F

Faezeh

@Faezeh.Z · ۴۶ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۷۵ رأی)

ب
باراباس ۱۰ سال پیش
جوک

یه روز با بچه ها داشتیم می رفتیم اردو... یکی از بچه های مردم آزار کنار پنجره نشسته بود... یه پسره داشت تو پیاده رو راه می رفت و سرش تو گوشیش بود،اینم مردم آزاریش گل کرد!!!
یکی محکم خابوند پشت گردن پسره
از قضا همون لحظه ماشین وایساد
پسره سرشو آورد بالا بعد از دیدن دختره گفت:
بنفففففشششششه...
هیچی دیگه... پسره پسرخالش بود!

ب
باراباس ۱۰ سال پیش
جوک

دیروز تو مدرسه جلوی در دفتر وایساده بودم در دفترم یه کوچولو باز بود
یکی از دوستام داشت از کنارم رد می شد، منم که تو هپرووووت
یهو محکم حلم داد!
چشمتون روز بد نبینه...
با دوتا دست رفتم تو در، درم که باز بود پخش شدم تو دفتر...!!!!
یعنی خدا این دوستارو از من نگیره!

ب
باراباس ۱۰ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم بچه که بودم کلاس قرآن می رفتم... بعد یه عکس تو کتاب بود که نشون میداد کسی که تو مسیر مستقیم داره میره، میره پیش خدا و اونایی هم که چپ و راست رفتن افتادن تو دره و جهنم...
من تو عالم بچگی با خودم می گفتم... وااا،خوب چرا اینا چرا چپ و راست رفتن؟؟یادشون رفته؟؟ من یادم باشه رفتم اونجا تو جاده مستقیم برم! مستقیییم... همشم با خودم تکرار می کردم که مبادا یادم بره باید اون دنیا مستقیم برم!!!
آخه فکر می کردم اونایی که چپ و راست رفتن یادشون رفته که باید مستقیم برن!!

ب
باراباس ۱۰ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم یکی از تفریحات سالممون تو مدرسه اینه که میزو چسب ماتیکی می زنی�
بعد یکی رو صدا می زنیم...
فلانی؟ یه دقیقه بیا اینجا... وقتی طرف میاد می گیم یه دقیقه دستاتو بده...
طرف با تعجب دستشو میده و ما هم در یک حرکت سریع دستشو میزاریم اونجا که بهش چسب زدیم!! اعصاب طرف وقتی بیشتر خورد میشه که ما همه باهم عین خرا می خندیم!!!

ب
باراباس ۱۰ سال پیش
پیام

بچه ها این خاطره نیست ... اینجا می نویسم به امید این که کسای بیشتری بخوننش
کسایی که پدر و مادراشون خوشبختن همیشه با دیدن عشق و علاقه ی میون پدر و مادراشون خوشحال میشن و انرژی می گیرن
بیاین از این به بعد توی دعاهامون برای کسایی که از این خوشحالی محرومن دعا کنیم... واقعا سختی می کشن
و همینطورم برای تمام اون پدر و مادرا دعا کنید ... دعا کنید مشکلات زناشوییشون حل بشه
شاید با دعای ما درصد کمی از مشکلاتشون به لطف خدا ی بزرگ حل بشه...
که البته همونم قنیمته... به امید اینکه مشکلاتشون حل شه صلوات

ب
باراباس ۱۰ سال پیش
جوک

کوچیک که بودم بابام بهم می گفت : دخترم،با مامانی صحبت کن که منو دوست داشته باشه
منم فکر می کردم اگه من بگم مامانم بابامو دوست خواهد داشت
با یه حالت داش مشتی(قلدری) و با زبون امری به مامانم میگفتم:
مامانی، بابایی رو دوس داشته باش
هروقت هم که با بابام دعوا می گرفتم بهش می گفت�
دیگه به من نگو که با مامان صحبت کنم...
تا اینکه بعد از چندین سال گیر آوردن من یبار که به بابام گفتم دیگه به من نگو
شروع کردن به خندیدن
منم متعجب... بابام گفت فکر میکنی تو هروقت میگی مامانی منو دوس داشته باشه اون دوسم داره هروقتم که میگی دوسم نداشته باشه دوسم نداره؟!!
و اینگونه بود که اون موقع من تازه فهمیدم که به حرف من نبوده!
الان ازش به عنوان خاطرات بچگی یاد میشه...
البته هنوزم بابام بهم میگه ها ... ولی دیگه من می دونم که به حرف من نیستش!!!!!

ب
باراباس ۱۰ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم بدترین زایه شدنم زمانی بود که...
اولای سال بود و منو معلم ادبیاتم باهم خوب بودیم و از نظر اون من یه دانش آموز خوب...
اولین امتحانی بود که داده بودیم و معلم داشت ورقه هارو پخش میکرد
گفت: دختر خوب و درس خون کلاس...
منم با اعتماد بنفس کاذب پاشدم برم ورقمو بگیرم که اسم یه نفر دیگه رو خوند...
و منم سعی کردم وانمود کنم که میخواستم بیام رو صندلی کناریم بشینم...
ولی چه کنم که در حد ماست مالی کردن نبود! :D
بد زایه شدم... بدااا :(

ب
باراباس ۱۰ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم اولین روزی که وارد راهنمایی شده بودم و گرم صحبت بودم یه سال سومی از کنارم رد شد و گفت: بند جورابت بازه....
منم از این نقشه ی شوم بی خبر... غافل از همه جا دوتا دستامو باز کردم و به کتونیم نگاه کردم و بعدم شدم سوژهی خنده ی اونا... هرسه تاشون بلند بلند بهم می خندیدن.... مردم آزارا B(
البته اینم بگم که از اون روز به بعد هروقت میدیدمش میگفتم بند جورابت بازه
تا اینکه ترم دوم بنده خدا دیگه عاصی شد و معذرت خواهی کرد! منم لطف کردم و قبول کردم!
وگرنه من بدون معذرت خواهی ول کن معامله نبودم که!!!!!!

ب
باراباس ۱۰ سال پیش
جوک

بابام ینفرو میشناسه که این جریان واسش اتفاق افتاده بوده(هم محلیش)
طرف رفته خواستگاری... یعد گفتن این دو تا جوون برن حرف بزنن ، اینم و قتی رفت تو اتاق دختره رو دید حول شد گفت:
سلام خواهرر...!!!!!!
هیچی دیگه... دختره اول یکم نگاش کرده بعدم با اردنگی پرتشون کردن بیرونو و گفتن تو غلط کردی اومدی خواستگاری خواهرت!
ولی بنظرم دختره یکم که چه عرض کنم،خیلی اعصابش خط خطی بوده!
خوب بنده خدا هول شد دیگه...

ب
باراباس ۱۰ سال پیش
جوک

یه بار یکی از فامیلامون (پسر) رفته بود دستشویی،بابامم نزدیکای در وایستاده بود که بعد اون بره دستشویی...
منم بابامو کار داشتم رفته بودم کنارش داشتیم حرف میزدیم
پسر عموی 3 سالمم داشت آروم آروم از اونجا رد میشد که در همون موقع فامیلمون هم درو باز کرد و اومد بیرون
یهو پسر عموم اون فامیلمون رو نگاه کرد،دماغشو گرفت و گفت :
اه... پیف پیف،چقدر بومیده
بعدم دویید و رفت...
ما هم به علت اینکه فامیلمون خجالت نکشه خودمونو کنترل کردیم و بعد از رفتنش اینقدر خندیدیم که نفسمون بند اومده بود
فامیلمون از خجالت قرمز شده بود ولی خوشو زده بود به نشنیدن!!!

ب
باراباس ۱۰ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم یه مدت پیش رفته بودم دفتر مدرسه می خواستم لب تابو که استفاده کرده بودیم بزارم تو دفتر
و در نهایت ناسف
.
.
.
موقع خارج شدن از دفتر در زدم بعد اومدم بیرون B(
یکی از دوستام همراهم بود که به دیار باقی شتافت...
به علت خروج از دفتر خبر معاونا رو ندارم...!!

ب
باراباس ۱۰ سال پیش
جوک

خاله ی من یه خاستگار داشت که کارخونه ی پسته و آجیل داشت ولی جواب منفی داد!
خواستم در جواب پسرایی که میگن دخترا دنبال پول هستن بگم که هنوزم خیلی دخترا هستن که چشمشون دنبال پول نیست...
.بسته اینقدر گفتن دخترا دنبال پولن
بزارین معلوم بشه که این حرف اشتباهه و در مورد همه صدق نمیکنه...
اونایی که قبول دارن لایک کنن، قبولم نداشتی لایک کن!!!!!!!
در ضمن............... فک و فامیلو کیف کن! B)

ب
باراباس ۱۰ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم برعکس همه ی دخترا که کلی خودشون رو آرایش میکنن و مدل مو درست میکنن و بعد از خودشون عکس میگیرن که چند تا عکس خوشگل از خودشون تو گوشیشون داشته باشن، من قیافمو در حالت های مختلف شبیه منگلا میکنم بعد از خودم عکس میگیرم!!
میتونین منگلیمو به طور تقریبی تخمین بزنین؟؟