T

Talatom

@Talatom22 · ۲۳۰ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۳۲ رأی)

T
Talatom22 ۱۳ سال پیش
پیام

ترا میخوانم...آن زمان که دیگر پاسخی نمیشنو�
و با تو میمانم،
آن زمان که دیگری نمانده است!‏
خدایا یاریم کن تا آن زمان که پاسخ هم میشنو�
باز تنها ترا بخوان�
و در آن هنگام که دیگران با من میمانند..
من با تو بمانم!‏
زیرا تنها
تو مرا کفایت میکنی!!‏

T
Talatom22 ۱۳ سال پیش
پیام

دلم گرفته آسمون نمیتونم گریه کن�
شکنجه میشم از خودم نمیتونم شکوه کن�
انگاری کوه غصه ها رو سینه من اومده
آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته تر�
تو روزگار بیکسی ی عمره که در بدر�
منو به بازی میگیرن عقربه های ساعت�
برگه تقویم میکنه لحظه ب لحظه لعنت�
میخام که از دردام بگم از غم و غصه،دل خون
میخام فقط که بدونی
دلم گرفته آسمون!!‏

T
Talatom22 ۱۳ سال پیش
پیام

شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت باد�
خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یاد�
خداحافظ و این یعنی در اندوه تو میمیر�
در این تنهایی مطلق که می بندد به زنجیر�
چگونه بگذرم از عشق از دلبستگی هایم؟
چگونه میروی با اینکه میدانی چه تنهایم!‏
خداحافظ تو ای همپای شبهای غزل خوانی
خداحافظ به پایان آمد این دیدار پنهانی
خداحافظ بدون تو گمان کردی که میمانم؟
خداحافظ بدون من یقین دارم که میمانی!!‏

T
Talatom22 ۱۳ سال پیش
پیام

کیا یادشونه؟؟
بچه که بودیم،کوشولو که بودی�
وقتی مامانمون نماز میخوند دستامونو دور گردنش حلقه
میکردیمو آویزونش میشدیم!‏
تو رکوع:-‏|‏
تو سجده،
همچنان تا آخر نماز:-‏)‏
بعد حس سوار شدن به الا کلنگ بهترین پارک رو داشتی�
حالا یکی از بچه های فامیلم ک کنارمون بود
میگفتیم:
ما الا کلنگ داریم...تو که نداری ی ی ی ی:-‏)‏‏)‏
ها؟
چیه؟
آره پسرم
همچین اسکلایی بودیم تو دوران خودمون:-‏)‏‏)‏
تازه خدا نگه داره همه اون مامانایی رو که تا آخر نماز خسته نمیشدن وپرتمون نمیکردن پایین..
هعیییییییییییی یادش بخیر

T
Talatom22 ۱۳ سال پیش
پیام

تمام راه ظهور تو با گنه بست�
دروغ گفته ام آقا که منتظر هست�
کسی به فکر شما نیست راست میگوی�
دعا برای تو بازیست راست میگوی�
من از سرودن شعر ظهور میترس�
دوباره بیعت و بعدش عبور میترس�
من از سیاهی شبهای تار میگوی�
من از خزان شدن این بهار میگوی�
درون سینه ما عشق یخ زده آقا
تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا
کسی که با تو بماند به جانت آقا نیست
برای آمدن این جمعه هم مهیا نیست:-‏(‏

T
Talatom22 ۱۳ سال پیش
پیام

باور بکن این شهر جای زندگی نیست
تا ناخدایانند جای بندگی نیست
این تیره دلها از شقایق سر بریدند
اینها برای آخرت ذلت خریدند
دین دارهای شهرمان در خواب رفتند
اهل نماز و عشق بازی آب رفتند
چشم کسی از ترس داور غرق نم نیست
بی دین و دنیا پیشگان در شهر کم نیست
دیوارهای شهرمان را غم گرفته
سجاده ها در خانه هامان نم گرفته
دیگر کسی دلتنگ عصر جمعه ها نیست
دیگر کسی در فکر و یاد جبهه ها نیست
یک روز اینجا عرصه حکم و قصاص است
دنیا پر از شمر و یزید و عمر و عاص است
من منتظر تا فصل هم عهدی بیاید
با ذوالفقار حیدری مهدی بیاید

T
Talatom22 ۱۳ سال پیش
پیام

‏{‏تقدیم به هم جانبازان شیمیایی‏}‏
خواب دیدی شبی که جلادان،فرش دار الخلافه ات کردند
گردنت را زدند با ساتور،به شهیدان اضافه ات کردند
چارده سال میشود...یا نه!‏،چارده قرن سخت میگذرد
بی قراری مکن خبر دارم،
سرفه ها کلافه ات کردند
زخم و کپسول های اکسیژن،چه می آید به صورتت مومن
تو بدانی اگر که تاول ها چقدر خوش قیافه ات کردند
فکر بال ترا نمیکردند،روح ترخیص میشد از بدنت
و تو بالای تخت میدیدی،کفنت را ملافه ات کردند