م

میثم بابایی

@ardabil · ۲۷۸ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۵۶ رأی)

ـ
ـــــ میثم ـــــ ۱۱ سال پیش
پیام

یه روز یه نفر چراغ جادو پیدا میکنه.غول چراغ بهش میگه یه آرزو کن.میگه: آرزو میکنم کل 4جوک نابود بشه.
غول میگه:چیز زیادی نخور. من خودمم فورجوکیم.!
و غول از شدت عصبانیت اونو با فیل فورجوک و محمد موحدی تو یه قفس بدون هواکش انداخت :|

ـ
ـــــ میثم ـــــ ۱۱ سال پیش
جوک

واقعی
دوستم راننده تاکسیه تعریف میکرد:دیروز سه تا دختر خوشگل و باکلاس سوار کردم؛تو مسیر بودیم که یهو فهمیدم باد معده شدیدی دارم.
به زور خودمو نگه داشتم تا اینکه دخترا گفتن پیاده میشن.
تا پیاده شدن کارمو کردم و بو فضای ماشینو پر کرد.
باخودم گفتم خدا خیرت نده این چه بوییه که زدی؟
بعدش تازه فهمیدم چه گندی زدم. هنوز یکی از دخترا پیاده نشده بود!!!!!
هیچی دیگه کرایه ندادن که هیچ،هزار تا هم فحش سنگین بارم شد

ـ
ـــــ میثم ـــــ ۱۱ سال پیش
جوک

داشتم تو خونه با گوشی بازی میکردم ،بابامم تو اینترنت بود.
یهویی یه پس گردنی خوشگل خوابوند د بهم.
گفتم:چرا میزنی؟
گفت:خاک تو سرت .گوسفند از تو باصرفه تره!!!
گفتم چرا؟؟؟؟
گفت :اون هرچی جلوش بیاد میخوره
پلی استیشن و گوشی و لپ تاب نمیخواد
سرش تو کار خودشه
گوشتش به اون گرونی
کله و پاچشم همه عاشقشن
تازه گ**و*هش هم کود شیمیاییه
منم گفتم:اوزش به من یارانه میریزن به اون نه.
جالبه که پرد گرام قانع شد

ـ
ـــــ میثم ـــــ ۱۱ سال پیش
جوک

میخواستم به دوستم زنگ بزنم.اشتباهی گرفت�
یه خانم گوشیو برداشت
گفتم:منزل اقای رحیمی؟
گفت:نخیر. اینجا منزل خانم جلالی ۱۸ساله دیپلمه و مجرد از تهرانه.بامادرم کاری داشتین؟
بیچاره تقصیری نداره
شوهر کمه میفهمــــــیییی!!!!!!!!

ـ
ـــــ میثم ـــــ ۱۱ سال پیش
جوک

تو عروسی بودیم،به گودزیلای فامیلمون که فقط ۲ سالشه گفتم عمو تو چرا نمیرقصی؟
گفت :با این آهنگا زیاد حال نمیکنم!!!!!!!!
اونوخت ما همسن اینا بودیم از اول تا آخر عروسی تو وسط بودیم و اوناییم که میرقصیدن تو دست و پاشون گیر میکردیم!
هـــــــــــییییییییی روزگـــــار