یکی از آرزوهام اینه که، یک روز همه ادارات، مدارس و دانشگاه ها تعطیل بشه، به جز مدارس ابتدایی و مهد کودک ها.
@2296903551 · ۳۶ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۳۲ رأی)
یکی از آرزوهام اینه که، یک روز همه ادارات، مدارس و دانشگاه ها تعطیل بشه، به جز مدارس ابتدایی و مهد کودک ها.
توی دستشویی بودم، راننده یکی از این تاکسی های اینترنتی زنگ زده، می گه:
شما ماشین خواسته بودید؟
گفتم: نه.
گفت: من الآن تو لوکیشن شما هستم...
با دوستم تو خیابون بودیم، خسته بودیم، می خواستیم تاکسی بگیریم. یک تاکسیه ۲۰ ، ۳۰ قدم جلوتر نگه داشت، ما نرفتیم سوار شیم، راننده سرش را از پنجره آورد بیرون، گفت:
پس چرا نمیاین؟
دوستم گفت: برو آقا مقصد همون جا بود.
امسال تصمیم دارم با این اوضاع دیگه سر سال تحویل دعا نکنم.
می خوام فقط زل بزنم به خدا.
یه خروس داشتم، چنان با افتخار توی حیاط قدم می زد که انگار من خروسم اون اشرف مخلوقات.
داشتم با تلفن برای یکی یک چیزی را توضیح می دادم، طرف نمی فهمید، هی حرف خودشو می زد و بحث بیخودی می کرد. بعد از ربع ساعت صدایی اومد:
مشترک مورد نظر آدم نمی باشد، لطفا قطع کنید!!!
پشت وانتی نوشته بود:
همه به دنبال یارن، من به دنبال بار�
فوق لیسانس شهید بهشتی هم دارم
دوستای صمیمی پشت سر هم حرف نمی زنن
بلکه
جمع می شن دور هم پشت سر بقیه حرف می زنن.
دیروز تلویزیون داشت سریال بزم آخر را می داد، الهام چرخنده یک بیت خوند از حافظ که به تنهایی مرزهای زبان و ادبیات فارسی را آباد کرد:
"کسی" چو حافظ نگشود از رخ اندیشه نقاب
تا سر زلف عروسان، "سخنِ شانه" زدند
آخه خودت نمی فهمی چی می خونی لااقل از یکی بپرس درستش را!!! اگر هم هیچ کدوم نمی دونین، همون یک توپ دارم قلقلیه را بخون، بسه.
سخن شانه چیه؟!
توی یک سایت مشاوره بودم، یک پسری پرسیده بود که یک دختری از فامیل من رو خیلی دوست داره و هیچ جوره هم کوتاه نمیاد، اما من اصلا ازش خوشم نمیاد، چی کار کنم؟ طرف زیرش نوشته بود: یک مدت حموم نرو، مسواکم نزن، برو بشین کنارش سر سفره، بعد تف کن تو غذا بخور!!!
بیچاره این سرباز هخامنشی که رئیس جمهور بعد از ۷۰-٨٠ سال آوردش ایران. آخه لااقل می گذاشتین این بنده خدا تو این شرایط همون جا بمونه.
تا حالا دقت کردین مردم وقتی می پرسن ساعت چنده؟ به مچ دستشون اشاره می کنن، اما وقتی می گن دستشویی کجا است؟ به هیچ جاشون اشاره نمی کنن!
می گم یه وقت زشت نباشه، رئیس جمهور می گه: مردم ما در برابر تحریما خوب مقاومت کردن؟
مامانم می خواست به دوستم یاد بده چه طور کلم پلو درست کنه.
گفت: زنبیل را بردار برو دم سبزی فروشی، یک کیلو سبزی بخر، بیار، پاکش کن، بشور، خردش کن... .
دوستم گفت: خب، شما که با این جزئیات دارید می گید، یک باره بگید که از کدوم مغازه سبزی را بخرم.
همکارم از صبح چند بار رفته بود دم دفتر رئیسمون، در زده بود رفته بود تو.
چند دقیقه بعد دوباره بلند شد بره دفتر رئیس، حواسش کامل تو کارش بود، در اتاق خودمون را زد، رفت بیرون.
یک وقت زشت نباشه جوک مردان داریم اما جوک زنان نداریم؟
صدای همسایمون میومد که داشت توی حیاط می گفت: آخه یکی بیاد به من بگه مگه مغز خر خوردی که امانت مردم را قبول کردی.
رفتم بهش گفتم: آخه مگه مغز خر خوردی که ... .
نمی دونم چرا این قدر ناراحت شد! مگه خودش نگفته بود یکی بیاد این جمله را بگه؟!