایا! تبعیز تا این حد؟
دقت کردین تو ایران هر فیلم و سریالی که ساخته میشه یه،یه جوری به اعتیاد و مواد مخدر ختم میشه؟
موندم اگه یه روزی(که مطمئنن خیلی دوره)اعتیاد تو جامعه ریشه کن بشه،موضوع فیلمها وسریالهای ایرانی به چی تغییر میکنه؟
لابد(لابت،لابوتد،لاهرچی که هست)میشه گرونی تخم مرغ...
کار هرروز من:
به دفعات زیاد میام فورجوک،میرم تو کنترل پنلم،"ارسال جوک/مطلب/اس ام اس"رو انتخاب میکنم،موضوع رو انتخاب میکنم و در زیر 10 ثانیه،از سایت خارج میشم.
دلیلشم اینه که نه میتونم از جای دیگه مطلبی copy &paste کنم(چون دسترسی ندارم) و نه خلاقیت دارم که چیز خنده داری بسازم.
کیا مث منن؟
یکی از لذتبخشترین لحظات تو مدرسه، وقتییه که شر کلاس ریاضیو فیزیکو شیمی، بر میگردی به دوستت میگی : چیزی میفهمی؟ اونم بگه : نه.
ولی مبادا اون بگه: آره، یه چیزایی میفهمم.
یه بار این کارو با یکی کردم خیلی حال داد.
ولی نامرد همون فرداش قصاص کرد.
هیچی دیگه بد سوختم...
اعتراف میکنم دیروز کرم درونم بیدار شد اومدم زنگ بزنم به چنتا شماره سرکارشون بزارم(بذازم)
هیشکی جواب نداد
نفر اخری که بهش زنگ زدم...
صدای اذان پخش کرد و اپراتوره اینو گفت:
"مشترک مورد نظر در حال عبادت است؟! ایشان پس از اتمام نماز با شما تماس خواهند گرفت؟!
به خدا همینو گفت!!!
.ضایه شدن من لایک واجب