M

Mustafa yilmaz

@Mustafa yilmaz · ۷۵ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۱۲ رأی)

M
Mustafa yilmaz ۱۲ سال پیش
پیام

گوزلرین دلسا بیرگون بیلکی من سنه فیکیرلشیرم قلبین یانسا بیر گون بیلکی من آغلاییرام بیرگون ایچیندن آغلاما گلسه بیلکی من یاشامیرا�
ترجمه فارسی:
اگر چشمانت گریان شد بدان بهت فکر میکنم اگه دلت گرفت بدون من گریه می
کنم اگه یه روز از درونت صدای گریه اومد بدان من دیگه نیست�

M
Mustafa yilmaz ۱۲ سال پیش
جوک

گوشیمو تو ماشین بابام جا گذاشتم از خونه براش زنگ زدم بهش میگم :
- گوشیم تو ماشینت جا مونده
+ میدون�
- زنگ خورد جواب ندیااا !
+ اخه مگه من بیکارم جواب زنگ گوشی تورو بدم !
- خب حالا چرا عصبانی میشه ، کسی زنگ نزد ؟
+ نه فقط نازی اس داد گفت غروب میاد دنبالت برین بیرون گفتم وقت نداری سرت شلوغه !
- :o واسه چی اینو گفتی ؟ :|
+ چون قبلش به نسترن قول دادم برین خرید :D
- :o :| :|
فک و فامیله داریم ؟

M
Mustafa yilmaz ۱۲ سال پیش
جوک

خانواده زحمت کشیدن اومدن خونه جدیدمو ببینن هرکدومشونم دستشون دردنکنه کادوواسم اووردن حالا کادوهاروداشته باشین:
مامان وبابا:ستِ کامل افتابه وفرچه دستشویی و تشت ^ـ^
داداش وزنداداش:ستِ شلوارکردی و زیرپیراهن درسه رنگ گوجه ای وابی و صورتی^ـ^
وخواهرم:دوجفت دمپایی ابری برای حمام ودستشویی ^ـ^
ننه وبابارفیقامم براشون پول و وسایل برقی اووردن شوما بگید من باچه رویی اینارو به رفیقام نشون بدم اخه چراباروحیه من بازی می کنن فقط دلم می خواد این پست و تایید نکنید میام عقدمو سر شوما خالی می کنم اعصاب نذاشتین برامن^ــــ^

M
Mustafa yilmaz ۱۲ سال پیش
پیام

گونده منه باش ووران ایندی منه داش وورور.
ایندی منه داش ووران اوزگلره باش وورور.
اوزگه اگر داش وورا دردینه دوزمک اولار.
باخ بورا سوز بوردادی داشلاری یولداش وورور…
معنی:
اونی که هر روز به من سر میزد امروز به من سنگ میزنه.
اونی که امروز به من سنگ میزنه به بیگانه ها سر میزنه.
بیگانه اکه سنگ بزنه دردشو میشه تحمل کرد.
ببین منو حرف من اینجاست سنگهارو دوست میزنه

M
Mustafa yilmaz ۱۲ سال پیش
جوک

صبح زود رسیدم خونه، شب کار بودم، خیلی خسته بودم تازه خوابم برده بود که دیدم یکی داره بالاسرم باهام شوخی میکنه و قلقلک میده کف پامو فکر کردم داداشمه گفتم کرم نریز پدر سگ یهو چشمو باز کردم دیدم بابامه، بابای ما هم قاطی بلند بلند مادرمو صدا زد: خانوووووووووووووم بیا تحویل بگیر پسرت به من میگه پدر سگ :|
مادر ما هم بنده خدا تازه از خواب پاشده بود حالیش نبود گفت غلط کرده، پدر سگ خودشه :))))
بابام گفت تو نمیخواد طرفداری کنی :|

M
Mustafa yilmaz ۱۲ سال پیش
جوک

من با 5تا ازبهترین دوستام بهتربگم داداشام تویه خونه زندگی می کنیم شریکی یه اپارتمان 6واحده ساختیم دیروز رفتیم وسایل خونه بخریم واسه خودمون توماشین دیدم دوستم زیرلب داره نفرین می کنه انشاالله کوفتت شه ازدماغت دربیاد گفتم احسان چه خبرته کیوداری نفرین می کنی بایه حالت عصبی گفت نیمه گمشدمو من چرااا؟؟؟ چرا نداره که کثافط مفت و مجانی شوهر میکنه نه جهاز می خواد بخره همشو من دارم الان می خرم نه خرج دیگه ای داره من دراون لحظه oJO
حالا جالبه بعد این بقیه رفقا شروع کردن به نفرین کردن نیمه گمشدشون
راستی شما 6 خواهر مجرد نمیشناسید به من معرفی کنید بارفقام باجناق بشم محدوده سنی 23 تا 27 دوماد مبله هستیم باتچکر ^ـ^

M
Mustafa yilmaz ۱۲ سال پیش
جوک

یـــه باررفیقم بهم گفت خوش به حالت چشات سبزه (الان فهمیدید چشام سبزه دیگه) ای کاش چشایه منم سبزبود منم بهش گفتم موشکلی نیس که هروقت سرماخوردی دماغتو بکش بالا چشای توام سبزمیشه 5ساله ازاون موقع میگذره این گلابی هنوز امیدشو ازدست نداده هروقت سرما می خوره باتمام وجود دماغوشو میکشه بالا لامصب یه اراده و پشت کاری داره
اراد وپشت کار رفیقم توحلقتون اگه لایک نکنید^ــــــــــــــــ^

M
Mustafa yilmaz ۱۲ سال پیش
جوک

ابـــجیم اومده نشسته پیش بابام می گه بابایی دوسه شبیه بی خوابی زده به سرم به نظرت چی کارکنم بابامم خیلی جدی برگشت گفت یه راه کار دارم صددرصدتضمینی الان باهم میریم یکی ازعکسای مصطفی میزنیم به سقف اتاقت شب تاچشمت بهش بیوفته بی هوش میشیOo
خوالان یعنی چی این حرف ایا من هیولاهستم یا چیزه دیگه ای اینم باباهه من دارم برم معتادشم ...

M
Mustafa yilmaz ۱۲ سال پیش
جوک

کیلـــــــپس دختره همسایه داداش حامـــــداینا توحلقم اگه دروغ بگم
دردوران طفولیت یه همسایه دیواربه دیوارداشتیم اسمش طاووس خانم بود هرروز میومد خونه ما یه روز که اومده بود خونمون منم داشتم واسه خودم بازی می کردم حالا چی بازی گاز ها هستن با هاشون فندک پر می کنن میزدم زمین فندکو میزدم روش یکم که اتیش می گرفت دستمو میزاشتم روش خاموش میشد چنددفعه اینکار کردم بعد حواسم پرت شد نگو گاز رفته زیرروفرشی زیر طاووس خانم چشتون روز خراب نبینه فندکو که روشن کردم طاووس خانم 2متررفت روحوا پراش پرپر شد تادلتون بخواد انواع اقسام فحش هاروهم بهم داد رفت خونش حالا بعد اون مامان کلی کتکم زد تایه هفته فقط کتک می خوردم.^ــ^

M
Mustafa yilmaz ۱۲ سال پیش
جوک

3سال پیش رفته بودم تبریز خونه یکی ازرفقا یه شب اشغالارو دادن من بزارم سرکوچه منم بایه تیپ خفن یه بیژامه تابلو با زیرپیراهن تابلوتر ویک جفت دمپایی پلاستیکی ابی اشغالاروگرفتم رفتم بیرون تااینجاش خوب پیشرفت ازاونجایی که من یه اهنگ شاد که میشنوم قر توکمرم فراوون میشه رقصمم عالیه دست محمدخردادیانو ازپشت بستم حولاصه سرتونو دردنیارم همینجوری که راهم ادامه میدادم دره یه خونه ای باز بود اهنگ خیلی باحالیم گذاشته بودن معلوم بود عروسیه خودمو نتونستم کنترل کنم چشتون روز خراب نبینه به خودم که اومدم دیدم میون 600 نفر ادم زن و مرد قاطی بودن با اون تیپ خفنم دارم میرقصم فیلم بردارم رفته توچشم من ولی جاتون خالی خیلی خوش گذشت تازه یه عالمم شاباش دادن دامادم الان بهترین رفیقمه ... ازاون ساله که هرکی عروسی داره من به عنوان رقاص هنرنمایی می کنم

M
Mustafa yilmaz ۱۲ سال پیش
جوک

یــــــــه بار یکی ازدوستام یه قرص بهم نشون داد اندازه ارزن گفت یدونه بخوری درجا خوابت می بره خواب اور بود منم گفتم بروبابا من به این گندگی یدونه جواب نمیده 4تا گرفتم خوردم رفتم خونه چشامو بزور باز نگهداشته بودم ازخواب که بیدارشدم فهمیدم سه شنبه خوابم برده بود پنج شنبه ساعت 11شب ازخواب بیدارشدم تازه تا دویا سه روزم خماربودم همش به درودیوار می خوردم ^ــ^

M
Mustafa yilmaz ۱۲ سال پیش
جوک

اقا یه شب بعداز شام نوبت شستن ظرفا بود که منو بابام فداکاری کردیم به مامانم گفتیم امشب ظرفا با ما ظرفاروشستیم مامانم اومددید خیلی خوب کارمونو انجام دادیم خیلی خوشش اومد از فرداش هرچی ظرف بود میدادمنو بابام بشوریم چندروز گذشت دیدیم نه اینجوری نمیشه مامانم عادت کرده یه شب که ماکارانی داشتیم خیلیم چرب بود دوباره ظرفارو جمع کرد گفت بیاین بشورین بابامم یه فکرشیطانی زد به سرش از ریکا اسکاج اصلا استفاده نکردیم همینجوری یه اب به ظرفا می زدیم میزاشتیمشون کنار یکیش روغنی بود یکیش غذاچسبیده بود بهش خولاصه مامانه ماهم حســــــــــــاس الان 2یا3 ماهی ازاون شب می گذره بعضی وقتا بابام یه تعارف میزنه به مامانم که امشب ظرفارو منو مصطفی می شوریم مامانمم سریع حرفو عوض می کنه ^ــ^ خخخخخخ

M
Mustafa yilmaz ۱۲ سال پیش
جوک

خوابیده بودم هعععییی یه چیزی صورتمو قلقلک میداد اعصــــــابمو بهم ریخت بلند شدم دیدم مامانو بابام نشستن بالاسرم یهوو مامانم منفجر شد از خنده به بابام گفت محمد مصطفی اگه دختر میشد سایشو با تیر میزدند بابامم با خنده تایید می کرد منم از همه جا بی خبر بابام اینه داد دستم گفت ببین چه جیگری شدی چی می خواستید بشه این دوتا بازم بیکار بودن بابام ریشمو زده بود مامانمم بایه سلیقه خاصی ارایشم کر ده بود قیافمو که دیدم تواینه خودمم نمیتونستم جلو خندمو بگیرم ولی واقعا باحال شده بودم خدا این فکوفامیلو ازمن نگیره که باعث شادیه من میشن آمیــــــــــــــــــــــــــــــــن

M
Mustafa yilmaz ۱۲ سال پیش
جوک

مـــــــــایه همسایه داریم تازه ازدواج کردن اقا صبح ساعت 9 هروز اینا باهم دعوا می کنن اساسی منم که تازه اوج خواب شیرینم اینقدرسروصدا می کنن که خواب از سرم می پره حالا جالبش اینجاس که دقیقا موقعی که من دیگه خوابم نمیاد اینا اشتی می کنن دختره بلند می گه عشـــــــــــــــــــقم ناهار چی درست کنم پسره هم اربده می کشه هرچی دوست داری عزیــــــــــــــــــزم یعنی اونجاس که می خوام کلمو بکوبم به دیوار یعنی چی اخــــــــــــــه همسایس من دارم همدردا لایک کنن ببینم چند نفر مشکل منو دارن اجباری نیستا هرکی عشقش کشید بلایکه ^ــ

M
Mustafa yilmaz ۱۲ سال پیش
جوک

چندوقت پیش خونه عموم بودم داشتیم درباره یه موضوعی بحث می کردیم
که نمیدونم چی شد عموم با دخترش(15سالشه) دعواش شد اول لفظی بود کم کم به کتک کاری رسید منم دیدم ایـــنارو ازهم جدانکنم همدیگرو می کشن کلی بازی دراوردم پریدم وسط دعوا که کاش این کارو نمیکردم خولاصه پریدم وسط دعوا این دوتام چشاشونو بسته بودن فقط مشت و لگد میزدند به خیال اینکه دارن همدیگرو میزنن بعداز چند دقیقه که خسته شدن عموم کوتاه اومد باهم اشتی کردن روبوسی دوست دارم ازاین حرفا عموم به دورو ورش نگاه کرد به ایلین دخترش گفت پس مصطفی کجاس منم وسط زمین کوتلت شدم ازدرد به خودم می پیچم حالا این بدرک عموم اومد یه پس گردنی بهم زد می گم چرا می زنی گفت اینو زدم ادب بشی دیگه تو دعواهای خانوادگی ما دخالت نکنی مرگ من شما بگید اینم عمو من دارم تایک ماه نمی تونستم از رختخواب بلند شم می خوام برم دنبال عمو واقعیم بگردم لطفا کمکم کنید .

M
Mustafa yilmaz ۱۲ سال پیش
جوک

اعـــــــتراف می کنم هنوزم تواین ســــن (24سالمه) وقتی دلــــم می گیره یا اعــــصابم بهم میریزه نه قلیـــــون ارومم میکنه نه سیگار فقط یه چیز اونم اینکه بغل پدرم می خوابم یا بغلش می کنم انگارتمام دنیارو به من دادن خیلی حس خوبی بهم میده ....

M
Mustafa yilmaz ۱۲ سال پیش
جوک

دیـــــــشب داشتم فیلم ترسناک می دیدم بدجور ترسیده بودم یه صدایی شنیدم اول فکر کردم توهمی شدم به خاطر فیلمه دیدم توهم چیه یکی داره میاد اتاقم دیدم یکی قیافشو کجو کوله کرده پلکاشم برگردونده یدفعه پرید روم حالا بماند که قبل از اینکه بفهمم پدرجان بی خوابی به سرش زده بود اومده بود منو بترسونه چقدر ترسیدم نصـــفه شبی این کارارو می کنه توقع داره نترسم تازه خیلیم تیکه انداخت شما قضـــــاوت کنید فکوفامیله من دارم؟؟؟ دنبال پدر مار واقعیمم نیستم چون عاشق بابا مامانه خودمم دیونشونم^ـــــ^

M
Mustafa yilmaz ۱۲ سال پیش
جوک

این خاطره واسه یکی از بستگانمونه: 8سالم بود عموم حالش خوب نبود به اتفاق خانواده رفتیم خونشون دیدم یکی از همکلاسیامم اونجاس بهم گفت تواینجا چی کار می کنی گفتم خونه عمومه اومدیم بهش سربزنیم منم گفتم :تو اینجا چی کار می کنی اونم گفت این بابامه اینجام خونمونه ^ــــــ^ تازه اونجا بود که فهمیدم یه پسرعمو دارم خخخخخخخخخ ^ـــــــ^