عاغا ما یه پسرخاله داریم. ممکنه شمام داشته باشین و چیز عجیبیم نیست.
این بشر یه بار به من گفت 80تومن داده یه چاقو خریده که بره دعوا و به خانوادشم نگفته. تا اینجاشم عجیب نیست.
بعد از دعوا از شمارهمنزلشون به ما زنگ زدن من برداشتم. صدای اونوری بیه پسرخالم بود ولی شک داشتم. مطمعن که شدم به حالت طنزامیزی گفتم زندعی؟
دیدم خالم بود.آخه خالم سرطان داره...
این یه سوطیی بود که گفتم شاید براتون جالب باشه.
پ.ن:اون چاغوعه که گفتما؟ اون طی یکسری از فرایندها به درجع ای رسیده که الان خالم با اون میاد لب دریا شن میکنه...