s
sediiiii divOoOneh ۱۰ سال پیش
جوک

میرفتم کلاس زبان اونجا پله هاش دو طرفس به این شکل
____
/
بعد من خیلی تو فکر بودم اونروز و اصلا نمیفهمیدم چی میکنم خلاصه رسیدم به آموزشگاه و از پله هاش رفتم بالا دیدم دوباره پایینم سر جامم تعجب کردم گفتم حتما اصن بالا نرفتم حواسم نبوده خلاصه دوباره از پله ها رفتم بالا و(همچنان تو فکر و خیال بود) باز دیدم پایینم خلاصه که همینجوری مونده بودم که چرا اینجوری شد دوباره رفتم بالا و سه بار این اتفاق تکرار شد آخرش دیگه وایسادم فکر کردم ببینم چرا اینجوری شده که فهمیدم انقد تو افکارم غرق بودم که سه بار از یه طرف پله ها رفتم بالا و از یه طرفش اومدم پایین

د
داش ممد ۳ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.