م

محمد

@sarv · ۴۴۸ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۴۳۶ رأی)

آ
آش خور...! ۱۱ سال پیش
پیام

برای دلم...
شاید گاهی نباید آشنا میشدی
و
شاید گاهی نباید شروع میکردی
و
شاید بعد از آشنایی و شروع
نباید میرفتی
ولی نماندی..شاید هم نماند
و
حالا که رفت.
دیگر خودت را به رسوایی نزن
جوری قدم بردار که از بیرون
لرزش
استخوان هایت معلوم نباشد
.
شیر نر و ماده ندارد!!!

آ
آش خور...! ۱۱ سال پیش
پیام

باز هم عصر پنجشنبه ای دیگر
و من دلتنگتر از همیشه
نگاهی به آسمان شهر میکن�
ابرها را دنبال میکن�
و ناگهان چشمانم به سمت قله ی کوه میرود
کوهی که مه آنرا فرا گرفته است
و قله ای که در اوج تنهایی خود نمایی میکند!!
من و قله هردو یک درد مشترک داریم..
"ت ن ه ا ئ ی"
و دیگر هیچ...

آ
آش خور...! ۱۱ سال پیش
پیام

اگر دیدی کسی کمرنگ شده
فرصت رفتن بده
شاید بخاطر خاطره های خوبی که باتو داشته
خجالت میکشه خداحافظی کنه
اما
تو
این فرصت را به او بده
تا
پر بگیرد...
اگر رفت
آنوقت میفهمی که خیلی وقت بوده که قصد پرواز داشته
و بعد از رفتن میفهمی که ارزش تو
برایش با یک سیمکارت خاموش برابری میکند

آ
آش خور...! ۱۱ سال پیش
پیام

مهم دور بودن از هم نیست..
در لحظه های هم بودن است که مهم است.
و چه زیباست در اوج تنهایی روزهای سرد پاییز
ناگهان یاد یک دوست چنان دلت را گرم میکند
که انگار در آغوش آفتاب جا گرفته ای...
.
بی گمان یادت جایی معرفت را از کسی آموخته است
مثل خودت نبوده و نیست
همیشه با من است.
من و یادت..
تنها نیستیم!