تمام راه ظهور تو با گنه بست�
دروغ گفته ام آقا که منتظر هست�
کسی به فکر شما نیست راست میگوی�
دعا برای تو بازیست راست میگوی�
من از سرودن شعر ظهور میترس�
دوباره بیعت و بعدش عبور میترس�
من از سیاهی شبهای تار میگوی�
من از خزان شدن این بهار میگوی�
درون سینه ما عشق یخ زده آقا
تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا
کسی که با تو بماند به جانت آقا نیست
برای آمدن این جمعه هم مهیا نیست:-(