دختره میگه از شهرتون خاطه بدی دار�
میگم چرا ؟
میگه یبار اومدم اونجا اسهال گرفتم !!
بیشور اومده ریده تو شهرمون تازه طلبکارم هست
@Rezvaneh20 · ۲۱۷ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۳۶ رأی)
دختره میگه از شهرتون خاطه بدی دار�
میگم چرا ؟
میگه یبار اومدم اونجا اسهال گرفتم !!
بیشور اومده ریده تو شهرمون تازه طلبکارم هست
بی اعتمادی این روزهایم را بگذار به پای آن حرومزاده ای که از اعتمادم سواستفاده کرد ...
اونایی که سعی میکنن خودشونو بی عاطفه نشون بدن ، خیلی مهربونتر از اونایین که تظاهر به مهربونی میکنن ...
فقط انقد نارو خوردن که پنهونش از همه
آغا ما اومدیم یکیو نصیحت کنیم ، بهش گفتیم چرا پولتو میری سیگار میخری که دودش کنی ...
برگشت گفت تو چرا پولتو غذا میخری که عنش کنی ؟؟؟
.
.
.
.
.
یعنی طوری قانع شدم که 2روزه مویرگای مغزم دارن موج مکزیکی میرن
عشق مثل شاشیدن تو شلوارت میمونه
همه مسخرت میکنن ولی فقط خودت گرماشو حس میکنی ...
نمیدونم چه حکمتیه
هم بیکارم ، هم وقت واسه هیچ کاری ندارم ...
جالب تر از اون اینه که بدون انجام هیچ کاری خسته میشم ...
هرچی کمتر به این و اون وابسته باشی
بزرگوارتری ....
از ما گفتن بود
آرزو دارم وقتی مردم ، مرا در تابوتی سیه تر از سیاه بگذارید ، چشم هایم را باز بگذارید که همه بدانند چشم انتظار بوده ام . . .
دستانم را بیرون قبر بگذارید که همه بدانند چتری با خود نبرده ام و به آنچه خواسته ام نرسیده ام . . .
روی قلبم یک قالب یخ بذارید تا همچون مادرم برایم بگرید . . .
اسمم را روی سنگ قبرم ننویسید تا بدست فراموشی سپرده شوم ، همچون او که مرا فراموش کرد . . .
یادش بخیر
یه رفیق داشتم که خیلی دوسش داشت�
از خواهر نداشتم بهم نزدیک تر بود
از خانوادم بیشتر مورد اعتمادم بود
از برادرم بیشتر روم غیرتی بود
همیشه هوامو داشت
باهام راه میومد
رفاقتمون الکی نبود
من براش هیچی کم نذاشته بود�
تو هیچی کم نذاشته بود�
اونقدر با هم مچ بودیم که آوازمون همه جا پیچیده بود
اما پایان رفاقتمون تلخ بود
خیانت کرد
از اعتمادم سوء استفاده کرد
بار اول ندید گرفتم و بخشید�
ولی باز تکرارش کرد
و باز تکرارش کرد
رفاقتمون رفت زیر سوال
حرمتارو از بین برد
شده بود اونی که دیگه نمیشناختمش
شده بود یه نارفیق
یه نارفیق خیانتکار
اون با خودش بد کرد ، درست
ولی نمیدونه چقدر منو تنها کرد
دیگه نمیتونم به کسی اعتماد کن�
دیگه نمیتونم کسیو اونجوری دوست داشته باش�
گند زدی به تمام آرمانهای رفاقت�
آهای نارفیق
آخه کدوم خواهری در حق خواهرش اینجوری کرد که تو دومیش بودی ؟
اگه دیدی یه جایی ، بد خیانت دیدی
بدون آه من گرفتتت ...
خداحافظ نارفیق
خوشحالی یعنی
.
.
.
.
.
.
.
.
.
مسئول سرخ کردن سیب زمینی باشی
پسر همسایمون با مامان و باباش دعواش شد ، بهش پول تو جیبیم نمیدن که بتونه آلبوم بده
.
.
.
.
.
تو حموم میخونه !!!
آغو داشتیم برای دوستمون تعریف میکردیم که تو ی جنگل بودیم و خرس دنبالمون کرده بود !!
ما میدوییدیم و خرسه پشت سرمون هی لیز میخورد ...
دوستمون برگشت گفت : از ترس نریدی به خودت ؟
مام گفتیم پس فکر میکردی واس چی لیز میخورد خرسه !!!
.
.
.
.
من :-)))))))
خرسه :-((((((
دوستم o-OOOOO
آهای تویی که فکر میکنی من مُردم
من هنوز زنده ا�
محض اطلاعت گفتن
ضربه ایندفه رو کاری تر بزن
با اون ضربه فقط شکستم
ولی نمردم .... :(
دلم کما میخواهد
نه از آنهایی که میگویند براش دعا کنید
از آنهایی که بعد بهوش اومدن بگن حافظش پاک شده ...
آری !!
از همین ما میخواهم که نتیجش فراموشی خیلی چیزاست .
یادمه داشتم خاله بازی میکردم ... اما به خودم که اومدم دیدم دارم شوهرداری میکن�
یادمه داشتم عروسکمو میخوابوندم ... اما به خودم که اومدم دیدم بچم بغلمه و داره گریه میکنه .
یادمه داشتم قایم موشک بازی میکردم ... اما به خودم که اومدم دیدم قایم شدم و کسی پیدام نکرد .
یادمه داشتم تاس مینداختم تا منچ بازی کنم ... اما به خودم که اومدم دیدم دارم با زندگی بازی میکنم .
یادمه داشتم دکتر بازی میکردم ... اما به خودم که اومدم دیدم رو تخت بیمارستانم .
یادمه با دوستم قهر میکردم تا قیامت ... اما به خودم که اومدم دیدم خیانت بود .
یادمه .................
می بینی ، زندگی الآنم مثل دوران بچگیه ، فقط زمونه عوض شده
آغا ما رفته بودیم خونه بابابزرگمینا ، از غذا اونجا یه سوسک بود ، اونوقت عمه ی ما که سوسک رو دیده ، جیغ زده که بیاین بگیرین سوسکو ، سوسکش بزرگه ، فکر کنم سوسک خانوادس !
د آخه مگه نوشابس خانواده باشه ؟!
من o-O
سوسک خانواده |->
اطرافیان :-l
میگم یه وقت زشت نباشه ما تو مدرسه از یکی از بچه ها گوشی گرفتیم (دبیرستان) ، شلوارشو خیس کرد !
کاملا واقعی
بزن به سلامتی رفیقی که وقتی فهمید دوستش گشنشه و هیچی پول نداره غذا بگیره ، غذاشو داد بهش و گفت : بخور واسه تو آوردم ، خودم روزه ام .
جلوی این رفیقا و این رفاقتا باید زانو زد . . .
خدایا
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
شکرت .
فقط همین
بیایید اعتراف کنیم برای یکبار هم که شده ، به جای اینکه بگیم اشتها ندارم ، گفتیم اژدها ندارم . . .