y

yasaman

@lindf · ۱۱۲ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۳۳ رأی)

ق
قرمه سبزی بی ترشی ۱۱ سال پیش
پیام

مورد داشتیم نوشته
به زنش گفته غذا چی داریم اونم بانیش باز گفته درست نکردم ،اینم گفته آخه من چیکار کنم از دست تو :-*
سوالی که پیش میاد اینه
آیا امیدوار کردن ِ یک دختر معصوم کار ِ خوبیست؟؟
آخه (قرمه سبزی با ترشی) من برات غذا درست نکنم تو انقد رفتارت مِلوئه ؟؟-_-
عایا؟؟-_-

ق
قرمه سبزی بی ترشی ۱۱ سال پیش
پیام

صب جمعس گرفتم خوابیدم میبینم یه انگشت فرو میشه تو پهلوم چشام اینطوری O_o میشه
بعد اینکه میفهمم قضیه چیه دوباره اینجوری -_- میشم و با صدای گرفته میگم : نکن مِهدی بذار بخوابم صب جمعه ای
ولی هیچ صدایی نیاد و یه دقه بَد یه دستی یه تیکه از موهام و بگیره و بکشهO_o
- جون ِ اون گربه ی جلو خونتون که خیلی دوسش داری بذار بخوابم دست از سرم بردار
دوباره صدایی نیاد و یه انگشت از پشت ِ پِلکم بره تو چشام @-#
-مِهدییییییییییییی مگه دستم بهت نرسه من میدونم و توووووووووووو
بعدم با یک عدد بالشت میفتم دنبالش تا میخوره میزنمش
اونم هی شکلک درمیاره میگه : من که دردم نگرفت ولی خواب تو حسابی پرید :D
پاشو صبونه رو حاضر کن بخوریم :))))))
×بالاخره یه روز میفهمم چه جوری میشه با بالش تن ِکسی و کبود کرد:-؟ ×

ق
قرمه سبزی بی ترشی ۱۱ سال پیش
پیام

یکی از بهترین سرما خوردگی های عمرم ،مال وقتیه که اومده بود شهرمون ، دیدن�
لامصب هر وقت هم اون میومد یه بادای سردی می وزید که پرنده ها رو هوا خشک می شدن :))
جفتمون سویی شرت تنمون بود که مال من نازک تر بود و من هم خیلی سرماییَ�
دید سردمه سویی شرتشو داد به�
من 2 تا پوشیده بودم و خودش با یه لا پیرهن ^_^
چون آقامون هیکلیه سویی شرتش به تنم گشاد بود^_^
زیپشم بسته بودم شدم مث کدو قلقله زن :))
از حرکاتش معلوم بود سردشه میگفتم بدم خودت بپوشی ؟ میگفت نه
منم که اصن تارف حالیم نی :))
خلاصه جونم براتون بگه که اینجانب با 2 سویی شرت و اونجانب با 1 لا پیرهن جوووری سرما خوردیم که
تا 2هفته پشت تلفن جفتمون فِر فِر میکردیم :))

ق
قرمه سبزی بی ترشی ۱۱ سال پیش
پیام

کادو گرفتن یکی از لذتبخشترین حس هاست
یه کادو ممکنه که ارزش مادی نداشته باشه
اما باز هم آدم و خیلی خوش حال میکنه
خیلی حس خوبیه وقتی بفهمی عشقت کنار دریا تو مسافرتش , دور از تو
به فکرت بوده و برات وقت گذاشته و صدف جمع کرده
بعد با دستای کوچولوش صدفا رو گذاشته تو دستمال و بهت داده
از همه بهتر اینکه اون دستمال بوی دستاش و میده
وای خدا
آخه مگه دستم بو میده؟؟؟ :))))
چرا دستای من بو نمیده پس؟؟؟؟ :)))
چقدر دستای کوچیکت خوش بو ان عشق کوچولوی من
خیلی ممنونم بابت هدیه قشنگت
مرسی

ق
قرمه سبزی بی ترشی ۱۱ سال پیش
پیام

دو تا چِشمام دو تا سَرباز ِ مغرورَن که مُدَت هاست اَز مَعشوقَشون دورَن
دوتا سَرباز که چَند تا زَنِ تَنها تویِ دلِشوره هاشون رَخت میشورَن
گَلوم خَلوَت تَرین پَس کوچه یِ بُن بَست سَرَم سَرکِش تَرین فَوّاره یِ مِیدون
یه فِنجون قَهوه تو غَمگین تَرین کافه یه عابِر تو خیابونایِ سَرگَردون
گَلومو پاره کَردم اما این مَردُم بِهِم گُفتَن که دیوونَست عاشِق نیست
کَسی باوَر نَکَرد این آدَمِ بی شِکل به غِیر اَز عِشق با چیزی مُوافِق نیست
*مُحسِن چاوُشی*

ق
قرمه سبزی بی ترشی ۱۱ سال پیش
پیام

وَقتی دارَم موهامو میبافَ�
-چون بِهِش قول دادَم یادِش بِدَم موهامو بِبافه-
باخودَم فِکر میکُنَم چِطوری یادِش بِدَ�
بَعد به این نَتیجه میرسَم که بَعدِ کُلی توضیح دادَن،
میبینَم موهامو شُل بافته،کِش سَرَمَم داره اَزَش میُفته
بَرمیگَردم چَپ چَپ نِگاش میکُنَ�
با یه لَحنِ مَظلوم میگه : خُب چیکار کُنَم؟ اَوَلین بارَمه دارَم مو میبافَم دیگه
مَنَم اَز مَظلوم شُدَنِش خَندَم بِگیره،یِهو بِزَنَم زیرِ خَنده
خودِشَم اَز خَنده ی مَن خَندَش بِگیره
اِنقَد بِخَندیم که اَشک اَز چِشامون بیاد
مَنَم دَست نَزَنَم و بِزارَم موهام هَمونجور که بافته بمونه...
:)

ق
قرمه سبزی بی ترشی ۱۱ سال پیش
پیام

فردا سالگرد اولین روز دیدارمونه
استرس کشیدن تا قطار برسه
تا "تو" بیای
وقتی کنارت راه میرفتم باورم نمیشد این همون عشق منه که آرزوشو داشت�
فرداش که تو محوطه دانشگاه دیدمت انگار بیشتر باورم شد
اون لباست خیلی بهت میاد خیلی دوسش دار�
همه اینجوریO_oنگامون میکردن
چه لذتی داشت "داشتنت"...
از همه مهمتر
اون چند دقه که تو آغوشت به خواب رفت�
با""""دنیا""""عوضش نمیکنم!!!
××اولین سالگرد دیدارمون مبارک××

ق
قرمه سبزی بی ترشی ۱۱ سال پیش
پیام

یک روزو یک شب دست کم در بسترم ماند / آه حتی از تو باوفا تر بود بویت
در خاطراتت سخت غرقم کرد هرشب / یک یادگار ساده قد تار مویت
غم،شهریاری ساخت از مردی دهاتی / کاری که حالا کرده با من آرزویت
در آن دل دیوانه آن دیوانگی مرد / حتی اگر یک روز برگردد به سویت
سخت است عاشق باشی و اشکی نریزی / ای چهره غمگین من کو آبرویت؟
*مهدی فرجی*

ق
قرمه سبزی بی ترشی ۱۱ سال پیش
پیام

حالا که خوب می شنوم حرف کم نزن/طرحی که از صدای تو دارم بهم نزن
بی هیچکس بیا که من و تو شویم و بس/بی من کنار سایه ی خود هم قدم نزن
بگذار بیت بیت تو را منتشر شوم / از "وقت شعر نیست"که"دیر است"دم نزن
من تا دوشنبه بیشترم قد نمی دهد / حرف سه شنبه می شود و میروم نزن...
*مهدی فرجی*

ق
قرمه سبزی بی ترشی ۱۱ سال پیش
پیام

توی این خونه پوسیدم خدایا
مگه دیوار اینجا در نداره؟
چقد باید تحمل کرد بی عشق
مگه دنیا در و پیکرنداره
چشام کم سو شد از بس گریه کرد�
نمیدونم کی از این خونه میر�
دارم میپوسم و چشم انتظار�
دارم میمیرم و از رو نمیر�
*محسن چاوشی*

ق
قرمه سبزی بی ترشی ۱۱ سال پیش
پیام

شده ام مثل زن های مطلقه
که همه مثل وصله ناجوری بهشان نگاه می کنند
در این مواقع کوچکترها همیشه،یا رفتارشان تغییری نمی کند یا مهربانتر از همیشه اند
چون از اتفاق افتاده خبر ندارند
اگرهم داشتند
لطف قلب کوچکشان بیشتر از انسان های بزرگ است...

ق
قرمه سبزی بی ترشی ۱۱ سال پیش
پیام

لازم به گفتن نیس
همین حرف نزدنش برام بدترین عذابه
رابطم با بابام خوب بود ببین چه بلایی سرش اومده :(((((((((
من تحمل این حرف نزدناشو
اون نگاهاشو ندارم :(((((((((((
دارم له میشم به خدا
دارم زیر بار این بی محلیا له میشم :(((((((((((((
خدایا تو میدونی
من دختر بدی نیستم :(((((((((((
ولی همه جا جوری که بقیه بخوان نمیتونم رفتار کن�
خدایا کمکم کن
دارم میپوسم تو این وضعیت :((((((((((
کمکم کن ای الرحم الراحمین

ق
قرمه سبزی بی ترشی ۱۱ سال پیش
پیام

تا از بیرون اومدیم بدو بدو نشستم پای4جوک که ببینم تولدمو یادت بوده یا نه
تا این سیستم لعنتی بالا بیاد مردم و زنده شدم
میگفتم یعنی یادش هست؟
اگه نباشه چی؟
دوسم نداره دیگه؟
مرسی
خیلی قشنگ بود
لحظه لحظه زندگیم بیادتم و دلتنگ