3سال پیش رفته بودم تبریز خونه یکی ازرفقا یه شب اشغالارو دادن من بزارم سرکوچه منم بایه تیپ خفن یه بیژامه تابلو با زیرپیراهن تابلوتر ویک جفت دمپایی پلاستیکی ابی اشغالاروگرفتم رفتم بیرون تااینجاش خوب پیشرفت ازاونجایی که من یه اهنگ شاد که میشنوم قر توکمرم فراوون میشه رقصمم عالیه دست محمدخردادیانو ازپشت بستم حولاصه سرتونو دردنیارم همینجوری که راهم ادامه میدادم دره یه خونه ای باز بود اهنگ خیلی باحالیم گذاشته بودن معلوم بود عروسیه خودمو نتونستم کنترل کنم چشتون روز خراب نبینه به خودم که اومدم دیدم میون 600 نفر ادم زن و مرد قاطی بودن با اون تیپ خفنم دارم میرقصم فیلم بردارم رفته توچشم من ولی جاتون خالی خیلی خوش گذشت تازه یه عالمم شاباش دادن دامادم الان بهترین رفیقمه ... ازاون ساله که هرکی عروسی داره من به عنوان رقاص هنرنمایی می کنم