طنز جالب روزهای مدرسه !

۱۱ سال پیش · ۳۱۰۵۳ بازدید

 

کاریکاتور مدرسه


پنج شنبه (خانه دوست کجاست)

جلسه معلمان (نقشه قتل دانش آموز)

میز آخر (بهشت پنهان)

پای تخته (قتلگاه)

ورود مدیر مدرسه (تشریفات نظامی)

خارج از مدرسه (کافه)

تقلب (چشمهایم برای تو)

روز امتحان (روز واقعه)

زنگ زیست (معنی عشق)

کیف مدرسه (محموله)

اولین کسی که معلم از او میپرسد (قربانی)

نگاه دانش آموز به معلم (میخواهم زنده بمانم)

معلمان مدرسه (جنگجویان کوهستان)

مدیر مدرسه (پدر سالار)

کارنامه های تجدیدی (سالهای دور از خانه)

تعطیلات مدرسه (روزهای خوشبختی)

نمره ۲۰ (آرزوی محال!)

گرفتن تقلب از دست دانش آموز (بازی دیگر تمام است)

امتحان شهریور (شانس زندگی)

فضول کلاس (کارآگاه ویژه)

 

منبع : 4جوک
فرستنده : ♫♥فاطمه79♥♫

 

نظرات (۲۴)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

همه اینا به كنار..
ولی انصافا پشت اون میزهای مدرسه بهترین خاطرات بیشتر آدماست..:-)))
لایك:یادش بخیر

اون یارویی که میگفت {اجااااازه...مشقارو نمیبینید؟؟! }
=تبعیدی و بعد خروج معلم از کلاس =بی صدا فریادکن!!!

بعله
اما یکم بیشتر جلوه میدادین بیشتر میچسبید به آد�
نتیجه اخلاقی:هیچکدوم هیچ ...نشدند.

میزاول ردیف وسط جای من بودهمیشه خخخخ

یه چیزی رو ننوشتید
دفتر مدرسه: جزیره اسرار امیز

خدایی وقتی ناظم میومد دم کلاس، آدم یاد گناهایی که نکرده میوفته

خودمونیم بعضی مبصرا خودشون شکنجه میدادن آدمو...اسمو مینوشتن پای تخته دورشم با ستاره تزیین میکردن و بعدش یکی یکی پاک میکردن تا آرزوی مرگ کنی خخخخخ
از معلما و ناظم بدتر بودن

یه چیزی رایادت رفت اونم این هستش که
لغو امتحان=زندگی پس مرگ

آآآآآخ یاااااااااااااادش بخییییییییر!
چقدر دلم برای اون روزا تنگ شده....هییییییییی

راضیمممممممممممممممم

انصافا ای گفتی!در ضمن ایام شوم و غمبار امتحانات رو هم به همه تسلیت میگم وامیدوارم نمره هامون از ده کمتر نشه و چشامون سر امتحان کور نشه صلوات:(

تازه یه چیز دیگه
وقتی معلم اسم بالایی وپایینیمونو میخوند=حس معجزه،فرصت دوباره

ینی ادم دلش میخواد اونی رو که میگه خانوم قرار بود
امروز درس بپرسیننو بندازه تو بشکه اسید

ما ته کلاس رديف سمت پنجره ميشينيم...تا ناظم مياد تو اول ميگه ما بريم پاي تخته جهت اجراى اعمال توجيهى....
...
اين آخر سالي با بچه ها کاغذ ميجويديم ميچسبونديم به سقف... سقف کلاسمون معرکه شد...
وااااااااى دلم برا کلاسمون تنگ شدQ_Q

بنظرم يكم بايد تغييرشون داد اينطوري :
خروج از مدرسه : فرار از زندان
تقلب : هم اكنون نيازمند ياري سبزتان هستي�
روز امتحان : روزي كه بشريت در ابهام فرو رفت
معلمان مدرسه : جنگجويان شايولين

با 99% موافق�
مخصوصا اون تشریفات نظامی برا مدیر لامصب بابامون وقتی اول مهر سخنرانی میکرد درمیومد

کلاس درس های ریاضی فزیک شیمی هندسه میدان های جنگ دانش اموز بامعلم

اصلا گور بابای شهرام شب پره
الکی مثلا من انقلابی ام

داییم میگه معلممون گفت یه عکس دسته جمعی بندازید وقتی بزرگ شدید می بینید مثلا اکبر دکتر شده محسن مهندس شده رضا دبیر شده حالا چن وخ پیش رفته سراغ البومش دیده اکبر مواد میفروشه محسن بیکاره رضاهم چن وخ پیش تو یه باند بوده کشته شده .خخخخخخ حالا هی درس نخونید

پس طبق نظرات شماوالبته به نظر خودم هممون توی اردوگاه اسرا به سرمیبردیم ویا همچنان به سر میبریم

میدونین بیچاره تر از همه کیه اون قربانی اولی که میره پاتخته

جالبه یادمه بچه بودم انقدر میخوندم بره تو مخم معلم هیچی ازم نمیپرسید:(:(:(:(حالا روزی که نخونده بودم .....اولین نفر منو صدا میزد:\:\:\:\:\:\:\

ما یه معلمی داشتیم وقتی اذیت میکردیم میگفت : میزارمتون دم در !!!
اون لحظه یاد اشغال میوفتادیم...

خوبگاه =پاتوق 6نفره
زنگ تفریح ده دقیقه= هدف عمه ی مدیر
روزی که امتحان داریم و معلم نیومده ادم حس میکنه خوش بخت ترین ادم دنیاست