ن

نرمین

@نرمین · ۸۶ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۵ رأی)

ن
نرمین... ۱۲ سال پیش
پیام

افلاطون چقدر زیبا در کتاب ضیافت خصوصیات عشق رو در یک داستان فوق العاده زیبا بیان میکنه
هنگامی که ونوس الهه زیبایی متولد شد خدایان به مناسبت این مراسم جشنی به پا کردند در پایان جشن پنیا الهه نیاز و تهی دستی هم امد و بر در ایستاد به امید آنکه بهره ای از این جشن نصیب او شود
پوروس خدای چاره جویی که از باده اسمانی مست بود به باغ رفت و چون بسیار خسته و سنگین بود به خوابی گران فرو رفت پنیا حیله ای اندیشید تا ازپوروس خدای چاره جویی فرزندی پیدا کند و با این هدف در باغ در کنار پوروس خوابید و بدین گونه اروس یا عشق را بارور شد
بنابر این اروس یا عشق همیشه خدمت گذار ونوس الهه زیبائی است چون در روز تولد او به وجود امده و دوست دار زیبائی است
عشق یا اروس از مادر خود تهی دستی را به ارث برده و از پدرش جاره جوئی را او خشن است و رنگ پریده نه کفشی به پا دارد و نه مسکن و ماوایی برای خوابیدن بسترش زمین است و رو پوشش آسمان گاه در کوی و برزن و در رواق خانه ها شب را به روز می اورد و همانند مادرش بی نوا و تهی دست است
اما از طرف دیگر مانند پدرش شکارچی ماهری است که با نهایت شجاعت در جستجوی خوبی و زیبائی است هر لحظه برای تصاحب ان چاره ای نو می اندیشد و هر روز از دری تازه وارد می شود و لحظه ای از جستجو باز نمی ایستد و در عین حال جادوگری زبر دست و مکار است
نه به خدایان شباهت دارد و نه به موجودات فانی بلکه عینا به پدرش شباهت دارد که اگر روزی تیرش به هدف بخورد شادی و شعف بی پایانی پیدا می کند و شکفته میشود و گاهی هم افسرده میشود و باز دوباره به حالت طبیعیش باز میگردد و هرچه بدست اورده زود از دست میدهد بطوری که عشق نه همیشه تهی دست است و نه توانگر.

ن
نرمین... ۱۳ سال پیش
پیام

دیروز پشت چراغ قرمز تو تاکسی قورازه نشسته بودم...
بچه مریضمم تو بغلم...از گرما کمپوت شده بودیم.....جزوهامو از تو کیف م در اوردم...که بچه رو بادش بزنم...ترافیک بود و ماشینام همش بوق میزدن....
یه ماشین 200میلیونی کنار تاکسی درب وداغونی که من توش بودم وایساد...
راننده رو خوب نمیدیدم...یه پسر جوون...با عینک دودی....شیشه های ماشینش رو بالا کشیده بود....راننده تاکسی و مسافراش یه نگاهی بهش انداختن اهی کشیدن...اخه ماشین ما5نفر باهم نشسته بودیم....
داشتم فک میکردم الان تو ماشینش خیلی خنکه...
ماشین ما کمی رفت جلوتر ...پسررو دیدم...داداشم بود....داداشی که چند ماهه ازحال خواهرش بی خبره...
خدایی چقد فرق هست بین یه دختر وپسر...اون لحظه خیلی احساس تنهایی کردم...دلم اغوش پدر ومادری رو خواست که همیشه ازم رو برگردوندن...
خداااایا شکرت....اینم یه نوع تنهایی....

ن
نرمین... ۱۳ سال پیش
پیام

ســــــــــــلام به همــــــــــه دوستایِ نــــــاز خودم.....
خانوم صادقـــــــــی...عزیــــــــزِدلم...طـــــــوری شده؟؟؟
من یه مــــــــدته سایت نیــــــــومدم....
الان پستاتو خوندم...فدات شم...قربونِ "♥"مهربــــــــونت اجی....
تورو خــــــــدا مواظب خودت باش....
خودت میدونــــــــی خیلی دوست دارم....
بچـــــــه ها میخـــــــواستم در مورد خودم یه چیزی بگــــــم...
راستش تا قبل از اینکه این اتفاقات اخیر تو زندگیــــــم بیوفته خیــــلی چیــــــــزارو نمیـــــــــــدونستم....
خیلی ناشکـــــــرُناامیــــــــــد بودم....
ولی بعد از اینکــــــــــه خدا دوباره بَچــــــــــَـمو بِهم داد یه تصمیمــــایی
گـــــــــــرفتم؛ اینــــــــکه شـــــــــاد زندگـــــــی کنمُ بزارم دیگــــــــــرانم شاد زندگـــــی کنن....
بیـــــــاین قدر زندگــــی رو بدونیـــــــم ....بچه ها اینکه ما انسانیمُ سر شار از احساس...خیلی قشنگــــــــه...
هــــــــدف از خلقت بیهوده نبوده....ما به خواست خالقمون اینجاییم...
وظیفمون انسان بودنه....انسان زندگی کردن....بیاین وظیفمونُ به بهترین شکلش انجام بدیم....
راستش این روزا خیـــــــــلی به این مسائل فِک میکنم....
شرایط زندگیم سختی دارم....
ولی حضور خداوندُ کاملا کنار خودم حس میکنم....
همینه که با مشکلاتم میجنگــــــم....
نمیخوام کم بیارم....
خلاصه...
زندگی کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذرد
و قلبها گرامی تر از آن هستند که بشکنند
لبخند بزنید و زیبا زندگی کنید
فردا طلوع خواهد کرد حتی اگر نباشیم....
کوچیک شما....نرمین(‘،’)

ن
نرمین... ۱۳ سال پیش
پیام

سلام خـــــدمـت دوستای گُلم...
بچه ها چند وقتیه ...وقت نمـــــیشه بیامو پستای قشنگتونُ بخونم...
فقط الان سریع اُمدم...بگــــم...همتونوخیلی دوست دارم....
یه خوش امد ویژه ام به این اقا مسیحای گَل بگم....ایشا...همیشه سلامت وموفق باشی....
یه تشکــر ویژه م از دوست خوبم (رامسررر)عزیزم دارم...ممنون که اینقد بفکرمی...دوستم مرسی...
ارتمیس منم شکر خدا رو به بهبوده....راه سختی روبه رومه ولی من یه مادرم...وبرای اینکه بچه م سلامتیشو بدست بیاره از جونم مایه میزارم...
ولادت امام علی(ع)و روز مرد هم به تمام داداشای گل 4جوکی خودم تبریک میگم....ایشا...به حق مولا علی...همیشه سرافراز باشید...
کوچیک شما....نرمین....

ن
نرمین... ۱۳ سال پیش
پیام

ســــلام خدمت همه دوستـــــــای گُلم...
ســـــــلام خانوم صـــــادقی جونـــــم...خداروشـــــکر که موندی...
داداشا واجیای خوبم ممنـــــــــــــتون که مــــــنو فراموش نمیکنین و
مدام بــــــرام پُست میزارین...
بچه ها خدارو شـــــکر خطر اصلی از ارتمیس دورشد...
وقتیم رفتیم تهران دکترا گفتن عمل براش عوارض داره...
به این نتیجه رسیدن که عمل نکنن...فعلا...
ارتمیس به هوش اومده...
ولی بخدا اوضاع چنان برام سخت شده که تاحالا همچین روزایی ندیده بودم...
دست وپاهاش حرکت ندارن...حرف زدنش بریده بریدس...البته خدارو شکر مارو میشناسه...ولی این ضربه روی اعصاب حرکتیش تاثیر گذاشته...
بچه س درک نمیکنه...همش میخاد پاشه یا حرف بزنه اما نمیتونه ...بهونه میگره ...گریه میکنه...بیشتر از 7کیلو وزن کم کرده...
خلاصه از خدا بخاین بهم توانایی بده...شب وروز روی دوشمه ومیچرخونمش...متاسفانه مشکل مالیم واسم پیش اومده...
البته اطرافیان هستن ولی من ادمیم که حتی نمیتونم از بابامم پول بگیرم...میخام ماشینمو بفروشم...اونطوری رفت وامد بایه بچه مریض واسم سخت تر میشه...درگیریام زیاده...
ولی همین که دخترم از اون حال دراُمد روزی صد مرتبه خدارو شکر میکنم...
بعضی از شماها چند بار برام پُست گذاشتین شرمنده نتونستم جواب بدم ولی شبا که بیکار میشم همه رو میخونمو کلی انرژی میگیرم...
داداش ARMINمرسی ...داداش عطا از شمام ممنون...
داداش گُلم سینا ...مرسی واسه دعات...خواهش میکنم وقتی رفتی حرم از امام رضا بخواه شرایط برام جورشه بچمو بیارم پابوسش...مرسی...
حالا داداش خودم سایلار...
اول بگم داداش من ازت ناراحت نیستم میدونم خیلی از بچه ها برام پست نزاشتن ولی برام دعا کردن...میدونستم توام فراموشم نکردی...
داداش گلم میخاستی بیای دنبالم بگردی خوب بهم میگفتی...
فدات شم اسم واقعی من نرمین نیس...ارتمیسم همینطور ...
اگه من اسم واقعیمو بگم ممکنه کسی منو بشناسه و برام مشکل درست شه...
من بیمارستان بیستون بودم...الانم بیمارستان کرمانشاهان...
میگفتی حتمن میومدم میدیدمت...
به هر حال مرسی...تو داداش خودمی...
به امید روزی که همتونو از نزدیک ببینم...
بخدا همتون تو قلبم جا دارین....
خواهرتون....نرمین....

ن
نرمین... ۱۳ سال پیش
پیام

ســــــــاعت...11ونیــــم شـــب ...بیمارستـــان ...تهـــران...
عشــــق کـــوچـــولـــو من...
چنــــد روزه خــــوابیدی...هــــرچـــی صـــدات میـــکنم جوابمُ نمیـــدی...
نـــمیدونی چنـــد روزه ...روبروت مــــیشیــنم اشک مـــیریـــزم...
اخـــه دیگـــه نگــــران اون چشــــای نازت نیستم که مـــنو ببینه...
بگــــه مامان گــــریه میـــکنی؟؟؟
مــــنم که کــــنار ظرف شــــویی دارم ظـــرف میشـــورم یه مُشت اب بپاشَـــم بهتُ ...اینــــقد اب بهَم بپـــاشیم وبخنـــدیم...
کــــه با خنده های تو...غصـــه هام یادم بره...
مـــامـــانی...چــــند روزه غــــذا نخوردی...گــــرسنه نیستی زنــدگیم؟
داره خیـــــلی سخــــت میگـــــذره واســــم...
خــــدایـــا من میــــدونم تو کنار من و این طفل معصـــومی...
خــــــداجــــونم خیـــی میترســـم....
خــــــدایا کــــمکـــم کـــــن...
خـــــدایــــا ....
ببخــــشیـــد دوستــــان دلـــــم دیـــگه داشـــت میتـــرکیـــد...
شــــرمنده م...
حـــالم زاره ... دعــــام کنــــید...
شــــب کــــه مــــیشه بیمــــارستان ترسناک میــــشه...
ادم دلـــــش بدجــــور میــــگیره...
میدونم داداش مسیــــــحام حالش روبـــــراه نیـــس...
خــــدایا ارتمـــیسُ...این داداشم مسیحـــا رو به خودت میسپـــارم...
خدایــــا کمکـــون کن...
التـــــماس دعــــــا....

ت
تو خوب باش ۱۳ سال پیش
پیام

حرومت باشه این دنیا/تو که از درد من شادی
تو که روز جداییمون/تموم شهرو گل دادی
تو که از شوق مرگ من/لباس سرخ پوشیدی
کنارم سالها بودی/منو هرگز نفهمیدی
حرومت باشه این دنیا/تو که خون منو خوردی
تو که اشک منو هدیه/واسه یار خودت بردی
.................."تو که هر روز میگفتی/کنارم تا ابد هستی
خودت رو قاب عکس من/یه روبان سیاه بستی".......................

ن
نرمین ۱۳ سال پیش
پیام

ســــــلام دوستـــــــای گُلم...
اول پُســـت احـــــــسان دوست مهدی رو خونــــــدم کلا خیلی فکرمو در گیــــــــر کرد...راستش احســــــان جان داداش اگه...
اگــــــه ممکنه را جبه اون دختر دلا ارام و میــــــگم قضاوت نکنید وچیزی نگـــــــید خودش که نیست خداش هست دُرُست نیست راجبش حرف زدن...اسمو فامیلیش اینجا گفته شده...حالا هرطور صـــــلاح میدونیـــــد...
درگذشــت پسر خاله...اقا مهـــــــــدی م بهشون تسلیت میگـم...
خدا به مادرش صبر بده...روحَش شاد...
داداش گُلــــــــــم امیــــــــر طاها...
قهر نکنـــــــــی با خانوم نازت...
این روزا ...روزای قششنگـــین...تا میتونین خوش باشین...
نگین جون یه غذای خوشمزه بپز ...بگو امیر بــــیاد...
همه چی حَــــــــله:)
.راســـــتی بچه ها این ترمو اضطراری حذف کــــــــــردم....
شــــــب و روز تــــــو بیمارستانم...همینه همش سرم تو 4جوکه...
فردام میریم تـــــــهران...
واسه عمــــــل ارتمیس...
حالمو که درک میکنید ...
دیگه هیچی نمیگم...میترسم کسی ناراحت شه...
فقط توکل بخــــــــــدا...
خدایا شکــــــــرت...
محتاج دعاهوتنم....سر نماز یادی از خواهرتون بکــــــــنید...
ممـــــــنون...

ن
نرمین ۱۳ سال پیش
پیام

ســــــلام....
دوستـــــــای گُــــــلم....و خانم صادقی عـــــزیـــزم....
بچـــــــه ها...اول بایـــــــد از همتـــــون تشکـــــــر کنم....
بخـــدا من شرمندتون که نتونستــــــم اسماتونو تک تک بزارم...
ولی تک تک پُست رو خونــــــدم...همش انرژی مثبت بود که
سمـــــــت قلبـــــــــم میومد....
بعضیاتو چنـــــد بار واسم پُست گذاشتین ...احوال ارتمیسُ گرفتین...
احوال پُرسمون نمیره....قربونتون برم دوستای مهربونم...
بعضیا گفتن نذر کردن...بخدا شرمنده شدم...انشا... دست جمع حاجت روا بشیم.....
مطمعــــنم همتون واسه ارتمیس دعــــــا کردین...
دوستــــــــای خوبم ...خدا عزیزو رحیــــــــم...
به لطــــــــف خدا درصد هوشش بالا رفتــــــــه...
2شنبه عازم تهــــــرانیم واسه عمــــــــل...و همچنان محتـــــــاج دعاهای شما...
چنــــــد تا از بچه ها شاکی بودن از این موضوعِ گفتن غم وغصه هاو...
خــــــــدایی من شرمندم ...حق باشماست...
ولی من مطمعنم اگه این اتفاق رو اینجا نمیگفتم الان وضع هم من هم ارتمیس خیلی بد بود...به قول داداش کیـــــــان...بچه های اینجا دست به دعاشون حرف نداره...
خلاصه ببخشیـــــــد....
واسه داداش مسیحـــــــای عزیزم هر جا که هست دعا کنید ...بسپاریدش به خدا ...خودش بخشنده ست...
الوچه خانومی شمام قهـــــــر نکنی...عزیز اجی...ببین ارتمیس داره خوب میــــشه...واسه خاطــــــر وجود همه شماس...بیا اجی این الوچه هارو بخور ...گــــــریه نکنی...نازی...نازی...
عبــــــــاس جون...یه نَمـــــــه صورتتو برگردون...
افرین پســــــــــر خوب بچه هارو سرگرم کن تا من برگردم...
راستی ارتمیس من خیلی شبیه سلناس...جدی میگم بخدا...
موهای مشکی بلند موج دار..پوست سفید...مماغ توپول..چــشای مشکی..صورت گرد....
خوشمله؟؟؟
اهای لوچای بی مزه...نگا با این وضعم واستون میخندم:)شمام بخندید دیگه....
خانوم صادقی خودت که میدونی چقد دوست دارم...اره؟
عاشقتونم4جوکیـــــــــا.....

ن
نرمین ۱۳ سال پیش
پیام

ساعت 4ونــــیم صُب ...بیمارستان....کرمانشاه....
ترس عجیبــــی دارم ...هر 10دقیـــــقه میـــرم رو ســـر ارتمیــسِ قشنگـــــــم صـــــدای نفســـاشُ گـــــوش میکــــــــنم...
مــــــــوهاش بلنـــــده ومشکـــــی ...از وسـط فرفری میشـه...
جرات نمیکـــــنم دســت تو موهاش ببــــــرم کــــه یه وقت سرش درد نگــــــیره...
داداشم خیلی پســــره منطقیه...هیچ وقــــت کار بی حساب کتابی انجام نمیده....
دیشب اُمد بیمارستــــان یهو دیدم روی پیشونیش ترک ورداشته و کبود شده ...دقیقا همون جای سر ارتمیس...
گفتم افشار چــــی شده؟فک کردم شایــــــــد تصادف کرده باشه...
هیچـــــی نگفت...
مامانم گفت...سرشو محکــم چند بار کوبیده تو دیـــــوار...
گفتم افشـــــار دیوونه شدی...
بغض کرده بود گفت نه ...اجی خواستم ببینم ارتمیس اون لحظــه چه دردی کشیــــده...
دلم ریخت ...مادرش بمیره...همش فک میکنم اون لحظه چه حالی داشتـــــــــه...
الهی بمیـــــــرم واسه مادر شهــــدا وجوونای ناکام....
خدایــــــــا قسمـــــت میدم به لحظه درد مادرمو فــــــــاطمه زهــــرا...همون وقـــــــــتی که محسنشُ از دست داد....
هیــــــــچ مادری داغ اولاد نبیـــــینه...
صـــــــدای اذان میاد....
یا الله....

ن
نرمین ۱۳ سال پیش
پیام

سلام دوستای خوبـــــــــم....
Memoll Kochoolo....
هر روز ظهر کتـــــــه...
abas-m223....
miSs gol...
Ahlar...
roza...
اول شخص غایب...
Live-Life...
sanaz71...
نویان...
Arash...
Kiana7773...
گل باقالی...
میم مثل....
mr Doosti...
yildiz...
اتیییییییش...
nolove...
الوچه...
ElJefecito...
FTM74...
Mahsa-namakabrud...
Liiac...
Khale sooske...
sogoli...
اوات...
شوق پرواز...
دوستان شرمندتونم ببخشید که باعث ناراحتیتون شدم...بچه ها شما خیلی خوبین...بخدا هر کدوم که واسم پست گذاشتین باعث شد قلبم اروم بشه...شبو تا صب تو بیمارستان بارها پستارو خوندمو گریه کردم...
خیلی دوستون دارم...بچه ها تو رو خدا واسه ارتمیسم دعا کنین...
کمی هوشیاریش بالا رفته...اگه به هوش بیاد عملش میکنن...
لابستر...داداش حبیب...بخدا ایه الکرسی رو از دستم زمین نمیزارم...
داداش واسم خیلی عزیزی ...مرسی...
اقا امیر 21...داداش امیر علی...مطمعنم وقتی تو مریض بودی مادرت از همه بیشتر اذیت شده...ایشا... همیشه سالم وسرحال باشی...
پستت مث یه شوک بود واسم ...راست میگی من خودم گفتم تا خدا نخاد هیچ اتفاقی نمیوفته...توکل بخودش...داداش مرسی...
اقا کیان...داداش عزیزم...من به تو به چشم یه ادم برگزیده خداوند نگاه میکنم...حرفات ارامش بخشه...
بـه تـوکـلِ نـامِ اعـظـمـت، بـسـم الله الرحـمـن الرحـیـ�
اللـــهّمَ صَــلّ عَلـي عَلـي بــنْ مـوسَـي الــرّضــا
المـــرتَضي الامـــامِ التّــقي النّـــقي و حُــجّــتكَ
عَلــي مَــنْ فــوقَ الارْضَ و مَـــن تَحـــتَ الــــثري
الصّـــدّيق الشَّـــهيد صَلَـــوةَ كثيـرَةً تامَــةً زاكـــيَةً
مُتَــواصِــلةً مُتَـــواتِرَةً مُتَرادِفَــه كــافْضَلِ ما صَــلّيَتَ
عَلــــي اَحَــــدٍ مِــــنْ اوْلــــيائِــــكَ.
نوشتمش روی کاغذ ...گذاشتم روی سر ارتمیس...
داداش مرسی ...بازم برام دعا کن...
عطا از جوانرود...داداش خوبم...مرسی بابت محبتت...خدا رو قسم میدم به فاطمه زهرا دل هیچ مادری شکسته نشه...
شمام سالم وسلامت به مادرت ببخشه...
قربون دل پاکتون ...شرمنده خانم صادقیم هستم...میدونم اینجا جای بیان غم وغصه نیست...مرسی که درک میکنین...
بخــــــدا خیلی دوستون دارم...
التمــــــــــاس دعا...

ن
نرمین ۱۳ سال پیش
پیام

ساعت8ونیم...
بیمارستان .... کرمانشاه...
بخش مراقبت های ویژه کودکان....
اتاق نیمه تاریک...یه دختر کوچولو...
چشماش باد کرده و کبود شده...
امروز روز 5غذا نخورده...
بدنش بی حس ...دهنش خشک...رنگش پریده...
کلی دستگاه بهش وصله...
حرف نمیزنه...
اون بچه منه..
من...نشستم روی زمین...انگارکمرم شکسته...
نمیتونم راه برم...
حس ندارم...
سرم گیج میره...
5روزه لب به غذا نزدم...
چرا کسی نمیگه ارتمیس من چشه؟؟؟
چرا همه فقط گریه میکنن...
خدایا من خوابم؟
خدایا من بچه مو میخام...
خدایا من بچمو میخام....
خدایااااااا....کمکم کن...
خدایا تو را به فاطمه زهرا کمکم کن....

ن
نرمین ۱۳ سال پیش
پیام

این پست فقط غم و غصه س...
این حرفایی که تو گلومه ...
دارم خفه میشم...
نه...دروغه...
امروز واسه من اخر دنیاس...
من دارم میمیرم...
دو روز پیش ارتمیس من...
تمام زندگیم...عشقم...همه دلخوشیم...
از پله افتاد...سرش ضربه خورد...
ای دلم داره میترکه...من فقط بچه مو میخام...
ای خدای من دوروزه صداشو نشینیدم...
خدایا من بچه مو میخام...
خدایا کم اوردم...دارم میمیرم...
خدا...
امروز رفتم یه شیشه سم گرفتم...الان تو بیمارستانم...اگه یه تار از موی سر بچه م کم شه...یه لحظه زنده نمیمونم...
بچه ها فقط شمارو دارم...
عقلم به هیجا نمیرسه...
از خدا بخاین از گناهام بگذره...کمکم کنه...من دارم تاوان پس میدم...
ولی بچه م یه فرشته کوچولو ...اون خیلی پاکه...
براش دعا کنین...
خدا.... نمیدونم چی میگیم...حالم خیلی بده...

ن
نرمین ۱۳ سال پیش
پیام

شهر من اینجا نیست !اینجا…آدم که نه!آدمک هایش , همه ناجور رنگ بی رنگی اند!و جالب تر !اینجا هر کسی هفتاد رنگ بازی میکندتا میزبان سیاهی دیگری باشد!.شهر من اینجا نیست!اینجا…همه قار قار چهلمین کلاغ رادوست می دارند!و آبرو چون پنیری دزدیده خواهد شد!.شهر من اینجا نیست!اینجا…سبدهاشان پر است ازتخم های تهمتی که غالبا “دو زرده” اند!.من به دنبال دیارم هستم,شهر من اینجا نیست…شهر من گم شده است!...آدمــیزاد در حرف زدن هایش بی ملاحظه است … !وقتی میخواهد با منطق حرف بزند ؛ احساساتی میشود …وقتی از احساسش میگوید ؛ آرزوهایش لو میرود …وقتی از آرزوهایش یاد میکند ؛ حسرتش رو میشود …وقتی حسرتهایش را روشن میکند ؛ منطق میتراشد …و اینگونه گند میزند به همه ی روابطش …...

ن
نرمین ۱۳ سال پیش
پیام

ســـــــــــــــلام دوستـــــــــای گـــــــــلم؛
بخدا کلا دیوونه شدم...یه روز نیام 4جوک میـــــــمیــــــــرم...
تـــــــــو استــــــــتخر چیـــزی نمـــــــونده بود یــــــــکی از شـــــاگردام... خفه شــــــه...مــــــــن داشـــــــتم پســـــت میِــــذاشــتم...فکــــــــ کنین فقـــــــط...
ســــــــایلار .....
مجیــــــــــد...نفله...عتیقه...خو خوشم ازت میاد...
داداشــــــــم من از بـــــــچه های زحمت کش وخوش اخلاق مث خودت خوشم میــــــــاد...راســـــــتی ...دور از چشــــــم من میای اینجـــــا واســـــه همســــــریابی؟؟؟خودم به وقتــــش زنـــــت میدم:)
Aylar....اجی جون خوبی؟؟؟ایسان...ایلار...خوبن؟؟
زنده باشی خواهری...ارتمیس کوچیک شماس....
فدات من بچه کرماشام...کُردم...دانشجوی سال اخر مهندسی تکنولوژی معماری...متولد69....خیــــــــلی دختر خوبیم:)
اینقـــــــــــــــــــده نــــــــــــــازم:)
دماغ عملی....خواهری...نیلوفر جون خوبی؟؟؟امیر علی خوبه؟؟؟
راستی جـــدی مماغتو عمل کردی(مِث خودم)؟؟؟:)
.
مــــــــــــــــــــــــری مــــــــــــــــــــــری خانوم الهه ناز...
ســـــــــــــــــــــــــــــــلام ...اینم جوابت اجی:)
عطا از جوانرود ...داداش من هر هفته میام شهر شما...همشهری خوبی?:)
از دوستای خوبــــــــــــــــــم که اسم منم تو پستاشون بوده تشکــر میکنــــــم...
هانا....*azi*....یه دوست...Alis75...power...drazmalake tanhii....
Hush...اجی چــــــی چـــــــرا؟نگرفتــــــــتم:)

ن
نرمین ۱۳ سال پیش
پیام

داداش عباس...
پــــــــــــَ چرا پست نمیــــــزاری؟؟؟
.
در مـــــــورد شخصیــــــت افراد کُمدینُ شوخ ...انــــــها افرادیَن که ممکـــنه در بیــــــان طنزشون با افرادی حتـــــی در رده های بالاهم شوخی کنن و ما چون با شخصین انها اشنا هستیم این موضوع رو توهین تلقی نمیکنیم...در صورتی که اگه همون حرف رو فرد عادی میزد ناراحت میشدیم...
در مورد عباس میشه گفت پسـری با استعداد فوق العاده س...
بنظر من هیچکس تا به الان در زمینه طنز توی سایت در حد عباس نبوده...
داداش بخاطر تموم لبخنــــــدهایی که رو لب من یکی اُوردی ازت ممنـــــــونم:)