دوس دخترمو بردم قهوه خونه
میگم حاجی بی زحمت یه دو سیب بیار
دوس دخترم برگشته میگه: من نمیخورم،آقا یه سیب بیارین
قهوه چی:|
@lindf · ۱۱۲ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۳۳ رأی)
دوس دخترمو بردم قهوه خونه
میگم حاجی بی زحمت یه دو سیب بیار
دوس دخترم برگشته میگه: من نمیخورم،آقا یه سیب بیارین
قهوه چی:|
عشق مِثِ دیدن راهِ درست،تو دو راهی
عشق مِثِ تو که تو تاریکیا مِثِ ماهی
دوستت دارم خدا
رفیق ما قسمت اول ماه عسلو دیده بود
بش میگم تعریف کن چی شد
بعد اینکه تعریف کرده
میگه اینا عشق واقعیه دیگه
اون وقت من به این ع*ن(دوس پسرشو میگف) میگم پاشو بیا دم خونه دنبال�
میگه خست�
:))))
چیزی که این روزا بین دخترای ایرانی زیاد شنیده میشه :
احسان حلقه نداشت :D
آقا تبریک!
تبریک به شما
تبریک به شما
تبریک به خود�
تبریک به همه
:))
بازم اشکای چشمام
مثل آب روونه
آدم با چه امیدی
تو این دنیا بمونه؟؟؟؟؟
دیگه با چه غروری
بگم خیلی صبورم؟؟؟؟
مگه میشه تو گریه
بگم مست غرورم ؟؟؟
حرمت نگه دار دلم ، گلم ،
کاین اشک خونبهای عمر رفته من است
این سرگذشت کودکی است که به سر انگشت پا هرگز
دستش به شاخه ی هیچ آرزویی نرسیده است
آری ... دلم ! ، گلم ! حرمت نگه دار
کاین اشکها خون بهای عمر رفته من است
سرگذشت کسی که هیچ کس نبود
و همیشه گریه میکرد
بی مجال اندیشه به بغضهایش
تا کی مرا گریه کند ؟
تا کی ؟
و به کدام مرام بمیرد .
حسین پناهی
امروز صبح که داشتم از پله های دانشگاه با دوستم می اومدم بالا، چشمم افتاد به یه نفر که داشت جلو تر از ما می رفت
یه پسر با کاپشن قرمز، کولشم عین کوله قبلی تو بود
دروغ چرا؟
به لحظه نفسم بند اومد، قلبم واستاد
مث همون ترم یک
که تو خیابونا اگه کسی شبیه تو بود همین طوری خشکم می زد
ولی دیگه تو نگاه دوم کسی شبیهت نبود
اما امروز صبح فرق داشت
کاپشنش،کولش،کلاهش،...همه چیش شبیه تو بود
می خواستم بدو بدو برم تو صورتش نگاه کنم ببینم خودتی؟؟
که بازم سرجام واستاد�
...
تو آستیناش یه تیکه مشکی داشت!!!!
عاشق این آهنگ�
ببین که التماس نعره می زند ز واژه واژه ی سکوت من
نرو که با حلول رفتنت طلوع می کند سقوط من
نرو که رفتن تو آفتاب را از این کرانه می برد به دورها
نرو بمان که کوچه خسته است ز خاظرات زخمی عبورها
ببین کنار جاده صف کشیده اند امیدوار ماندنت بنفشه ها و بیدها
نرو که پیش چشم یاس ها به یَأس ها بدل شود امید ها
نگاه کن کبوتران جلد خانگی از این غریبگی شکسته خسته اند
کشیده سر به زیر بال خویش ز خشم از تو چشم بسته اند
*علیرضا قربانی*
باز خوبه که حداقل مامان آدم ولنتاینو بهش تبریک بگه
اینکه حتی مادرتم چیزی بهت نگه و برعکس
چون شک کرده هی زنگ بزنه بهت که بدونه کجایی
که نکنه واقعا دانشگاه نرفته باشی
که نکنه چون ولنتاینه قولت و زیر پا گذاشته باشی
این بده
واقعا بد
سَرما اَگَر غَلاف کُنَد تازیانه را/غَرقِ شُکوفه میکُنی اِی عِشق !خانه را
با سُرخ گُل بِگوی که تیغی به مَن دَهَد / تیغی چِنان که بُگسَلَد این تازیانه را
هَر میوه باغ و باغ بَهاری شَوَد اَگَر/تَأییدِ تو به بار رِسانَد جَوانه را
کوچِکتَرین نَسیمَت اَگَر یاریَم کُنَد/طِی میکُنَم خَزانِ بُزُرگِ زَمانه را
اِی عِشق!ما که با تو کِناری گِرِفته ایم/سَبز و پُر شُکوه بِدار این کَرانه را
*حُسِین مُنزَوی*
#قرمه سبزی بی ترشی#
اِی شُکوهِ بی کَران اَندوهِ مَن!
آسمان،دَریایِ جَنگَل،کوهِ مَن!
گُم شُدی اِی نیمه یِ سیبِ دِلَ�
اِی مَنِ مَن،اِی تَمامِ روحِ مَن!
اِی تو لَنگَرگاهِ تَسکینِ دِلَ�
ساحِلِ مَن،کَشتیِ مَن،نوحِ مَن!
قَدرِ اَندوهِ دِلِ ما را بِدان
قَدرِ روحِ خَسته و مَجروحِ مَن!
هَر چه شُد اَنبوه تَر گیسویِ تو
می شَوَد اَندوه تَر اَندوهِ مَن!
*قِیصَر اَمین پور*
شوقِ پَرواز دَر سَرَش اَمّا ،با خودَش بال و پَر نَدارَد که
خواست کَفشی بِپوشَد و بِرَوَد ، دید پایِ سَفَر نَدارَد که
*اَمیر تَوانا اَملَشی*
--------
Mss mah
مرسی خانوم ^_^
--------
پونه
دختر خدا بگم چیکارت نکنه چقد خندیدم از دستت
خو مگه مجبوری فوضولی کنی جوجو O_o??
^_^
--------
اول شخص غایب دوم شخص غایب
لیلی خانوم سحر خانو�
گریم درومد
نمیگم درک میکن�
چون واقعا درک نمی کن�
ولی بدونین همیشه برای آروم گرفتن دلتون دعاتون می کن�
خدا صبرتون بده
خدایا یه شادی گنده به دل همه ی اینجاییاش بده
علی الخصوص آقا مهدیِ اخمو ^_^
الهی آمممییییییین
اِمشَب به سازِ خاطِره مِضراب می زَنَ�
مِضراب را به یادِ تو بی تاب می زَنَ�
آری،کَویرِ عاطِفه اَم،تِشنه تواَ�
دِل را به یادِ توست که بَر آب می زَنَ�
فانوسِ آسمانی و مَن هَم سِتاره وار
چِشمَک به سویِ زورَقِ مَهتاب می زَنَ�
بِینِ هُجومِ این هَمه تَصویرِ رَنگ رَنگ
تَنها نِگاهِ توست که دَر قاب می زَنَ�
*حُسین مُنزَوی*
سلام سلا�
هانیه74
بله نسبتی داریم^_^سوال بعدی^_^
ویک ویک
سیده خانوم مرسی که اسممونو تو پستت آوردی
طرز تفکرتو خیلی دوس دار�
همیشه بخند عزیز
کلی ذوق زدمون نمودی اسممو آوردی^_^
خانومای اول شخص و دوم شخص غایب
مخلصیم:)
شاد باشید
یاعلی
آقا این مالزیایی ها با هواپیما هاشون چی می کنن دقیقا؟o_O
یه دونه دیگرم گم کردن :|
-----------
آهای خانومی که به ما و آقامون بی ادبی کردی (چه دختر با ادبی^_^)اولا که جفتشو نوشتی با ترشی و با ترشی
بنده"بی ترشی"هستم :/
بعدشم کوچولووووو^_^یه کار نکن بیام مدرستون شکایتتو به ناظمتون بکنمممم ^_^
ما اینجوری از در تنبیه وارد میشیم^_^
البته برا جوجه موجه هاااا^_^
----------
شیما خانوم مرسی که برامون آرزوی خوشبختی کردی^_^
همه جوونا و پیرا خوشبخت شن ایشالاااااا
-----------
بچه ها انقد غمگین پست نذارین توروخدا
منم خودم همچین شاد و بی غم نیست�
ولی شما دیگه خیلیییی جدی.گرفتین غمو
ولش کنین بره خونشون پیش ننش بابا^_^
عزت زیاد^_^
نمیشه غصه یه لحظه ما رو تنها بذاره
نمیشه این قافله ما رو تو خواب جا بذاره
دوس دارم یه دست از آسمون بیاد ما دو تا رو
ببره از اینجا و اون ور ابرا بذاره
دلامون قرار گذاشتن همیشه باهم باشن
رو قرارش نکنه دلت یهو پا بذاره
دلم ازون دلای قدیمیه،ازون دلاست
که میخواد عاشق که شد پا روی دنیا بذاره
تودلت بوسه،میخواد من میدونم،اما لبت
سر هر جمله دلش میخواد یه اما بذاره
بی تو دنیا نمی ارزه تو با من باش و بذار
همه ی دنیا،منو همیشه تنها بذاره
*حسین منزوی*
مَن فِکرِ تواَم تو فِکِر مَنی وقتی باخودَم حَرفاتو میزَنی
اِحساس میکُنمَ هَمه کَسِ تواَم اِحساس می کُنی تَنها کَسِ مَنی
این زندِِگی رو می خوام با تو چه صاف و سادَس
تا وَقتی روبِرومی دُنیا چه فوق العاده س
این زِنِدگی رو می خوام با عِشقِ تو دوباره
تا هَستی و کِنارِت دُنیا اِدامه داره
*حُسِین تَوَکُلی*
»قرمه سبزی با ترشی«
از این پستا نذار بابا من قلبم ضعیفه
تا تهشو بخونم بفهمم چیه قلبم اومد تو دهنم:@
شاید امروز آخرین روز باشد
به مادر و پدرتون محبت کنید
شاید امروز آخرین روز باشد
به عشقتون محبت کنید
شاید امروز آخرین روز باشد
با همه مهربانتر باشی�
شاید امروز آخرین روز باشد....
چه حسی بالاتر ازینکه میدانم تمام دنیای یک مرد شده ام؟
و چه عشقی بالاتر از علاقه من به او؟
من زیباترین گل بهاری شب یلدایت
و تو بلند ترین شب خوشبختی من
(تو و من)
یلدای باهم بودنمان دراز باد انشاالله