یه آدم تنها..
پر غصه..
با چشای خیس و قلب شکسته
کنار یه عال�
غم و ماتم..
با یادگاریا تنها نشسته
یه ساعت کهنه
روی دیوار..
خاک خستگی هاش روی گیتار...
یه موزیک غمگین
مثل بارون
خیلی وقته که مونده رو تکرار...
تو نمیدونی عاشقی چی به روز آدم میاره...
میشینه تو قلبمون یه روز�
دوتامونو تنها میزاره...