ق
قرمه سبزی بی ترشی ۱۱ سال پیش
پیام

دو تا چِشمام دو تا سَرباز ِ مغرورَن که مُدَت هاست اَز مَعشوقَشون دورَن
دوتا سَرباز که چَند تا زَنِ تَنها تویِ دلِشوره هاشون رَخت میشورَن
گَلوم خَلوَت تَرین پَس کوچه یِ بُن بَست سَرَم سَرکِش تَرین فَوّاره یِ مِیدون
یه فِنجون قَهوه تو غَمگین تَرین کافه یه عابِر تو خیابونایِ سَرگَردون
گَلومو پاره کَردم اما این مَردُم بِهِم گُفتَن که دیوونَست عاشِق نیست
کَسی باوَر نَکَرد این آدَمِ بی شِکل به غِیر اَز عِشق با چیزی مُوافِق نیست
*مُحسِن چاوُشی*

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.