اعتراف می کنم اولین روزی که وارد راهنمایی شده بودم و گرم صحبت بودم یه سال سومی از کنارم رد شد و گفت: بند جورابت بازه....
منم از این نقشه ی شوم بی خبر... غافل از همه جا دوتا دستامو باز کردم و به کتونیم نگاه کردم و بعدم شدم سوژهی خنده ی اونا... هرسه تاشون بلند بلند بهم می خندیدن.... مردم آزارا B(
البته اینم بگم که از اون روز به بعد هروقت میدیدمش میگفتم بند جورابت بازه
تا اینکه ترم دوم بنده خدا دیگه عاصی شد و معذرت خواهی کرد! منم لطف کردم و قبول کردم!
وگرنه من بدون معذرت خواهی ول کن معامله نبودم که!!!!!!