تا حالا توجه کردین ....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
تو چشتون یه سوراخه کوچولوعه که ازش اجک میاد؟ خخخخ رشتمم تجربی نیس .
مذاکرات روم تاسیر گذاشته ....
@6321 · ۳ امتیاز
★☆☆☆☆ ۱ از ۵ (۱ رأی)
تا حالا توجه کردین ....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
تو چشتون یه سوراخه کوچولوعه که ازش اجک میاد؟ خخخخ رشتمم تجربی نیس .
مذاکرات روم تاسیر گذاشته ....
***z.h241
یه روز با رفیقم رفتیم کوه هوا هم همچین دو نفره :( ماهم کرممون گرفت گفتیم بریم یه حالی به خودمون بدیم شاد شیم آقا چادرارو کشیدیم جلو و رفتیم پیشه یه دختر پسره ملوم بود از این جوجه هان منم رفتم جلو به پسره گفتم خانوم کی باشن؟ دختره گفت پسر داییمه به خدا نامزدیم باهم ! پسره هم اینجوری=) دختره رو کشیدم کنار گفتم اسمه داییت چیه؟ با تته پته گفت سعید رفتم پیشه پسره گفتم برادر اسمه بابات چیه ؟ پسره گفت اکبر من:) عه دختر جون شوما داییتو از پرورشگا اووردی؟ این که اسمه باباش اکبره که دختره :( باگریه به خدا این به من گفت بیا من نمیخواستم بیام اوهوم اوهوم اوهوم هق هق
من : آوا بیا بیرون بریم دیگه
پسره : چیییییییییی؟؟ :{ دختره هم با گریه ماته من شده بود ماهم که در رفتیم پسره هم هی دنباله ما بود دیگه وسطه راه خودش اوفتاد کفه زمین هر هر میخندید فک کنم الان دیگه نامزد کردن خخخخخخیاد بگیرین هم روحه خودمون شاد شد هم دوتا کرکسه عاشقو به هم رسوندیم
مامانم خواب دیده من تویه اسانسور بودمو این اسانسوره سقوط میکنه ...منم میوفتم له له میشم .بد تازه روحمم دیده که نشستم هر هر میخندمو میگم اخ جون مرگ مغزی شدمو .... (اخه دوس دارم خواستم بمیرم مرگه مغزی شم خخخخخ) هیچی حالا صبحش اومده واسه من داره تعریف میکنه . بش میگم مامان حالا شاید یه ندایی داده خدا داشتم مثلا زجه میزدم که اخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من هنوز دانشگاه نرفتم نه من نمیخوام بمیرم . داشتم میرفتم وصیت نامم بنویسم . دیدم مامانم داره با خودش حرف میزنه یضره دقت کردم دیدم داره میگه دختر خدا مرگت بده تنو بدنه منو تو خوابم میلرزونی
اصن وقتی اینو شنیدندی گریبان خود پاره کردندی و به دنبال خانه ی اصلیه خود جستو جو کردندی