آقا کی میتونه از ده تا یک برعکس بشمره؟
هر کی میتونه الان بشمره
.
.
.
.
حتما الان شمردین 10، 9، 8، 7، 6، 5، 4، 3، 2، 1
.
.
.
ولی درستش اینه 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اگه فهمیدی چی شد لایک کن بعد برو
@امیرعلی اویسی · ۴۰ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۸ رأی)
آقا کی میتونه از ده تا یک برعکس بشمره؟
هر کی میتونه الان بشمره
.
.
.
.
حتما الان شمردین 10، 9، 8، 7، 6، 5، 4، 3، 2، 1
.
.
.
ولی درستش اینه 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اگه فهمیدی چی شد لایک کن بعد برو
آقا یه سوال چند روزیه ذهنمو مشغول کرده
اینکه خواستگار خواهرم گفت: پسر ما یه گوشیه ساده داره و اهل وایبر و این چیزا نیست!
تعریف محسوب میشد آیا؟
گاهی آنقدر دیر جرات میکنی عشقت را به زبان بیاوری که دیگر نباید راجع به آن حرف بزنی یا حتی فکر کنی، چون امروز او به کسی دیگر تعلق دارد.
تنها بایک لبخند باید برایش خوشبختی را آرزو کنی
در برابرت زانو میزنم دختر پاک دامن ایران زمین
تو رحمتی برای پدر و مادرت، برای برادرانت و برای جامعه
وقتی که چادر مشکی را با افتخار در این گرمای طاقت فرسا سر میکنی و نگاهت را از حرام حفظ میکنی، وقتی با نجابتت مانع از لرزیدن دل جوانان میشوی برای جامعه رحمت میشوی
رهروان راه حضرت فاطمه معصومه روزتان مبارک
آقا چند روز بود دلم کیک خانگی میخواست کسی برام نمیپخت تا اینکه.... تصمیم گرفتم خودم بپزم حالا داشته باشین مکالمات من و خانواده رو
بابا:ببین بی خود مواد غذایی رو اسراف نکن
من: یه چی میپزم انگشتاتونم بخورین
بابا:ما که لب به اون آتا آشغالا نمیزنیم ولی تا ذره ی آخرشو میتپونم تو حلقت:-)))
مامان: ببین هر چی کثیف کاری کردی تمیز میشوری من گند کاریاتو جمع نمیکنما
خواهر: لطفا تا رسیدن ما هرچی بوی گند میخوای راه بندازی تمومش کن ما اومدیم خونه بوی کیک نده
من: چششششششششششششش�
حالا جاتون خالی کیک پختم عطرش مست میکرد آدمو آشپز خونه هم تمیز کردم عین دسته ی گل
گفتم تا کیک یکم خنک بشه یه دوش بگیرم، تو فاصله ای که من تو حمام بودم خانواده رسیده بودن منزل
از حمام اومدم بیرون
بابا: عجب کیکی پختی فقط حیف که کم بود
مامان:قربونت برم که همه جاهم دسته ی گل کرده بودی
خواهرم: عطر کیکت تا سر کوچه میومد
من:خب حالا سهم من کو؟
بابام: تنبیه آدمی که کم میپزه اینه که به خودش چیزی نرسه حالا فردا دوباره بپز که خودتم بخوری
من:-((
خانواده:-)))
خنده از روی لبش جدا نمیشد هیچ چیزی ناراحتش نمیکرد اصلا غصه خوردن بلد نبود هر کسی پیشش درد و دل میکرد در جواب فقط حرف از امیدواربودن وشاد زندگی کردن میزد. صبح زود از خواب پا میشد، اما اونروز هر چی صداش کردن چشم باز نکرد به اورژانس زنگ زدن پزشک فوتش را تایید کرد. 10 روز بعد وقتی داشتن وسایلشو از تو اتاق جمع میکردن چشم پدر به یه بسته پر جواب آزمایش و نسخه افتاد. نمیدونست اونا چی هستن اصلا تو اتاق پسرش چی کار میکنن از لا به لای همون کاغذا اسم و آدرس دکتری که نسخه ها رو نوشته بود پیدا کرد و سراغش رفت.
پدر:آقای دکتر امیر مریض شما بود؟
دکتر:بله
پدر: مریضیش چی بود؟
دکتر: امیر خواسته که اگر کسی سراغم اومد بهش چیزی نگم ولی فکر میکنم حالا که شرایط امیر خیلی بحرانیه برای شما توضیح بدم تا بتونید با این قضیه کنار بیاید و امیر را هم راضی کنید دور جدید درمانو شروع کنه
پدر:امیر 11 روز پیش فوت کرد
دکتر:متاسفم تو این 5سال که میومد پیشم چندبار جراحیش کردیم و تومور از بدنش در آوردیم سعی کردیم مریضیش تحت کنترل باشه اوایل خیلی ازش خواستم خانوادشو در جریان بذاره اما مخالفت میکرد. بهم گفت به بهانه ی کار و درآمد بهتر بهتون میگه میره شهرستان اما اون یه خونه نزدیک محل کارش داره که تمام این مدت برای اینکه شما در جریان درمانش نباشین اونجا زندگی میکرد.
هر وقت میومد پیشم میگفت:از اینکه بخواد برای مریضیش غصه بخوره و باعث غصه ی دیگران باشه بیزاره. اما همیشه بابت ناراحتیه همه مخصوصا خانوادتون خیلی ناراحتی میکرد میگفت دوست داره قدرتی داشته باشه تاهمه رو شاد کنه باز هم برای از دست دادنش متاسف�
پدر از اتاق دکتر بیرون اومد تازه فهمیده بود برخلاف تصورش پسرش دلش از فولاد نبود برعکس انقدر مهربون بود که دوست نداشت شاهد ناراحتیه کسی باشه
آقا سال که نو شد این فیل 4جوک هم خوشحال و شاد و خندون بود، از بس ازش ایراد گرفتین کز کرد رفت یه گوشه تازگی هم دقت کردم یه بغضی تو گلوش داره.
این دفعه بهش گیر بدینا میام براتون....
اگه خیلی باهوش و هنرمندین وایسین جلو آینه عیبای خودتونو کشف کنین
واللا مظلوم گیر آوردین...
فروجوکیاش بزن کف قشنگرو :)))
سلام
دختر داییم 10 سالشه تازه با 4جوک آشنا شده، دیروز اومده خونه ی ما
دخترداییم: امیرعلی یه سوال بپرسم؟ فقط قول بده نخندیا
من: بپرس عزیزم من هیچ وقت به شما نمیخند�
دخترداییم:(K:E) مخفف چیه؟
من: نمیدونم عزیزم کجا خوندی؟
دخترداییم:4جوک
من:اهان اول اسم یکی از بچه ها وخانمشه
دخترداییم:آخه شعبه ی 2 هم داره
من:عزیزم این فقط یه تشابه اسمیه ربطی به هم ندارن
دخترداییم:مرسی امیرعلی جونم یه پیتزا مهمونه منی پاشو آماده شو 2تایی بری�
من:فدات بشم یه سوال جایزه به این گندگی داشت؟
دخترداییم:نه آخه قبل اینکه از تو بپرسم از سمانه (خواهرشه22 سالشه) پرسیدم،اونم الکی گفت اسم پیتزا فروشیه پولاتو بده برم برات بخرم ولی من گفتم قبلش باید از توکه راست گویی بپرسم،اینم جایزه ی راست گوییته تا لج اون دروغگو در بیاد
من*-*
و باز هم منه راستگو :-)
سلام
یه دوستی دارم پولداره اما متاسفانه خیلی تازه به دوران رسیده است.
برای تبریک تولد دخترش رفتیم خونش،از دم در شروع کرد اینو فلان قیمت خریدم اونو فلان قیمت خریدم. اینا بماند ماهوارشون روشن بود داشت خبر پخش میکرد نشسته بودیم یهو دوستم یه سری کنترل برداشت گفت کانالو عوض کنم بزنم یه برنامه ی باحال.(دوست عزیزم فقط میخواست به ما حالی کنه همه چی تو خونش کنترلیه)
کنترل اول: هه هه این که مال کولره
کنترل دوم: ای بابا اینم کنترل لوستره
کنترل سوم: نچ اینم که مال برقای بیرونه
کنترل چهارم:اینم مال تلویزیون اتاق بچمه
کنترل پنجم:اینم مال ویدیو مونو برای دکور خریدم آخه دیگه اصلا تو بازار ویدیو پیدا نمیشه منم 700 تومن پولشو دادم
کنترل ششم: اینم مال گرامافونه جهاز خانوممه از این جدیداست، منم که عتیقه باز رفتم یه گرامافونه قدیمی خریدم مفت 900 تومن
کنترل هفتم: اینم مال این گیرنده دیجیتاله،من جنس عالی خریدم از این ایرانی الکیا نخریدم 250 پولشو داد�
کنترل هشتم: اینم مال تلویزیونه
کنترل نهم: اینم مال ماهواره
کانال که عوض نشد هیچ این کنترلا شد بهونه واسه ارایه لیست قیمت سایر کالاها
موقع خداحافظی خواهرم به دوستم گفت: حمید آقا شما که هم ایمیل امیرعلی هم موبایلشو دارین از این به بعد هرچی خریدین یه خبر بدین که یهو آدمو میبینین وقت کم نیارین چیزی از قلم بیفته
آخیییششششششش دلم خنک شد خواهر ی
مرسییییییی
نا شکری یعنی: وقتی بعد از مدت ها انتظار، باران رحمت الهی بر سرمان بارید هیچ کدام نگفتیم خدایا شکرت
عوضش گفتیم : تابستون ادای پاییز در میاره، باران بی موقع سفرمو خراب کرد و هزار حرف مثلا شوخی!!!
چه زود یادمون رفت التماس هایمان به خدا برای قطره ای باران،
رسم ما شده نا شکری رسم خدا شده صبوری و بخشش
سلا�
دیدم آخرین لحظات ارسال مطلبه خواستم یه حرف مهم بهتون بزن�
الان 1شنبه ساعت 23:58 دقیقه .
.
.
.
.
.
چیه؟ منتظر چیزی هستی؟
چرا قیافتو اینجوری کردی دلم میخواست آخرین مطلب ارسالی امشب از من باشه خب
سلا�
دیروز خواهرم عکس نشونم داده 2تا دختر بودن با بلوز شلوار و ارایش و موهای افشان، عمل زیبایی هم داشتن. میگه این دخترا نازن؟
گفتم:آره،
بعد چشمم به یه خانم با روسری توی عکس افتاد دقت کردم دیدم تابلوی مغازه ها فارسی نوشته،
گفتم:یا خدا !!!! اینا تو ایران کشف حجاب کردن انقدر ریلکس؟
خواهرم: اینا پسرن بابا
من:0-0
فقط یه سوال بچه ها اینا در آینده زن میگیرن یا شوهر میکنن؟
سلا�
چند وقتیه خانواده میگن باید زن بگیری. دیروز مادر بزرگ بابام(خداحفظش کنه تقریبا 100 سالشه،بگو ماشاالله) داشت از خواستگاری و رسومش در قدیم تعریف میکرد. گفت: قدیما که حمام تو خونه نبود، یه روز که دختر میرفت حمام محله؛ مادر وخواهر پسرهم میرفتن به بهونه حمام کردن ببینن دختر عیب و ایراد ظاهری نداشته باشه.
منم فوری بل گرفتم گفتم خب برای همینه من الان نمیخوام زن بگیرم دیگه!!
مامانم:چه ربطی داره؟
من:آخه من که از این دخترای لخت وپتی که دیگه نمیدونن چه جوری خود نمایی کنن نمیگیرم، دخترای محجوبم که دیگه حمام عمومی وجود نداره شما برین ببینین عیب و ایراد داره دختره یا نه! پس من زننمیگیرم...
یهو گودزیلای عمم(7سالشه) برگشت گفت: تو بگو کیو میخوای ما یه سر میبریمش پارک آبی هم میفهممیم ایراد داره یا نه هم اینکه اصلا زن زندگی هست یانه؟
من:o-o
خانواده:-))
خدا به داد عرو س اینا برسه این از الان خواهر شوهره!!!
آقای مجری: پسر عمه میدونی تنبلی مادر همه ی بدبختی هاست؟
پسر عمه زا: بله آقای مجری،ولی مادره دیگه احترامشم واجبه :|
طوطی صفتی و لاف عرفان بزنی
ای مور،دم از تخت "سلیمان" بزنی
"فرهاد" ندیده ای و "شیرین" ،گشتی
"یاسر" نشدی و دم ز "سلمان" بزنی
(امام خمینی رحمة الله علیه)
سلا�
جایی خوندم که، خداوند میفرماید: بنده ی من نمی تواند شکر نعمت هایی را که به او داده ام به جا بیاورد مگر آنکه روزی 10 مرتبه بگوید:
(الحمدلله رب العالمین)
***
چه زیباست هر روز بعد از نمار صبح در برابر خالق بی همتا سجده کنیم و سپاس گزار نعمت هایش باشیم
امام صادق(ع):حیرانم از کسی که محزون است ولی به گفتن این قول خداوند
(لا الهَ الّا أنتَ سبحانکَ إنّی کُنتُ منَ الظّالمین)
پناه نمیبرد. زیرا خودم از خداوند عزوجل شنیدم که پس از آن میگوید:پس دعای اورا بر آوردیم و او را از اندوه رهانیدیم و مومنان را نیز نجات می دهیم.
باد صبا! گذر کنی ار در سرای دوست
برگوکه دوست سر ننهد جز به پای دوست
من سر نمی نهم،مگر اندر قدوم یار
من جان نمی دهم،مگر اندر هوای دوست
کردی دل مرا ز فراق رخت کباب
انصاف خود بده که بود این سزای دوست؟
مجنون اسیر عشق شد،امّا چو من نشد
ای کاش کس چو من نشود مبتلای دوست
(امام خمینی رحمة الله علیه)
چشم تو وخورشید جهان تاب کجا
یاد رخ دلدار و دل خواب کجا
با این تن خاکی ملکوتی نشوی
ای دوست،تراب و رب الارباب کجا؟
(امام خمینی رحمة الله علیه)
سلام
بچه ها تو این شبا برای همه دعا کنیم، ولی اولین دعامون (ظهور امام زمان) باشه؛ تا خدا به حرمت اجابت این دعا بقیه دعاهامونم مستجاب کنه.
یه خواهش از همتون بد جور گرفتارم اگر یادتون بود تا آخر ماه رمضان از خدا برام گشایش مشکلاتمو بخواید.
التماس دعا