من یه بار خونه تنها بودم و میخواستم سیب زمینی واسه خودم سرخ کنم.مامانم از قبل سیب زمینیارو تو آب گذاشته بود واسه اینکه خیلی چرب نشه
من تو ماهیتابه روغن ریختم و گذاشتم یکم داغ شه و رفتم سریالمو دید�
بعد نیم ساعت گفتم خب الان دیگه حتما داغ شده
هرچند یه بوهایی میومد ولی بهش توجه نکرد�
رفتم سیب زمینیارو همینجوری ریختم توش(عایا باید عابشان را میگرفتم؟)
یهو چنان جلز ولزی کرد که باید قیافه منو میدیدید با سرعت نور خودمو رسوندم گوشه آشپزخونه و سرمو مث کبک کردم تو کابینت
بعد چند دقیقه اومدم بیرون و رفتم که همش بزنم همه جاش سرخ شه
دوباره یه جلز ولز کرد که سرم مثل جغد 180 درجه چرخید
دیدم اینجوری نمیشه
عینک آفتابیمو زدم و دستکش آشپزخونه پوشیدم که آسیب نبینم و شروع کردم هم زدنش که بازم نمیشد
ازون جایی که از بچگیم باهوش بودم،گفتم چون روغن زیاد داغ شده اینجوری میشه
روغنو ریختم سطل آشغال و از اول روغن ریخت�
ولی اینبار بازم جلز ولز کرد(خو از کجا میدونستم باید سیب زمینیا خشک شن و با آب نریزم)
خلاصه با هر مشقتی بود مجبور شدم چون مامانم سسو تحریم کرده بود سیب زمینیا که یه طرف سوخته بود و یه طرفش خام بودو بخور�
درضمن وای بر فرومایگانی که به من خنگ بگن:)))
12 سالم بود خو:)