s
sediiiii divOoOneh ۹ سال پیش
جوک

من یه بار خونه تنها بودم و میخواستم سیب زمینی واسه خودم سرخ کنم.مامانم از قبل سیب زمینیارو تو آب گذاشته بود واسه اینکه خیلی چرب نشه
من تو ماهیتابه روغن ریختم و گذاشتم یکم داغ شه و رفتم سریالمو دید�
بعد نیم ساعت گفتم خب الان دیگه حتما داغ شده
هرچند یه بوهایی میومد ولی بهش توجه نکرد�
رفتم سیب زمینیارو همینجوری ریختم توش(عایا باید عابشان را میگرفتم؟)
یهو چنان جلز ولزی کرد که باید قیافه منو میدیدید با سرعت نور خودمو رسوندم گوشه آشپزخونه و سرمو مث کبک کردم تو کابینت
بعد چند دقیقه اومدم بیرون و رفتم که همش بزنم همه جاش سرخ شه
دوباره یه جلز ولز کرد که سرم مثل جغد 180 درجه چرخید
دیدم اینجوری نمیشه
عینک آفتابیمو زدم و دستکش آشپزخونه پوشیدم که آسیب نبینم و شروع کردم هم زدنش که بازم نمیشد
ازون جایی که از بچگیم باهوش بودم،گفتم چون روغن زیاد داغ شده اینجوری میشه
روغنو ریختم سطل آشغال و از اول روغن ریخت�
ولی اینبار بازم جلز ولز کرد(خو از کجا میدونستم باید سیب زمینیا خشک شن و با آب نریزم)
خلاصه با هر مشقتی بود مجبور شدم چون مامانم سسو تحریم کرده بود سیب زمینیا که یه طرف سوخته بود و یه طرفش خام بودو بخور�
درضمن وای بر فرومایگانی که به من خنگ بگن:)))
12 سالم بود خو:)

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.