به بعضیا هم باید گفت:
عزیزم اونی که باید عوضش کنی
اخلاقته
نه
سیم کارتت...
@sarv · ۴۴۸ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۴۳۶ رأی)
به بعضیا هم باید گفت:
عزیزم اونی که باید عوضش کنی
اخلاقته
نه
سیم کارتت...
بگو قسمت کدام بی انصاف شده ای
که من اینگونه در دلم آشوب است
بیگمان
باز
جایی
قول ماندن داده ای...
نمیدانم در حال ساختن خاطره هستی
یا اینکه داری با خاطره هات زندگی رو میسازی
فقط بدان
من
اینجا
با خاطرات بودنت
و لحظه های نبودنت
روزگار سختی دارم...
ولی خوشحالم که جز زندگی بازیچه ی کسی نخواهم شد.
یکی تو . یکی من!
تو: چشمانت را درویش
دلت را مقدس و پاک
و خودت را برای یکنفر نگه دار...
و اما من:
اگر چنین میخواهی
باید خودت هم مانند او باشی..
به اندازه ی لحطه ای انسان بودن!
نبود کشیدن روزهای آخر خدمت�
با نبودن های تو یکی شده...
.
بیچاره شکستنی های اطراف�
جور هردو را باید بکشند.
حضورت کنارم آنقدر کوتاه است
که تا می آیم بودنت را لمس کنم.
رفته ای...
تو با "سلام" شروع کردی یک دوستی را
که بعد از مدتی دلت را زد...
ولی من
با "خداحافظ" تمامش میکنم.
تا ماندگار کنم در قلب�
حضورت را..
سلامت را..
تا
راحت تر بتوانی برای دیگران باشی
دیگرانی بهتر از من
سلام میدهی و شروعی تازه را رقم بزنی!
غافل از اینکه نمیدانی من
از لحن سلام گفتنت فهمیدم..
که تو هم خواهی رفت
آنکه خواهد ماند از تو
یک یادش بخیری بیش نیست!
کلام آخر:
نمیدانم اینکه با منی نشانه ی چیست
ولی
ثابت کردی هیچ با من بودنی
دلیلش برای من بودن نیست...
.
تو هم یکی بودی مثل تمام نوشته های
روی دیوار کاهگلی
من از نسلی هست�
که تنهایی رو به روشنفکر بودن ترجیح میدن...
تو برو راحت باش
چراکه بودنم در کنار تو
جز سرافکندگی چیزی برایت نخواهد داشت
.
من از پشت کوه آمده ا�
تو از آن بالای شهر
.
خلاصه بگوی�
نمیشود
نمیخواه�
یاحق...
مدتیه حس میکنم شدم سوال 25صدمی!!!
هرکی بهم میرسه میگه: بیخیال . بعدی...
اینکه ارزش فکر کردن نداره
دختر همسایمون با مدرک سوم راهنمایی قراره بره بشه معل�
اونوقت من با مدرک......... بعد از پایان خدمت
قراره برم پیش پسرخاله ام گچ کاری ساختمان...
.
نمیدونم والا
ولی انگشتای بچه مو میشکونم اگه بنویسه علم بهتر است
والا بخدا
سکوت علامت رضاست..
درست.
ولی..
رضایت برای ماندن
یا
رضایت برای رفتن
و زيباست اينكه..
در اوج نياز
در اختيار خودش بگذاري
اصرار براي ماندنش نكني
تا اگر دلش باتو نبود
برود...
تا مجبورش نكني كه به دروغ
دوستت داشته باشد
بزرگ میشوم..
از فردا!
ولی...
تو بهانه ی دیروز و امروز کودکی ام هستی.
پس خواهشا" یک امروز را کنار سادگی ام بمان...
.
فرداها را با هرکه خواستی سرکن.
و آی عشق؟
من تورا در خم شدن ابروی مادر بخاطر زخمی کوچک بر من
عرق ژیشانی پدر در فراهم کردن هزینه های زندگی
و...
واقعیت تورا در پیر شدن و کنار هم ماندن دو عزیز پیر شده یافتم.
ولی من
تورا در یک دوست داشتن ساده از دست داد�
و فهمیدم که عشق
قبل از ازدواج
هوسی بیش نیست...
دلم یک نبودن ابدی میخواهد!
نبودنی از جنس تا ابد بودن های تو...
زیباست اینکه
من باش�
تو هم باشی
و...
و خدا هم باشد.
لعنت به هرچه هست..
نفرین به هرچه بود!
لعنت به عاشقی..
نفرین به سادگی!
خسته میشوم..
آشفته و سرگردان!
در فکر فرو میروم..انگار چاره ای نیست
جز...
دست کشیدن!
بغض میکنم..گریه میکنم.
عهد می بندم و توبه میکنم.
با نفسی بغض آلوم در گوشه ای آرام میگیرم!
خوابت را میبین�
و
از شوق داشتنت
از هیجان دیدنت
بیدار میشوم و آشفته تر از قبل...
.
دنیای من اینه