بچه ک بودم 6.7 سالم بود پست یکی از دوچرخه های دختر همسایه ک آشنامونم بود میشستم و دوچرخه بازی میکردیم . یه بار دختره اومد پیچ بزنه یه موتوری هم داشت میومد
تصادف کردیم دیگه ...
دختره ک پخش زمین بود پسره هم ک این شکلی
منم خیلی شیک و مجلسی بلند شدم شبیه زامبیا رفتم خونه یه راست رفتم گرفتم خوابید�
خجالت میکشیدم ک تصادف کرد�
پسره بابامو میشناخت اومد خونمون به مامانم گف ک دخترتون چیزیش نشده ؟ مامانم گف دختر من خوابیده برا چی چیزیش بشه؟
گفت ک با موتور خوردم بهش
مامانم اومد زیر پتو بهم گف
موتوری بهت خورده ؟ گفتم :آره
گف چیزیت نشده گفتم ن
بعدش گف بخواب بخواب
منم خوابیدم
نمی دونم سر دختر همسایه چی اومد . فقط خوابیدم
همین