M

Mahdi

@Jackal چنگال · ۲۰ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۷ رأی)

M
Ma}{di :}} ۱۱ سال پیش
جوک

##### mahdi0043 #####
سلام.
آقا ما همونطور که قبلا هم گفتم چهارتا داداشیم (خداحفظمون کنه واسه
پدر ومادرمون!!!)
من امروز تو خونه نشسته بودم بعد داداش کوچیکم که شیش ماهشه ( محمد حسین) رو پام بود.
باهاش بازی میکردم خیلی هم خوشحال بود.،بعد من مثل این بابا ها که بچه شونو
میگیرن توبغلشون و واسش آینده نگری میکنند مثلا میگن تو باید دکتر، یا مهندس و...
بشی.
منم برداشتم بهش گفتم تو باید مسی بشی مسی.
اینجا بود که داداش دیگم که چهار سالشه (میلاد)اومد گفت منم پنالدو میشم.
اینو. که گفت من منفجر شدم از خنده آخه منظورش همونطور که خودتون میدونین رونالدو بود.
آقا از قدیم گفتن حرف راست رو باید از بچه شنید، راست گفتن واقعا
این بچه چهار ساله ميدونه که به جا رونالدو باید گفت پنالدو

M
Ma}{di :}} ۱۱ سال پیش
پیام

السَـلامُ عَلَیـکَ یا ابـاعَـبْـدِالـلّـه وَ عًلی اَلارواح الّتــی حَـلَـت بِـفـنــائـک عَــلَـیکَ مّنــی سـّلامُ الـلّـه ابـداً ما بَـقـیـتُ وَ بَـقـیَ اَلَـیـلِ وَ الـنــَـهار وَلا جَـعَــلَ الـلّـهَ آخِرَ اَلـعَـهد منی لزیارتکم
السَّلامُ عَلي الحُسٓين و
عٓلي عٓلي اِبن الحُسَين و
عَلي اولادِ الحُسَين وَ
علَي اصحابِ الحُسَين
أللهم ارزقنا زیارة الحسین
دوباره بغض و کمی آه، علتش این است
حرم نرفته بمیرم...خجالتش این است
«سلام می دهم از بام خانه سمت حر�
ببخش نوکرتان را بضاعتش این است

M
Ma}{di :}} ۱۱ سال پیش
پیام

یونس بن عبدالرّحمان - که یکى از یاران صدیق و از وکلاى امام صادق، امام کاظم و امام رضا علیهم السلام بود - روزى به مجلس پُر فیض حضرت ابوالحسن، امام موسى بن جعفر علیهم السلام وارد شد .
امام علیه السلام پس از مذاکراتى، ضمن موعظه هائى گوناگون به او فرمود: اى یونس ! با مردم مدارا کن؛ و هرکسى را به اندازه معرفت و شعورش با وى صحبت کن .
یونس اظهار داشت: اى مولایم ! مردم مرا به عنوان بى دین و زندیق خطاب مى کنند .
امام علیه السلام فرمود: گفتار مردم نباید در روحیّه و افکار تو تأثیر بگذارد، چنانچه در دستهای تو جواهرات باشد و مردم بگویند که سنگ ریزه است؛ و یا آن که در دست هایت سنگ ریزه باشد و مردم بگویند که جواهرات است ، این گفتار هیچ گونه سود و یا زیانى براى تو نخواهد داشت. (بحارالا نوار: ج 2، ص 66 )
شهادت جانسوز امام موسی کاظم (ع) بر منجی عالم بشریت حضرت صاحب الزمان (عج) و تمامی شیعیان و پیروانشان تسلیت باد.

M
Ma}{di :}} ۱۱ سال پیش
پیام

سلام به همه مشهدی های عزیز
صعؤد تیم محبوب سیاه‌جامگان به لیگ برتر و دوتیمه شدن
استان خراسان رضوی رو بعد از چند سال تبریک میگم.
از همین الان منتظر فصل جدید و تماشای دربی خراسان هستم.
به امید موفقیت نماینده های خراسان تو لیگ برتر و
به امید موفقیت تیم های ایرانی تو لیگ قهرمانان آسیا.
یا علی...
خدانگهدار.

M
Ma}{di :}} ۱۱ سال پیش
جوک

پسر : من ماشینم رو فروختم .
دختر : چی ؟ من از اول هم میدونستم به درد من نمیخوری
واسه همیشه بای
پسر : باشه عزیزم بای
ولی ی مدل بالا ترشو خریدم.
دختر : جیگر من کیه؟؟؟
بابا این دخترا دیگه کی بودن !!!
همین کارهارو میکنین که نمیایم خواستگاریتون دیگه...

M
Ma}{di :}} ۱۱ سال پیش
پیام

روايت شده است كه پس از ولادت حضرت زينب (س )، حسين (ع ) كه در آن هنگام كودك سه چهار ساله بود، به محضر رسول خدا (ص ) آمد و عرض كرد: ((خداوند به من خواهرى عطا كرده است )).
پيامبر(ص ) با شنيدن اين سخن ، منقلب و اندوهگين شد و اشك از ديده فرو ريخت . حسين (ع ) پرسيد: ((براى چه اندوهگين و گريان شدید ؟)).
پيامبر(ص ) فرمود: ((اى نور چشمم ، راز آن به زودى برايت آشكار شود.))
تا اينكه روزى جبرئيل نزد رسول خدا (ص ) آمد، در حالى كه گريه مى كرد، رسول خدا (ص ) از علت گريه او پرسيد، جبرئيل عرض ‍ كرد: ((اين دختر (زينب ) از آغاز زندگى تا پايان عمر همواره با بلا و رنج و اندوه دست به گريبان خواهد بود؛ گاهى به درد مصيبت فراق تو مبتلا خواهد شد شود، زمانى دستخوش ماتم مادرش و فراق دردناک پدرش و سپس ماتم مصيبت جانسوز برادرش امام حسن (ع ) گردد و از اين مصايب دردناك تر و افزون تر اينكه به مصايب جانسوز كربلا گرفتار شود، به طورى كه قامتش خميده شود و موى سرش سفيد گردد.))
پيامبر (ص ) گريان شد و صورت پر اشكش را بر صورت زينب (س ) نهاد و گريه سختى كرد،زهرا (س ) از علت آن پرسيد. پيامبر (ص ) بخشى از بلاها و مصايبى را كه بر زينب (س ) وارد مى شود، براى زهرا(س ) بيان كرد.
حضرت زهرا (س ) پرسيد: ((اى پدر! پاداش كسى كه بر مصايب دخترم زينب (س ) گريه كند چیست ؟ پيامبر اكرم (ص ) فرمود: ((پاداش او همچون پاداش كسى است كه براى مصايب حسن و حسين (ع ) گريه مى كند)) 
الخصائص الزينبيه ، ص 155 ناسخ التواريخ زينب (س ) ص 47
133 بار ذکر
(یا کاشِفَ الکَرب عَن وَجه الحُسین اَکشِف الکَربیٰ بِحَق اَخیکَ الحُسین.)
در این شب و روز باعث برآورده شدن حاجت میشه.
التماس دعا ...
یا علی ...

M
Ma}{di :}} ۱۱ سال پیش
جوک

آقا میگن ی تیم هست که بازیکناش وسط بازی زنده که چندین هزار تماشاگر تلویزیونی و چند هزار هم تماشاگر که از داخل استادیوم داشتن از نزدیک بازی رو تماشا میکردن .
میگن توپ رفته بوده بیرون بعد برای پرتاب توپ دوتا از بازیکناشون هم زمان میرن و دوتا توپ رو میندازن تو زمین
( تیمش از همین تیمهای لیگ برتر خودمون بوده ها مثلا رئال مادرید نبوده ها ، ی وقت اشتباه نکنین ها )
میگن بعد از این اتفاق بازیکنای حریف از شدت خنده بازی رو ترک کردن و بازی با سه تا گل به نفع تیم پرتاپ کننده تموم شده .
تماشاگرهای حاضر در استادیوم هم ی لحظه فکر کردن اومدن طنز شبهای کیش .
در ضمن میگن کارگردان تلویزیونی هم واسه این که تماشاگرای تلویزیونی از خنده جان به جانان آفرین نسپارن در یک حرکت نینجایی اون صحنه رو سانسور کرده.

M
Ma}{di :}} ۱۱ سال پیش
پیام

در بهترین مکان متولد شد(کعبه)
در بهترین روز متولد شد(جمعه)
جانشین بهترین پیامبر بود(محمد)
همسر بهترین زن دنیا بود(فاطمه)
پدر بهترین بچه های دنیا بود(حسن حسین)
در بهترین ماه به شهادت رسید (رمضان)
در بهترین شب ضربت خورد(اول قدر)
در بهترین شب شهید شد(دوم قدر)
در بهترین حالت بود که ضربت خورد(نماز)
در بهترین حالت نماز بود (سجده)
ای بهترین بهترین ها دستم را بگیر
(صدبار اگر دوباره دنیا آیی�
از دشمن مرتضی علی بیزاریم)
یا علی مدد...
تولد امام علی(ع) مولود کعبه و روز پدر بر تمامی شیعیان آن حضرت مبارک باد

M
Ma}{di :}} ۱۱ سال پیش
جوک

سلام
آقا ی خاطره دیگه تعریف کنم واستون که واسه دوره اول راهنماییم هستش
جونم واستون بگم
اول راهنمایی بودم ، موقع امتحانات ثلث اول بود ، امتحان ریاضی ، ساعت شروع جلسه
امتحان رو فراموش کرده بودم واسه همین نیم ساعت دیر تر به جلسه رسیدم ،
خلاصه با خواهش برگه رو از ناظم مون گرفتم و رفتم سرجام نشستم.
هنوز عرق پام خشک نشده بود که [ آقا گلاب به روتون ] دسشوئیم گرفت شدید...
نتونستم تحمل کنم و سریع رفتم برگه رو دادم و رفتم .
( کلا تو نیم سال اول وضعیت ریاضیم خوب نبود که این گند رو هم زدم )
خلاصه آقا امتحانام تموم شد ، کارنامه رو گرفتم .
از ترس بابام قائمش کردم ولی ولی بابام پیداش کرد و نمرها مو دید.
وقتی نمره ریاضی رو دید که شدم سه آقا چنان خوابوند تو گوشم که به اندازه سه
روز رد سه تا انگشت بابام رو لپام موند.
خلاصه بعد از این واقعه و این گوشه چشمی که بابام نشونم داد پایان سال تو سه
کلاس اول راهنمایی مدرسه مون من شاگرد اول شدم.
هییییی مدرسه کجایی که یادت بخیر....
ثلث اول :
من π___π
بابام ?___؟
ثلث دوم:
من :]]]
بابام ?___؟
شما : خاک بر سرت حتما باید زور بالا سرت باشه تا درس بخونی...

M
Ma}{di :}} ۱۱ سال پیش
جوک

سلا�
آقا این خاطره واسه خیلی وقت پیشه
وقتی که ۹ ، ۱۰ ساله بود�
با مادرم و خالم رفته بودیم بازار بعد از دور زدن و خرید کردن خواستیم که
برگردیم مادرم بهم گفت برو تاکسی بگیر
مسیر مون هم انتهای همون خیابونی که تاکسی ها ابتداش ایستاده بودن بود.
آقا منم شونه هامو انداختم بالا و مثل ی مرد رفتم جلو
رفتم پیش تاکسی و به راننده گفتم آقا راسته
یهو نگاه میکنم این راننده داره منو بروبر نگا میکنه
منم با اعتماد به نفس مضاعف حرفم رو تکرار کردم و هم چنان راننده من رو با تعجب
نگاه میکرد که مادرم اومد و به راننده گفت آقا مستقی�
اینجا بود که متوجه شدم چی سوتی دادم و مثل برف آب شدم رفتم زمین.
و در اینجا طبق سنت فور جوک
من :((
مادرم :))
راننده تاکسی :]]]
خالم :))
شما : بابا چقد اُشگول بودی

M
Ma}{di :}} ۱۱ سال پیش
پیام

ما چقدر بیکاریم آقا جان
چقدر بی‌بند و باریم آقا جان
شب‌ها صبح ، صبح ها شب میشوند
ما چقدر بیخیالیم آقا جان.
هر دم سخن‌از عشق تو گوییم ، امّا
یک قدم سوی تو نمی‌آییم ، آقا
می‌گوییم‌این جمعه به فکرت هستیم.
جمعه که شد ، بیرون شهر در شادمانی هستیم.
هر لحظه به فکر و تماشای ما هستی ، آقاجان
هر لحظه دورتر از تو هستیم ، آقا جان
خداکند این جمعه غافل نباشیم.
شرمنده مادرت زهرا (س) نباشیم.
اَللٰهَمَ عَجِل لِوَلیِّکَ الفَرَج السّاعة السّاعة السّاعة...

M
Ma}{di :}} ۱۱ سال پیش
پیام

یکی بهش زنگ بزنه ،،، بگه که من دوسش دار�
یکی بهش زنگ بزنه ،،، بگه تورو خدا تایید بکن
تلاشمو بیشتر کردم ،،، دلمو نشکن تاییدش کن
یکی بهش زنگ بزنه ،،، بگه که من دوسش دار�
الکی مثلا من امیر تتلو فورجوکم...
و الکی مثلا من فورجوک رو دوس دارم...
من فورجوک رو دوس ندارم مممممن عااااشقش�
فور فور فور ، فورجوک

M
Mahdi ۱۱ سال پیش
جوک

[[[[[[[[[[[[: jackal :]]]]]]]]]]]]
عاغا ما چهارتا داداشیم ( خدا حفظمون کنه واسه ننه و بابامون ) این داداش آخریه
چهارماهشه، از همین الان گودزیلاییه که نگو
حالا اینکه وقتی گوشی دستمه ی سروصدایی به پا میکنه و بعد شیر خوردن تا بغلش میکن�
من رو یه مجسمه ماستی میکنه که بماند.
موضوع سر ی چیز دیگه‌س
عاغا وقتی که پوشک این گودزیلا رو عوض میکنن ی بویی تو خونه راه میوفته که همه میری�
ماسک شیمیایی میزنیم.
اوه اوه اوه نامردا بدون اطلاع قبلی پوشکشو دارن عوض میکنن دارم خفه میش�
ماسکم کو کخ کخ کخ ( سرفه زدن) نفسم بند اومد ، یکی ماسکمو به من برسونه
مامان ، بابا ماسکم رو بدین.
کخ کخ کخ ، نفسم دیگه بالا نمیاد ، عاغا حلالم کنین من به علت شیمیایی شدن مُردم.

M
Mahdi ۱۱ سال پیش
جوک

[[[[[[[[[[[[: jackal :]]]]]]]]]]]]
مورد داشتیم طرف اومده تو گروه لاین گفته هرکی تا سه ساعت دیگه
پیام بذاره تو گروه (خــــــــــر) است.
.
.
.
باز دوباره بعد یک ساعت اومده خودش پیام داده ( کجایین، زیرآبیا بیاین بالا)
.
خدایا شکرت که اینو (خــــــــــر) آفریدی تا بخندیم . i)))
و خدایا شکرت که 4جوک رو داریم تا این خاطره شیرین
از اون طرف (خـــــــــر) رو توش بذاریم تا بقیه هم بخندن . •َـــــــــ•ٓ

M
Mahdi ۱۱ سال پیش
جوک

مورد داشتیم طرف همیشه دعا میکرده که تو 4جوک لایک بگیره اما نمیشده
بعد همش عمه این 4جوک رو فحش میداده
بعد آخر این عمه هِ شاکی میشه میاد تو خوابش میگه : خب اُشگول برو اول تو
سایت برادرزادم ثبت نام بکن بعد توقع لایک داشته باش
مدیونین اگه فکر کنین طرف من بودم ها. :]]]