یادمه داشتم خاله بازی میکردم ... اما به خودم که اومدم دیدم دارم شوهرداری میکن�
یادمه داشتم عروسکمو میخوابوندم ... اما به خودم که اومدم دیدم بچم بغلمه و داره گریه میکنه .
یادمه داشتم قایم موشک بازی میکردم ... اما به خودم که اومدم دیدم قایم شدم و کسی پیدام نکرد .
یادمه داشتم تاس مینداختم تا منچ بازی کنم ... اما به خودم که اومدم دیدم دارم با زندگی بازی میکنم .
یادمه داشتم دکتر بازی میکردم ... اما به خودم که اومدم دیدم رو تخت بیمارستانم .
یادمه با دوستم قهر میکردم تا قیامت ... اما به خودم که اومدم دیدم خیانت بود .
یادمه .................
می بینی ، زندگی الآنم مثل دوران بچگیه ، فقط زمونه عوض شده