د
دختر اصفونی ۱۰ سال پیش
جوک

پرونده مهد کودک اینجانب:)
کتک زدن مربی ۳فقره کل
۲فقره پس گردنی
۱فقره تو گوش
فرار کردن از مهد کودک ۳فقره
۱فقره به همراه بردن دختر خاله
۱فقره به همراه بردن ۲همکلاسی
۱فقره به همراه بردن کل کلاس
ترساندن مدیر مهد کودک ۷فقره
۴فقره با مارمولک
۳فقره با نمایش حملات صرعی الکی مثلا
جا به جا کردن عقربه های ساعت ۵مرتبه
پیچاندن کلاس و رفتن به حیاط بازی ۵۳۷۳فقره
اغفال همکلاسی ها و ایجاد شورش ۷۴۶۶مرتبه
نقاشی کشیدن و انجام فعالیت کلاسی ۱مرتبه|:
یعنی مدرسم نبودما مهد کودک فقط
بعد به دهه هشتادیام میگم گودزیلا منم اخه فک و فامیلم بقیه دارن؟؟
من برم خجالت بکشم بیام :|||||||

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.