پ
پرتقالفروش شهر ۸ سال پیش
جوک

پریروز با خواهرم خونه تنها بودیم، داشتیم درباره ی جن و روح و اینجورچیزا حرف میزدیم.
حالا بعد نیم ساعت فک زدن متقاعدش کردم که اینجور چیزا وجود داره و اونا مارو میبینن ولی ما اونارو نمیبینیم.
چند لحظه مکث کرد، بعد پاشد رفت.
گفتم:کجا میری حالا؟ داریم حرف میزنیم.
گفت:دارم میرم آرایش کنم ارواح و اجنه منو اینجوری نبینن%_%
بد جامعه ای شده واقعا...

ل
لاشخور :) ۳ سال پیش
جوک

این مثبت اندیشی هم بد سرطانیه..
به رفیقم میگم :ممد به خاک سیاه نشستم :/
اون بیشعور هم جواب میده : باز خدا رو شکر کن به خاک صورتی نشینستی وگرنه هم بد بخت بودی هم مردم به رنگ خاکت میخندیدن :-|
هیچی دیگه
تو همون خاک صورتی چالش کردم بی شرفو ^_^

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.