M
Mustafa yilmaz ۱۲ سال پیش
جوک

3سال پیش رفته بودم تبریز خونه یکی ازرفقا یه شب اشغالارو دادن من بزارم سرکوچه منم بایه تیپ خفن یه بیژامه تابلو با زیرپیراهن تابلوتر ویک جفت دمپایی پلاستیکی ابی اشغالاروگرفتم رفتم بیرون تااینجاش خوب پیشرفت ازاونجایی که من یه اهنگ شاد که میشنوم قر توکمرم فراوون میشه رقصمم عالیه دست محمدخردادیانو ازپشت بستم حولاصه سرتونو دردنیارم همینجوری که راهم ادامه میدادم دره یه خونه ای باز بود اهنگ خیلی باحالیم گذاشته بودن معلوم بود عروسیه خودمو نتونستم کنترل کنم چشتون روز خراب نبینه به خودم که اومدم دیدم میون 600 نفر ادم زن و مرد قاطی بودن با اون تیپ خفنم دارم میرقصم فیلم بردارم رفته توچشم من ولی جاتون خالی خیلی خوش گذشت تازه یه عالمم شاباش دادن دامادم الان بهترین رفیقمه ... ازاون ساله که هرکی عروسی داره من به عنوان رقاص هنرنمایی می کنم

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.