باز هم عصر پنجشنبه ای دیگر
و من دلتنگتر از همیشه
نگاهی به آسمان شهر میکن�
ابرها را دنبال میکن�
و ناگهان چشمانم به سمت قله ی کوه میرود
کوهی که مه آنرا فرا گرفته است
و قله ای که در اوج تنهایی خود نمایی میکند!!
من و قله هردو یک درد مشترک داریم..
"ت ن ه ا ئ ی"
و دیگر هیچ...