ـ
ـــــ میثم ـــــ ۱۱ سال پیش
پیام

رزمنده ها در حال گذر بودند که به میدان مینی رسیدند.
چند نفر از جوانان بسیجی داو طلب شدند تا با خوابیدن روی مین ها راه را باز کنند.
ناگهان همه دیدند که یکی از بسیجی ها برگشت.
همه پیش خودشان گفتند شاید ترسیده.
ان جوان به سمت فرمانده رفت و پوتین هایش را به او داد و گفت:این ها بیت المال اند.همین امروز گرفته بودمشان.شاید لازم شود.
و رفت.....

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.