هرچی میگم همه حرف های دلمه
عاشقتم حالا برو بگو به همه
بگو یه حس عجیبی تو دلمه
مثل یه تب توی تنمه
@ardabil · ۲۷۸ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۵۶ رأی)
هرچی میگم همه حرف های دلمه
عاشقتم حالا برو بگو به همه
بگو یه حس عجیبی تو دلمه
مثل یه تب توی تنمه
رزمنده ها در حال گذر بودند که به میدان مینی رسیدند.
چند نفر از جوانان بسیجی داو طلب شدند تا با خوابیدن روی مین ها راه را باز کنند.
ناگهان همه دیدند که یکی از بسیجی ها برگشت.
همه پیش خودشان گفتند شاید ترسیده.
ان جوان به سمت فرمانده رفت و پوتین هایش را به او داد و گفت:این ها بیت المال اند.همین امروز گرفته بودمشان.شاید لازم شود.
و رفت.....
حتما بخونید.جالبهپریشب تو خونه با خانواده نشسته بودم با گوشی تو فورجوک بودم که یهو دیدم یه پشه داره دستمو میخوره.سریع خواستم بگیرمش مرد هر چی هم خون خورده بود پس زد.دستم پر خون شد.یهو دماغم شروع به خارش کرد.خواستم بخارونمش یکم خون خورد به دماغم.بابام:إه میثم چرا خون دماغ شدی؟مریضی؟داداشم:اینا نشانه های ایدزه.من:برو بابا ایدز دیگه چیه؟بابام:چشمم روشن.پسر ب*******وق .خانم تحویل بگیر اینم از دسته گلت.مامانم:زود باش خودت همه چیو بگو وگرنه شیرمو حلالت نمیکنم.من:آخه چی بگم؟بابام:دیگه چی داری بگی؟هـــااااا؟زود باش بگو ببینم با کی بودی؟خواهرم:خب شاید از راه دیگه ای ایدز گرفته؟بابام:مثلا از چه راهی؟خواهرم:مثلا اعتیاد.مامانم:راس میگه از این مفنگی هر کاری بر میاد.داداشم:اره بازوشم خونیه.حتما تزریق کرده.بابام:بـــ********************وقخواهرم:اعتیاد جرم نیست بیماریه باید کمکش کنیم.داداشم:من دیگه با این ادم کاری ندارم به منم هیچ ربطی ندارهخواهرم:اگه یه روز بچم ازم بپرسه چرا دایی مرد من بهش چی بگم؟بابام:بلند شومن:کجا؟بابام:بیا اتاق کارت دارم.اغا رفتیم منو محکم بست به تخت.من:بابا من معتاد نیسم به چه زبونی بگم اخه؟بابام:فردا معلوم میشه.مامانم:میخوای ببریش ازمایشگاه؟بابام:نه اگه ببرمش ازمایشگاه فرار میکنهخونشو میبرم.خوارمو که ترم یک پرستاریه صدا زد تا بیاد خونمو بگیره.اغا چشمتون روز بد نبینه خواهرمو جو گرفت اومد سرنگو محکم فرو کرد تو دستم ولی نتونست خون بگیره.چرا؟چون اصلا به رگم نزده بود.خلاصه بار سوم تونست خونمو در بیاره. اغا حالا من به هر کی میگم فلج شدم نمیتونم دستمو تکون بدم باور نمیکنن.خلاصه فرداش بابام از ازمایشگاه اومد دست و پامو باز کرد یکی خوابوند زیر گوشم.من:چرا میزنی من که معتاد نیستم.ایدزم ندارم؟بابام:تو که معتاد نبودی چرا از دیشب تا حالا مارو اسکل کردی هیچی نمیگی؟؟؟اینو گفت و سریع صحنه رو ترک کرد رفت کولرو خاموش کرد.حالا من موندمو یه خانواده حامی و یه دست فلج
بغضم گرفته وقتشه ببار�
چه بی هوا هوای گریه دارم
اغا یه سوال دارم:
”لیوان واقع در روی میز موجود در واگن قطار در حال حرکت”
ساکنه یا در حال حرکت؟؟؟
دقت کردین پایتخت ۴ خیلی سوتی میده؟؟
حالا من با بقیشون کاری ندارم ولی یدونه سوتی افتضاح داده.
آخه کی و کجا بعد از گم شدن هواپیما انتخابات شورا برگزار شده؟
اخرین انتخابات شورا تو کل کشور دو ماه قبل از گم شدن اون هواپیما بوده.
حال کردین؟
یکی از افتخارات زندگی من اینه که نمیدونم این کلش اف کلنز چیه
فقط میدونم که یه باغچه ست که همه تو گوشی بهش نگاه میکنن
یکی از فانتزیام اینه که احسان علیخانی موقع ورود به دکور پاهاش گیر بکنه با مخ بخوره زمین یکم بخندیم
حسرت دیدن گنبد طلا حرمت
داره مثل بغضی کهنه به دلم چنگ میزنه
اونقدر از تو دور شدم که این روزا فکر میکن�
غم غربت یه دنیا روی شونه منه
اونقدر از تو دور شدم که این روزا حس میکن�
همه جهان فقط قد یه زندونه برا�
من که عمریه هوایی یه بار دیدنت�
بگو پس کی نوبت من میشه پابوست بیام؟
میدونم پاتوق هرچی دل شکستست حرمه
هرکی از غربت این زمونه خستست حرمه
هرکی از دنیا بریده این روزا سمت توئه
هر کی هر چی که دره به روش بستست حرمه
دنیا
بیخیال زندگی من باش.بیخیال اونی که خیسه چشماش
بیخیال اونکه ساده رفته.بیخیال آخرای هفته
بیخیال خنده های زوری.بیخیال اونهمه صبوری
بیخیال هر چیی که کم بود.دنیا اون برادرم بود
شادی روح مرتضی پاشایی
دیروز با داداش بزرگم دعوامون شد.یکی بهم زد خوردم زمین.
خواستم مثل تو فیلما تحت تاثیرش قرار بدم بلند شدم گفتم:ماشالا خان داداش؛یکی دیگه بزن. بزن بزن
یکی دیگه زد.
گفتم آره بزن...
یکی دیگه زد
گفتم:آره.........
گرفت منو زیر مشت و لگد دیگه ولمم نکرد
آخه خداییش فک و فامیله من دارم؟؟؟
یه روز یه دنیا عشق داشتم...
دست خودم نبود سرنوشت خوب داشت�
حالا چی حالا کی جز خودم مونده یه آتیش به حسم به جون�
حرف پشت حرف درد پشت درد ای اسمش عشقه ای حسه نه که نیست
این حرفه این زندگیه نه که نیست
پس چی بگم چی بشم بشه مثل قدیما نه که نمیشه واسه ما
*مرتضی پاشایی*
اونی که عاشقی رو یاد من داده داره میره
نمیدونه کسی به جای من براش نمی میره
حالا سیاه شده از اسم اون دوباره یک صفحه
میمیرم از نبودنش تمومه کارم این دفعه
*مرتضی پاشایی*
سربازی واسه پسرا مثل حاملگیه:
هم قیافت عوض میشه هم اینکه ازت میپرسن چند ماهته؟؟؟!!!!
دیشب بچه های فامیلمون یکیشون پیانو میزدن یکیشون گیتار
اونوقت ما همسن اینا بودیم سعی میکردیم با زیربغلمون صدای گوز دربیاریم!!!
بچه های امروزی گودزیلا شدن چون:
.
.
.
.
.
باباهاشون دهه شصتین
یه سوال دار�
اگه یه وقت تو دسشویی باشی و یهو زلزله بیاد چیکار میکنی؟
یه سوال
پنج نفر تو یه خونه زندگی میکنن.
نفر اول داره آشپزی میکنه
نفر دوم داره شطرنج بازی میکنه
نفر سوم داره فوتبال نگاه میکنه
نفر چهارم داره خونه رو تمیز میکنه
.
.
به نظرت نفر پنجم داره چیکار میکنه؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خاک تو سرن داره با نفر دوم شطرنج بازی میکنه
پس از تغییر نام شهر منهتن به مش حسن به دستور اوباما،
به دستور آقای روحانی اسم شهر اراک به باراک تغییر خواهد یافت!
ادیسون؛ معذرت میخواهم. اما چراغ اول زندگی من مادرم است...