م

میثم بابایی

@ardabil · ۲۷۸ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۵۶ رأی)

م
جوک

عاغا این نویسنده فیلم خلیل کبابی چطوری اینهمه دیالوگ سنگینو نوشته؟؟اصلا از کدوم قسمت بدنش در میاره؟؟؟؟؟
والا من میخوام پست سنگین بزارم سه ساعت فکر میکنم مینویس�
بجز خودم دو نفر لایک میخوره یه کامنتم میاد:
ری*دم تو پستت!!

م
پیام

اومدی تو این دیار برای چی
طفلکی میخوای بجنگی تو با کی
نزدی کتاب تاریخو ورق
آره گولت زدن این بار احمق احمق
نمیدونی اینجا شهر شیرهاست
مردمونش قهرمونن سالهاست
برو بگو به اون رییس های خرت
این طرفی پیدات بشه میبرنت
دیگه نمیبینی تو رنگ زندگی رو
حواستو جمع کن نکن این بچگی رو
اینجا یه جاست که مردمش
کاری به هیچ کس ندارن
اما اگه زبون درازی بکنی
خرخرتو درمیارن
اینجا یه جاست که مردمش
فقط به فکر آشتین
اما اگه پاتو توی این خاک بزاری
تازه میفهمی که کین
<<زنده باد ایران>>

م
جوک

دیشب بابام ازم پرسید داداشت کجاست؟
گفتم متاسفانه از صبح رفته اون دنیا!!!:))
بابام(با چشای قرمز و حالت سکته ناقص با صدای بی صدا ):ینی چی؟؟؟
من:ینی تو دنیای مجازیه
ینی در مدت زمان سه هزارم ثانیه یه ضربه ای ازش خوردم ک رفتم تا مرز دنیای ملکوت و برگشت�
)::(

م
پیام

یه آدم تنها..
پر غصه..
با چشای خیس و قلب شکسته
کنار یه عال�
غم و ماتم..
با یادگاریا تنها نشسته
یه ساعت کهنه
روی دیوار..
خاک خستگی هاش روی گیتار...
یه موزیک غمگین
مثل بارون
خیلی وقته که مونده رو تکرار...
تو نمیدونی عاشقی چی به روز آدم میاره...
میشینه تو قلبمون یه روز�
دوتامونو تنها میزاره...

م
جوک

خونه عمم تو شمال بودیم،حوصله نداشتم چشامو بسته بود�
عمم:چی شده؟سرت درد میکنه؟؟
منم واسه اینکه ولم کنه گفتم آره
یه قرص داد گفت بخور خوب میشه منم اجبارن خورد�
ولی...
تا صبح فرداش ساعتی پنج بار اسهال میرفت�
اونا هم یه حیاط بزرگ داشتن ک دسشویی ته حیاط بود
خودمو تخلیه میکردم تا میرسیدم خونه دوباره میگرفت
آخراش دیگه محتویات شکمم خالی شده بود فقط گاز فشار قوی میومد!!
فشار قوی حدی که من تو دسشویی میترکیدم اونا تو خونه تشویقم میکردن!!!
:))
عمه جون توروخدا نخور از این قرصا
خوب نیست

م
جوک

تو کل دوران زندگیم برای اولین بار تو بازی پرسپولیس و الوحده
طرفدار تیم عربستانی بودم که اون ور ببره تا پرسپولیس صعود کنه
دمتون واقعا گر�
ایشالا مرحله بعد شیش تا بخورین محو شین!!!
راستی دم پرسپولیسیا گرم که واقعا گل کاشتن