z
z.h241*** ۱۰ سال پیش
جوک

مامانم خواب دیده من تویه اسانسور بودمو این اسانسوره سقوط میکنه ...منم میوفتم له له میشم .بد تازه روحمم دیده که نشستم هر هر میخندمو میگم اخ جون مرگ مغزی شدمو .... (اخه دوس دارم خواستم بمیرم مرگه مغزی شم خخخخخ) هیچی حالا صبحش اومده واسه من داره تعریف میکنه . بش میگم مامان حالا شاید یه ندایی داده خدا داشتم مثلا زجه میزدم که اخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من هنوز دانشگاه نرفتم نه من نمیخوام بمیرم . داشتم میرفتم وصیت نامم بنویسم . دیدم مامانم داره با خودش حرف میزنه یضره دقت کردم دیدم داره میگه دختر خدا مرگت بده تنو بدنه منو تو خوابم میلرزونی
اصن وقتی اینو شنیدندی گریبان خود پاره کردندی و به دنبال خانه ی اصلیه خود جستو جو کردندی

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.