#خاطرات خنده دار

C
Cactus ۷ سال پیش
جوک

چند سال پیش خونه مامان بزرگم بودیم که یهو دیدم دختر خاله کوچیکم گازشو گرفت زد بیرون منو اون یکی دختر خالم هم گذاشتیم دنبالش.حالا اون بدو ما بدو.هی از این طرف خیابون میرفت اونور از اون ور میرفت اینور.اخرش در حالی پیداش کردیم که جلوی یه لباس فروشی وایساده بود و به چند تا پسر فحش می داد.گرفتیمش و بردیمش خونه مامان بزرگم.تو راه بش گفتم چرا اینکارو کردی؟دیدم یه کاغذ از توی جیبش در اورد داد بهم.نگاه کردم دیدم یکی از این ماز هاست که توی سک سک ها بودگفت:میخوام برم گنج پیدا کنم:|

t
tameshk 2030 ۷ سال پیش
جوک

یکبار کنار دوستان نشسته بودیم بحث پیام تبلیغاتی اس مس ها که هر روز شصت تا پشت سر هم میاد. شد هر کی چیزی گفت ,منم اومدم گفتم از همه اوسکول تر احمق تر اون شرکت خدمات مسافرتی (___) که هر روز برای من میزنه تور مسافرتی آنتالیا ,فلان فلان ,یکی نیست بگه خر بزه من اگه دو زار پول داشتم که وضع حالم این نبود, یک مشت بیسواد بوق. بوق. آژانس میزنند,,,,,,
یکهو دیدم همه ساکت شدند هرکی به جایی خیره است
پرسیدم چی شده؟
یکی از دوستان قابل احترام شدید ,در اومد گفت
اون آژانس مسافرتی مال خواهر منه! :|
دیگه بقیه شو خودتون تصور کنید:|

|
|!(€// ۷ سال پیش
جوک

چن وقت پیش املا داشتیم یکی خیییلی املاش داغونه تو کلاسمون رفت پاتخته
به جای معلم فارسی معلم‌علوم‌اومده‌بود
بعد این دوست عزیزمون رف پاتخته معلم گفت : بنویس غار
بعد این اومد بنویسه مکث کرد معلم دوباره گفت :غاار
این گفت :چی؟
معلم دوباره:غااااار غاااار
کلشم همزمان با غار گفتن میاورد بالا مشکیم پوشیده بود یعنی خود کلاغ شده بوداا
یعنی ما‌اون وسط پرپر شدیم انقدر خندیدی�

گ
گل نعنا ۷ سال پیش
جوک

اولای سال بود ب بچه ها گفتم بشینید نقاشی بکشید
یکی از شاگردام ک خیلیم خوشگله اومد کناره میزم (اول دبستان)
اولش یکم من من کرد و گف اجازه هست یه چیزی بگم گفتم بفرمایید گفت من یه آقای سرویسی دارم منو آخر از همه پیاده میکنه و همیشم میشینم جلو
گفتم خب؟ یه دفه زد زیره گریه
منم دیدم بقیه دارن نگاش میکنن بردمش بیرون
نگران شده بودم شدیییید گفتم بگو چیشده گف آقا سرویسی منو اذیت میکنه و یه چیزایی گف ک قابل پخش نیس
من اینارو شنیدم حالم بد شد تا ظهر پا ب پاش گریه
تا اینکه ظهر مامانش اومد دویدیم سمتش جریانو با گریه براش میگفتم و خطو نشون میکشیدم یهو مامانش گف باز تو دروغ گفتی
من:(((((
خودش:))))

ج
جناب خان ۷ سال پیش
جوک

استاد سر کلاس:چیزاتونو در بیارید که چیز بکنیم....!O_o
ماها:پخش کف زمین نمیتونستیم خودمونو کنترل کنیم... :)))
استاد:چرا انقدر فکرای بد میکنین؟!منظورم اینه که کاراتون رو در بیارید با هم بحث کنیم راجبش...
خب تو سوتی میدی ما مقصریم؟؟؟!!!
خخخخ... D:

ا
امین ا ۷ سال پیش
جوک

امروز میرفتم خونه دیدم پسره به مامانش میگه گشنمه
مامانش گفت برو این پولو بگیر همبرگر بخر زهر کن دیگه هم تا یه ساعت غر نزن!
والا تا جایی که من یادم میاد گشنه مون میشد همون نون با رب رو هم یا میدزدیم یا 3 ساعت الافی یا اینکه خودمو میزدیم میگرفتیم بقراآن

گ
گل نعنا ۷ سال پیش
جوک

رفته بودم خرید با دختر عمو�
اومدم از تو کوچه بیام تو خیابون اصلی
یهو پیچیدم ماشین خاموش کرد پشتمم بوق میزدن
هول کردم دستم رفت رو بوق چراغارو روشن خاموش کرد�
برف پاک کنو زدم دوباره ماشینو روشن کردم دنده بود پرید جلو
حالا نمیدونستم برف پاکنو چه جوری خاموش کنم تا خونه برف پاک کنو جلو چشام میرفت عقبو جلو
:|

S
S.S.S ۷ سال پیش
جوک

یبارم تو کلاس نشسته بودیم بعدش یکی از بچه ها یه کش سمت معلم پرت کرد!
معلم چند نفرو آورد بیرون تا اعتراف بگیره هیشکی هیچی نگفت
تا اینکه معلم میخواست نفر اخری رو که بیرون اورده بود رو بزنه. اون نفر اخری گفت اقا همه شاهدن من بخدا خواب بودم من پرت نکردم!
مظلوم ترین ادم کلاس کش رو پرت کرده بود به کنار..
اینی که گفته بود خواب بودم رو بخاطر اینکه خوابیده تعهد گرفتن!
نگم براتون که با چه اوسکولایی درس خوندم! کسایی که خودشون برا خودشون درد سر ایجاد می کردن!

S
S_S ۷ سال پیش
جوک

این خاطره ماله من نیس...برا بابامه ولی هروقت تعریف میکنه ما از خنده غش میکنیم.
میگه که :یه بازی داشتیم خعلی مزخرف بود،میرفتیم زیر پتو اون دو نفر دیگه هم باید سعی میکردن پتو رو از دورت باز کنن.
بعد یه بار داداشم رفت اون زیر،دماغشم آورده بود بیرون و سفتم پتو رو چسبیده بود که یهو من رفتم جلو دماغش،پشتمو کردمو گفتم زاااارت.......
آغا مارو میگی:-) :-) :-)
اون عموی بنده خدای من که سوراخای دماغشم گشاده رو میگی:-
اونارو میگی:-D

ریحان بانو ۷ سال پیش
جوک

گوشیم بشکنه ،رمز وایفو یادم بره اگه دروغ بگ�
میخواستم برم مدرسه تایم صبح هم بودم دیدم تلفن خونه زنگ خورد
رفتم جواب دادم دیدم مدیر مدرسمونه کار واجب داشت (خر مجانی گیر آورد
دور از جونم)
بعد از گفتن کارش گفت ریحان جان الان خونه ای یا مدرسه
من????
تلفن خونه!!!!
#مدیر -مدرسه-مشنگ
خداییش یه مدت بچه گفته بودن اسکوله ولی من باور نمی کردم

S
S_S ۷ سال پیش
جوک

آقا ما یه بار اومدیم ادای این بچه خارجیارو در بیاریم تو ایام کودکیمون،عروسک بغل کردیم و خوابیدیم.
وسطای شب هی موهاش میرفت تو دماغم منم فک میکردم مورچه ای چیزیه،بماند که چقدر تو صورت خودم کوبیدم.
دست آخر اعصابم خط خطی شد عروسکه رو پرت کردم کنار یه لگدم زدم بهش و بالشت خنکمو بغل کردم.......هووووف