اسکار نابود کننده ترین اساماس سال هم تعلق میگیره به "بسته اینترنتی شما رو به پایان است"
@نگار خانومی · ۷۳ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۲۷ رأی)
اسکار نابود کننده ترین اساماس سال هم تعلق میگیره به "بسته اینترنتی شما رو به پایان است"
اونجا که سیاوش قمیش میگه تو میری شاید که فردا رنگ بهتری بیاره
همش حس میکنم رفته با زنش حراجی محل
زنش از رنگ بندی لباسا خوشش نیومده
گفته فردا دوباره بیایم
مطمئنم سعدی وقتی گفته
«من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم میرود»
بعدش هی این جمله رو تکرار کرده و اشک ریخته. هی گفته
من خود به چشم خویشتن …
شعله های پلاسکو
جان آتشنشان ها را گرفت
و قلب هشتاد ملیون ایرانی را سوزاند
از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان سرو و خمیده
در سایه گل بلبل از این غصه خزیده
گل نیز همچو من در غمشان جامه دریده
چه کج رفتاری ای چرخ چه بد کرداری ای چرخ
نه دین داری نه آیین داری ای چرخ
تقدیم به خانواده شهدای پلاسکو
دلایل علمی اهمیت خوابیدن به سمت چپ ...
۱- تقویت سیستم لنفاوی
۲- بهبود هضم غذا
۳- کمک به قلب
۴- کاهش سوزش های معده
5- بعدا میتونی بری سمت راست بالشم هنوز یخه (:
لعنت به این دیوار
لعنت به این دیدار
لعنت به این آوار
من زیر آوارم :((
بال هایتان سوخته بود اما تا آسمان پر کشیدید
تسلیت به ایران عزیز
تسلیت به خانواده های عزادار حادثه پلاسکو
تسلیت به آقا کیان عزیز آتش نشان از قدیمیای سایت امیدوارم که حالتون خوب باشه
از داعش تقاضا دارم این همه جارو که زد شبا کلید برق اتاق منم بزنه
مسئولیتشم به عهده بگیره
مرسی ...اه
94درصد از دخترای دنیا فکر میکنن زشتن در حالی که قشنگن ...
94درصد از پسرای دنیا فکر میکنن قشنگن در حالی که...
صلواتوبفرستین
دوباره چایم سرد شد به رسم عادت بودنت
قرار نیست دلگرم شوم حتی در نبودنت
انگار خاطرت هم دست بردار من نیست
مدام میخواهد باشد زیر زبانم تلخی نبودنت
آنچه در شهرزاد 2 خواهید دید ...
شهرزاد با زدن یک عینک 20 سال پیر میشه
فرهاد با سفید شدن مو و گرد شدن عینک 20 سال پیر میشه
بدون چین وچروک
قبادم میمیره و شهاب حسینی نقش پسرشو بازی میکنه
50 نفر میمیرن
و با اینهمه شیرین هنوز حاضر نشده :|
پرونده مهد کودک اینجانب:)
کتک زدن مربی ۳فقره کل
۲فقره پس گردنی
۱فقره تو گوش
فرار کردن از مهد کودک ۳فقره
۱فقره به همراه بردن دختر خاله
۱فقره به همراه بردن ۲همکلاسی
۱فقره به همراه بردن کل کلاس
ترساندن مدیر مهد کودک ۷فقره
۴فقره با مارمولک
۳فقره با نمایش حملات صرعی الکی مثلا
جا به جا کردن عقربه های ساعت ۵مرتبه
پیچاندن کلاس و رفتن به حیاط بازی ۵۳۷۳فقره
اغفال همکلاسی ها و ایجاد شورش ۷۴۶۶مرتبه
نقاشی کشیدن و انجام فعالیت کلاسی ۱مرتبه|:
یعنی مدرسم نبودما مهد کودک فقط
بعد به دهه هشتادیام میگم گودزیلا منم اخه فک و فامیلم بقیه دارن؟؟
من برم خجالت بکشم بیام :|||||||
آری بدون ابر که باران نمیشود
با هر نسیم گمشده که طوفان نمیشود
ناباورانه منتظر ابر رحمتیم
با چتر های بسته که باران نمیشود
هر آینه که نقش تو در خویشتن گرفت
هرچقدر هم که بشکند ارزان نمیشود
چون سرو به یمن تو سبزیم و سرفراز
در کوچه مهر تو آبان نمیشود
دی همچنان شکوه بهاری گرفته است
هرجا که تو میکنی نظر که زمستان نمیشود
باز شب ماند و من و این عطش خانگی ا�
باز هم یاد تـــــــو ماند و من و دیوانگی ا�
اشک در دامنم آویخت کـــــه دریا باش�
مثل چشم تو پر از شوق تماشا باش�
خواب دیدم کــه تو می آمدی و دل می رفت
محرم چشم ترم می شدی و دل می رفت:
یک نفر مثل پـــــری یک دو نظر آمد و رفت
با نگاهی به دل خسته ام آتش زد و رفت
خنده زد کوچه به دنبال تبسم افتاد
باز دنبال جگر گوشه ی مــردم افتاد
“آخــــــرش هم دل دیوانه نفهمید چه شد
یک شبه یک شبه دیوانه چشمان که شد”
تا غــزل هست دل غمزده ات مال من است
من به دنبال تو چشم تو
…………شعری زیبا از علی زند وکیلی ………
لالا کن دختر زیبای شبنم
لالا کن روی زانوی شقایق
بخواب تا رنگ بی مهری نبینی
تو بیداری که تلخه حقایق
تو مثل التماس من میمونی
که یک شب روی شونه هاش چکیدم
سرم گرم نوازش های اون بود
که خوابم برد و کوچش رو ندیدم
حالا من موندم و یک کنج خلوت
که از سقفش غریبی چکه کرده
تلاطم های امواج جدایی
زده کاشونمو صد تکه کرده
به پروانه صفت ها گفته بودم
که شمعم و میل خاموشی من نیست
پرنده رو درختم آشیون کن
حالا وقت فراموشی من نیست
زن در ICU بود. شوهرش نمیتوانست جلوی اشکهایش را بگیرد. دکتر گفت ما همه تلاشمان را میکنیم اما هیچ چیز رو تضمین نمی کنیم. بدن اون هیچ عکس العملی از خودش نشون نمیده، به نظر میرسه که به کما رفته.
شوهر: دکتر بهتون التماس میکنم که همسرم رو نجات بدین. اون فقط 36 سالشه، خانواده بهش نیاز دارن.
ناگهان معجزه ای رخ داد. دستگاه ECG قلب دیوانه وار شروع به زدن کرد، یکی از دستانش تکان خورد، لبانش شروع به حرکت کرد و ....
او شروع به صحبت کرد : عزیزم من 34 سالمه نه 36 سال.
❣00:04❣
نه با صفر
نه با ساعت
نه با روز نه با شب
برای من
فرقی نمی کند
ساعت چند
کدام روز
کدامین شب باشد
برای من که
تو را دار�
هر ثانیه ا�
لحظه ای برای عاشقی ست...
از آخرین شعله شدن در آغوشت چندیست که میگذرد
از آخرین لبخند من قرنیست که میگذرد
ای اسمان خسته ام ببار بر خاک تشنه ی دلدار
گویا قرنی ها میگذرد از آخرین دیدار
امشب به یاد آن همه شعله شدن
سر کشیدن سوختن مهره شدن
میسوزم اینار نیم در آتش
میسوزم امشب در حسرت خیال تو
من و تو دوریم
یکجا نشاید باشیم
من و تو شمعیم و باران
من در خیالت تودر خیابان
فقط یه ایرانی میتونه آدمو صدا کنه
و زمانی که رفتی پیشش ازت سوال کنه : چی کارت داشتم ؟
جالب اینکه ما هم می شینیم حدس می زنیم یارو چیکارمون داشته !
برخیز که غیر از تو مرا داد رسی نیست
گویا که همه خابند کسی را به کسی نیست
تا آینه رفتم تا که بگیرم خبر از خویش
دیدم که در آینه هم جز تو کسی نیست
من در پی خیشم به تو بر میخورم اما
آن سان شدم گم که به من دسترسی نیست
من آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است
در عشق خوشا من که که این بودن ناب است
وقتی که همه بودن ما جز هوسی نیست